سید -ناصرالدین شاه


طنز اجتماعی سیاسی


 

وبدان اي عزيز كه حكماي تركستان را دوره اي مفروض است  كه روي دوازدهه مي چرخد و هر سال به اسم حيواني مرسوم است و اعتقاد بر اين است . كه آن سال خلق وخوي آن حيوان را دارد. تا سال ماضي  حكماي تركستان  خوب گفته بودنند اما ظاهرا سال قبل  خلق وخوي گاو حاكم نبوده است . سال 88 سال گاو بود گاو حيواني است پر فايده كه از همه چيز آن انسان استفاده می کند  .ازشير و گوشت  واز پوست آن  و حتي شاخ آن كه کاربرد بسیار دارد از جمله اینکه بوق سازندبراي مردم آزاري و حتی  از پاي آن كه به تركي زينك گويند غذاي بسيار لذيذ ی به بارآورند پر چرب و پر ملات . وباز حتي  از كلمه گاو هم براي  ضرب المثال استفاده ميشود "سرت را مثل گاو انداختي پائين )اما  سال گاو اين خصوصيان مفيد به فايده را نداشت . واختلاف بود بين خلق وتفرقه و جنگ وجدل برسر قدرت  گراني بسيار بود هر جند در بين برخي دولتمردان گراني محسوس نبود!!! خصوص گرانی همين گوشت گاو که البته  شايد چون  سال  گاو بود پارتي بازي شده بود و گوشت گاو گرانتر شده بود تا گاو ترقي نمايد  و مانند برخي مديران اطراف پرور گاو هم به فكر  توسعه خود واطرافيانش که همان گوسفندان باشد افتاده بود سو استفاده از موقعیت و قدرت  (چون اين گاو مجازي است لذا توهين به كسي نيست منظور ما از گاو سال گاو است نه گاو گوشتي  ) حال چرا سال گذشته خلق وخوی گاو حاکم نبود سه دلیل مفروض  يكي آن كه گاو به علتي مانند زایمان  شيفت خود را با مار يا پلنگ عوض كرده باشد و دوم اينكه اصلاشايد دوازده كم يك بوده و  ما يك سال عقب افتاده ايم و حساب کار از دستمان خارج شده عربستان هم که نوروز ندارد با آن تطبیق کنیم و فرض سوم اینکه شاید گاو پارسالی گاو وحشی اسپانیای بوده  و اين براهين  دلیل است بر اینکه شاید سال قبل اصلا سال گاو نبوده بنا بر این امسال هم شاید اصیا سال پلنگ نباشد لذ ممکن است پیشبینی حقیر درست از آب نیاید .

واما اي عزيز بدان  که امسال  بارس ئیل (سال پلنگ) است . بر گذشته افسوس خوردن عبث است و نبايد  در گذشته غوط زد . انشا ...كه پلنگ  كه حيواني است تيز پا و با هوش و تيز چنگ و صد البته با مرام تر از گاو .احتمال آن هست  بتواندکه پلنگ اين سال نحس را بلعيده خوي خود كه جوانمردي است جاري نمايد.

پلنگ  حيواني است باريك اندام و خوش فرم  لذا پيش بيني ميكنم كه  دك وپوز در بين جوانان  در سال آتي بسيار شود . از اين جهت البسه فراوان خريداري شود اگر سياست كنيم و سد نمايم كالاي چيني را چرخه اقتصاد نساجي رونقي ديگر گيرد . و چون بارس (پلنگ )خود گوشت خوار باشد احتمالا گوشت فراوان از خارج وارد شود(تغیر در مدیریت ) تا گوشت گاو به اندازي نزول كند كه حتي طبقه كارگر و حتي كارمند و حتي معلمان(خودمان ) هم بتوانند  گوشت گاوي و گوسفندي بخریم  ماهي يك بار

و اما بعد اوضاع كواكب دليل است بر اين احتمال است   كه سال آينده به سبب راه اندازي سامانه  ازدواج سازمان جوانان هيچ عذبي باقي نماند كه حداقل گواهي خواستگاري را دريافت نمايد با ثبت نام در پايگاه   سازمان . وگواهینامه خود را اضافه کند به گواهی دیپلم و لیسانس و ارشد و دکترا   وتو كه خودت را مي كشي بدان كه سال آينده حتما ازدواج مي كني و اين ربطي به اوضاع كواكب ندارد بلكه دليل  آن سرتقي خود  تو ست که در حال بیکاری از دختر مردم بی گواهینامه خواستکاری میکنی .البته كه عرضمان با شما نيست او را ميگويم

عطارد بر برج حمل در ساعت خوش نشان ميدهد كه اختلاف خواهد افتاد بين زوجين از باب دريافت يارانه كه به نام هر كس  در جيبش فرو  ريخته خواهد شد مانند سهم عدالت كه زن به مرد همي گويد كه خرج مرا دولت ميدهد به شما چه كه من با پولم چه ميكنم .و به به كجا ميروم و با كي ميروم

ودر برج حمل گاركران شهرداري سخت مشغول كار هستند و سطل به دست دارند  واين نشان آن باشد كه در سال  آتي باران فراوان بارد وبرف ايضا و كارگران شهرداري مشغول كار همي شوند و معابر همي آب گيرد چون سالهاي گذشته با يك باران سطحي و ترافيك بوجود  آيد با يك برف سطحي

نيمه راه شيري مسدود است اما گاهي ستاره اي قاچاقي از آن عبور ميكند  و اين نشان بر آن است كه اتوبان تبريز زنجان بازگشائي غير رسمي شود مثل فاز قبلي كه هنوزهم پليس ان را به رسميت نمي شناسد . و برخی رانندگان خود به افتتتاح اتوبان دست زنند بی اذن مسئولین

و خوشه پروين پر التهاب است که حمل ميشود انگور به برج عقرب كه نشان ميدهد خوشه بندي غوغا همي كند و خوشه چينان از خوشه بندي مستفاد شوند و تورم سر به فلك نهد تا جاي كه صداي عرشيان هم در آيد كه بيايد تورمتان را ببريد به زمين و خوشه سومي ها همچنين  غالب باشند بر خوشه يكي ها وخوشه خوشه ثروت فزون شود به اغنايا

در اين سال هر كه را فرزند به دانشگاه رود غصه همي گيرد از باب شهریه  و چون به دانشگاه آزاد  رود اگر رشته ي فرزند انساني باشد موي سرش ريزد اگر فني باشد كارش به بيمارستان كشد و اگر پزشكي باشد خدايش رحمت كند و اين همه از انوار نوراني سهيل مكشوف است كه چون دانشگاه آزاد  خارج از هر ضابطه در حال اخذ نور از خورشيد كند بي واسطه  

واما وضع مطبوعات چون سال ماضي است بل بدتر و قمر در عقرب بل بدتر كه صد چند نفر در اين وادي از كار اخراج و چند روزنامه تذكر و چند روزنامه درشان بسته يارانه كمتر  حمايت هيچ و انتظار بالاتر  واحتمال ميرود كه در ماغازا گل گرفته شود  ومويش (به جاي سرش ) بر باد رود .

وامااوضاع اقتصادي كه استخراج شده ازجوزا بر سر مريخ  نشان ميدهد كه رونق آن بسيار و بازار پر از كالاو رنگ دررنگ ومتنوع از سوزن گرفته تا خود لحاف از نخ گرفته تا پارچه از پود تا فرش و همه چيز فراوان با يك مارك  آن هم چيني و بسيار فايده خواهند برد مردم چين و  البته هزاران كارگاه ايراني خموش و راه شيري به سوي چين پر خروش و فروش  وصد البته فروش پتوي پلنگي بسيار به تعداد ستارگان آسمان

 

در باب ورزش اميداست كه چون پلنگ باشيم و جنگنده به شرط اينكه سال نو رقیب بر  روي شير تحويل نشده باشد . اميد مي رود كه تيم ملي بتواند از عهده تیم  جي بوتي و جزاير سليمان بر آيد

واحتمال ميرود با توچه به اينكه بودجه امسال هنوز بسته نشده است و تا بسته شود و ابلاغ كردد و تخصيص يابد به فصل زمستان رسيم همه اعتبار عمراني بماند و امسال انشا...كسري بودجه نخواهيم داشت كه هيچ بلكه مازاد بودجه نيز خواهيم داشت

و پول آب وبرق و گاز افزون شود وهمچنين بنزين  والبته حقوق كارمندان هم كمي تا قسمتي براي" خاله خاطرون قالمسن "افزايش پيدا خواهد كرد واما  در سيستم چنان طرحي شده كه اين افزايش مستقيم به حساب خدماتي  چون آب وبرق و...ريخته خواهد شد و موجب تورم نخواهد شد  چرا كه تورم استوار است بر فزوني نقدينگي در دست مردم

وپلنگ حيواني است پر سرعت اميد آن ميرود كه سرعت اينترنت به پاي سرعت كشور  دوست و برادر افغانستان برسد

و پلنگ حيواني است داش مشتي اميد است كه افراد داش مشتي بر سر كار آيند و به حرمت نان و نمك ارباب رجوع را  در ادراه به قدر چرخش پهلون در گود زور خانه نچرخانند .  واميد است كه چنان كه به عرض رسيد شيفت گاو با پلنگ عوض شده باشد .

 

 

 

 

 

گاو به زایمان رفته بود

وبدان اي عزيز كه حكماي تركستان را دوره اي مفروض است  كه روي دوازدهه مي چرخد و هر سال به اسم حيواني مرسوم است و اعتقاد بر اين است . كه آن سال خلق وخوي آن حيوان را دارد. تا سال ماضي  حكماي تركستان  خوب گفته بودنند اما ظاهرا سال قبل  خلق وخوي گاو حاكم نبوده است . سال 88 سال گاو بود گاو حيواني است پر فايده كه از همه چيز آن انسان استفاده می کند  .ازشير و گوشت  واز پوست آن  و حتي شاخ آن كه کاربرد بسیار دارد از جمله اینکه بوق سازندبراي مردم آزاري و حتی  از پاي آن كه به تركي زينك گويند غذاي بسيار لذيذ ی به بارآورند پر چرب و پر ملات . وباز حتي  از كلمه گاو هم براي  ضرب المثال استفاده ميشود "سرت را مثل گاو انداختي پائين )اما  سال گاو اين خصوصيان مفيد به فايده را نداشت . واختلاف بود بين خلق وتفرقه و جنگ وجدل برسر قدرت  گراني بسيار بود هر جند در بين برخي دولتمردان گراني محسوس نبود!!! خصوص گرانی همين گوشت گاو که البته  شايد چون  سال  گاو بود پارتي بازي شده بود و گوشت گاو گرانتر شده بود تا گاو ترقي نمايد  و مانند برخي مديران اطراف پرور گاو هم به فكر  توسعه خود واطرافيانش که همان گوسفندان باشد افتاده بود سو استفاده از موقعیت و قدرت  (چون اين گاو مجازي است لذا توهين به كسي نيست منظور ما از گاو سال گاو است نه گاو گوشتي  ) حال چرا سال گذشته خلق وخوی گاو حاکم نبود سه دلیل مفروض  يكي آن كه گاو به علتي مانند زایمان  شيفت خود را با مار يا پلنگ عوض كرده باشد و دوم اينكه اصلاشايد دوازده كم يك بوده و  ما يك سال عقب افتاده ايم و حساب کار از دستمان خارج شده عربستان هم که نوروز ندارد با آن تطبیق کنیم و فرض سوم اینکه شاید گاو پارسالی گاو وحشی اسپانیای بوده  و اين براهين  دلیل است بر اینکه شاید سال قبل اصلا سال گاو نبوده بنا بر این امسال هم شاید اصیا سال پلنگ نباشد لذ ممکن است پیشبینی حقیر درست از آب نیاید .

واما اي عزيز بدان بر گذشته افسوس خوردن عبث است و نبايد  در گذشته غوط زد . انشا ...كه پلنگ  كه حيواني است تيز پا و با هوش و تيز چنگ و صد البته با مرام تر از گاو .احتمال آن هست  بتواندکه پلنگ اين سال نحس را بلعيده خوي خود كه جوانمردي است جاري نمايد.

پلنگ  حيواني است باريك اندام و خوش فرم  لذا پيش بيني ميكنم كه  دك وپوز در بين جوانان  در سال آتي بسيار شود . از اين جهت البسه فراوان خريداري شود اگر سياست كنيم و سد نمايم كالاي چيني را چرخه اقتصاد نساجي رونقي ديگر گيرد . و چون بارس (پلنگ )خود گوشت خوار باشد احتمالا گوشت فراوان از خارج وارد شود(تغیر در مدیریت ) تا گوشت گاو به اندازي نزول كند كه حتي طبقه كارگر و حتي كارمند و حتي معلمان(خودمان ) هم بتوانند  گوشت گاوي و گوسفندي بخریم  ماهي يك بار

و اما بعد اوضاع كواكب دليل است بر اين احتمال است   كه سال آينده به سبب راه اندازي سامانه  ازدواج سازمان جوانان هيچ عذبي باقي نماند كه حداقل گواهي خواستگاري را دريافت نمايد با ثبت نام در پايگاه   سازمان . وگواهینامه خود را اضافه کند به گواهی دیپلم و لیسانس و ارشد و دکترا   وتو كه خودت را مي كشي بدان كه سال آينده حتما ازدواج مي كني و اين ربطي به اوضاع كواكب ندارد بلكه دليل  آن سرتقي خود  تو ست که در حال بیکاری از دختر مردم بی گواهینامه خواستکاری میکنی .البته كه عرضمان با شما نيست او را ميگويم

عطارد بر برج حمل در ساعت خوش نشان ميدهد كه اختلاف خواهد افتاد بين زوجين از باب دريافت يارانه كه به نام هر كس  در جيبش فرو  ريخته خواهد شد مانند سهم عدالت كه زن به مرد همي گويد كه خرج مرا دولت ميدهد به شما چه كه من با پولم چه ميكنم .و به به كجا ميروم و با كي ميروم

ودر برج حمل گاركران شهرداري سخت مشغول كار هستند و سطل به دست دارند  واين نشان آن باشد كه در سال  آتي باران فراوان بارد وبرف ايضا و كارگران شهرداري مشغول كار همي شوند و معابر همي آب گيرد چون سالهاي گذشته با يك باران سطحي و ترافيك بوجود  آيد با يك برف سطحي

نيمه راه شيري مسدود است اما گاهي ستاره اي قاچاقي از آن عبور ميكند  و اين نشان بر آن است كه اتوبان تبريز زنجان بازگشائي غير رسمي شود مثل فاز قبلي كه هنوزهم پليس ان را به رسميت نمي شناسد . و برخی رانندگان خود به افتتتاح اتوبان دست زنند بی اذن مسئولین

و خوشه پروين پر التهاب است که حمل ميشود انگور به برج عقرب كه نشان ميدهد خوشه بندي غوغا همي كند و خوشه چينان از خوشه بندي مستفاد شوند و تورم سر به فلك نهد تا جاي كه صداي عرشيان هم در آيد كه بيايد تورمتان را ببريد به زمين و خوشه سومي ها همچنين  غالب باشند بر خوشه يكي ها وخوشه خوشه ثروت فزون شود به اغنايا

در اين سال هر كه را فرزند به دانشگاه رود غصه همي گيرد از باب شهریه  و چون به دانشگاه آزاد  رود اگر رشته ي فرزند انساني باشد موي سرش ريزد اگر فني باشد كارش به بيمارستان كشد و اگر پزشكي باشد خدايش رحمت كند و اين همه از انوار نوراني سهيل مكشوف است كه چون دانشگاه آزاد  خارج از هر ضابطه در حال اخذ نور از خورشيد كند بي واسطه  

واما وضع مطبوعات چون سال ماضي است بل بدتر و قمر در عقرب بل بدتر كه صد چند نفر در اين وادي از كار اخراج و چند روزنامه تذكر و چند روزنامه درشان بسته يارانه كمتر  حمايت هيچ و انتظار بالاتر  واحتمال ميرود كه در ماغازا گل گرفته شود  ومويش (به جاي سرش ) بر باد رود .

وامااوضاع اقتصادي كه استخراج شده ازجوزا بر سر مريخ  نشان ميدهد كه رونق آن بسيار و بازار پر از كالاو رنگ دررنگ ومتنوع از سوزن گرفته تا خود لحاف از نخ گرفته تا پارچه از پود تا فرش و همه چيز فراوان با يك مارك  آن هم چيني و بسيار فايده خواهند برد مردم چين و  البته هزاران كارگاه ايراني خموش و راه شيري به سوي چين پر خروش و فروش  وصد البته فروش پتوي پلنگي بسيار به تعداد ستارگان آسمان

 

در باب ورزش اميداست كه چون پلنگ باشيم و جنگنده به شرط اينكه سال نو رقیب بر  روي شير تحويل نشده باشد . اميد مي رود كه تيم ملي بتواند از عهده تیم  جي بوتي و جزاير سليمان بر آيد

واحتمال ميرود با توچه به اينكه بودجه امسال هنوز بسته نشده است و تا بسته شود و ابلاغ كردد و تخصيص يابد به فصل زمستان رسيم همه اعتبار عمراني بماند و امسال انشا...كسري بودجه نخواهيم داشت كه هيچ بلكه مازاد بودجه نيز خواهيم داشت

و پول آب وبرق و گاز افزون شود وهمچنين بنزين  والبته حقوق كارمندان هم كمي تا قسمتي براي" خاله خاطرون قالمسن "افزايش پيدا خواهد كرد واما  در سيستم چنان طرحي شده كه اين افزايش مستقيم به حساب خدماتي  چون آب وبرق و...ريخته خواهد شد و موجب تورم نخواهد شد  چرا كه تورم استوار است بر فزوني نقدينگي در دست مردم

وپلنگ حيواني است پر سرعت اميد آن ميرود كه سرعت اينترنت به پاي سرعت كشور  دوست و برادر افغانستان برسد

و پلنگ حيواني است داش مشتي اميد است كه افراد داش مشتي بر سر كار آيند و به حرمت نان و نمك ارباب رجوع را  در ادراه به قدر چرخش پهلون در گود زور خانه نچرخانند .  واميد است كه چنان كه به عرض رسيد شيفت گاو با پلنگ عوض شده باشد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 





نویسنده : سید رضاعلوی ; ساعت 10:23 روز یکشنبه بیست و سوم اسفند 1388
دسته بندی :

لینک مطلب



http://www.khabaronline.ir/news-49007.aspx



نویسنده : سید رضاعلوی ; ساعت 16:56 روز جمعه بیست و یکم اسفند 1388
دسته بندی :

لینک مطلب



http://www.khabaronline.ir/news-49007.aspx



نویسنده : سید رضاعلوی ; ساعت 16:55 روز جمعه بیست و یکم اسفند 1388
دسته بندی :

لینک مطلب



 

يك دفعه نصف شبي موبايل همايوني صداي خروس در مياورد. كه خبر رسيدن پيامك را ميدهد  سرا سيمه از خواب همايوني مي پريم . نگاه مي كنم ساعت آتشين جهنم يك نصف شب است قبل از اينكه پيامك را بگشايم ميخواهيم يك فحشي بدهيم آبدار اما  به دو دليل فحش  نمي دهيم اول اينكه ظن ميكنيم كه طرف حتما از عرفا و يا ادبا است  آخر ميدانيد سه طايفه نيستند كه اين زمان بي خوابي به سرشان ميزند . اول عرفا و شعرا  كه در حال راز ونياز و خلوت هستند بعد هم  داروغه شهر  كه ما را با داروغه كاري نيست . فحش و ناسزا گفتن به اين دو طايفه هم بازي است با سر شير  عقوبت دنيوي واخروي دارد و دليل دوم  عدم فحش ترس بسته شدن ستون مبارك توسط مسئولين امر است.  القصه  پيامك را مي گشايم مي بينم   حدس همايوني  درست است . پيام از طرف شاعر ثلاثه  است كه ما را به يك شب  شعر طنز  دعوت كرده است .

نوشته مير شكاك خواهد آمد .شما هم بيايد با خودمان ميفرمايم يقين الشعرا چه گلي به سر ما  زده كه اين مير ترديد   مير شكاك بزند .

فردا پيامك را به  مسئول حراست جهنم نشان ميدهيم و ميفرمايم كه بايد برويم عرض  ميكند البته ببخشيد اينها امر ميكنند فعلا ريش ما گرو است . كه مرخصيمان ته كشيده عرض ميكنيم  مرخص نميخواهيم انگار كنيد كه الودگي هوا است و به اين بهانه جهنم را يك روز تعطيل كنيد مسئول عصباني ميشود و مي فرمايد اين انك ها به ما نمي چسبد سوخت ما يك سوخت پاك است كه هيچ گونه عوارضي ندارد  مي عرضيم (مي عريضيم مصدر عقدهاي مي فرمايم است )كه دعوت نامه داريم الان اون ور  دنيا با اينكه انها با امريكا دشمني دارنداما اگر دعوتنامه بيايد اجازه ميدهند  كه برود . تازه اين كار فرهنگي است.  تا كلمه فرهنگ را مي شنود مثل مسئولين اون ور  كه  خودشان  را در قبال اين كلمه متعهد و منطقي جلوه ميدهند . ميگويد اگر كار فرهنگي است اشكالي ندارد برو . حال بگو ببينم تاتر است يا سينما يا موسيقي  مي عرضيم شعر آن هم طنز . ميگويد پس بگو مي رويد پشت سر  مسئولين خدوم صفحه بگذاريد خلاصه ورقه را امضا ميكند و تاكيد ميكند كه درب جهنم سر وقت بسته خواهد شد . زود بيا .آدرس خانه فرهنگ است نزديكترين قبرستان طوباييه هماهنگ ميشويم از قبرباقر خان خارج ميشويم  البته بي تشريفات رسمي از انجا خارج ميشوم كه نيازي به خودرو نداشته باشيم در اين ترافيك دم عيدي  . تا برسيم سر محل جلسه  مجبورا محو مي شويم در صورت برخي از رهگذاران . فرشته اي كه همراهي ميكند ما را متذكر ميشود كه به  مدت عذابت افزون ميشود نگاه نكن به فرشته عرض ميكنيم قربان بال وپرت  اينها كه نگاه هيز نيست . نگاه اول است كه حكم شرعيش هم معلوم است تازه ما به صورت كاري نداريم به نقش و نگار صورت كه كشيده شده نگاه ميكنيم الحق والانصاف نقاش باشي ما هم عاجز بود از اين بزك و دوزك

سر موقع ميرسيم خبري نيست تنها ما هستيم و ديگر هيچ ملكوكانه در صندلي آخر جلوس ميكنيم البت به جلد سيد رضا . مثل هميشه خدا برنامه ايراني؛ برنامه با يك ساعت تاخير شروع  ميشود .برنامه را شاعر ثلاثه شروع ميكند  وبعد آن مسابقه شعر  سرعت شروع ميشود به شعرا مجال وقت  داده نمي شود از برخي هم خواسته ميشود كه از همان جاي كه بلند ميشوند بيايند سوي تريبون شعر خودشان را بخوانند كه وقت ذيق  است . يكي از تبريزميخواند يكي از تهران الحق اين استاد ارش آزاد  خوب ميخواند از تمام شعراي طنز تهران .  زمان ما بود صدر الشعرا ميكرديم . هر هم پشت تريبون ميرود از خوبيت طنز مي گويند . البته در همين محدوده  سالن خاقاني .اما عملا  خنداندن مردم يكي از جريم خفيه ميباشد  .  با خود انديشه ميفرمايم ما كه پادشاه طنازي بوديم و طنز پرور چرا از ما به بدي ياد ميكنند . حيف كه  آتش ذوقمان را خشكانيده  است والا يك قصيده بلند بال در باب نسوانم ميگفتيم طنازنه .  برخي شعرها خوانده ميشود  با مضموني نا خلف.   آن هم  داخل ارشاد ان هم  درست مقابل اتاق رياست . ظاهرا اينها به آنچه در درون ارشاد رخ بدهد كاري ندارند  .القصه برنامه به تندي تمام ميشود.  ما هم مثل برنامه ذيق وقت داريم  از طوبائيه وارد جهنم ميشويم .  اين را هم بگويم كه مير شكاك خودش نتوانسته بود بيايد بنرش را فرستاده بود  زده بودند انجا  





نویسنده : سید رضاعلوی ; ساعت 23:8 روز چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388
دسته بندی :

لینک مطلب



 

 منه فرق ايلمز

روز ميلاد حضرت رسول اكرم است . تلويزيون در حال پخش كارتون است . مهدي يكي ازدو  قلوها  كه تازه وارد سن هشت سالگي شده از من مي پرسد بابا امروز وفات است . برايش توضيح ميدهم كه هفده ربيع چه روز با شكوهي است. و امروز براي ما يك روز شادي است .  كلي مي گويم اما آخر سر با اين سئوال  او روبرو مي شوم كه اگر وفات نيست تلويزيون چرا اين كارتون را پخش ميكند. نگاه ميكنم  كارتوني كه چند روز پيش هنگام سالروز  رحلت نبي اكرم پخش مي شد با اهنگ محزون و غم الوده در باره ائمه ؟؟؟باز هم پخش ميشود .گويا كه ائمه ما با غم همزاد هستند !!!!!

 فرق بين يك روز شاد و غمگين در صدا و سيما

روز غم                                                 روز شادي

كارشناس برنامه آقاي "الف " با لباس مشكي        كارشناس برنامه همان آقاي "الف "  با لباس مايل به مشكي                         

ذاكر  اهل بيت آقاي"الف "                                        مداهل اهل بيت همان آقاي "الف "                         

موضوع بحث و گفتگو  موضوع"الف "                          موضوع بحث وگفتگو  موضوع "الف "                           

صحبت با چند نفر هنرپيشه                             صحبت با همان  چند نفر هنرپيشه

جمع شدن تعداد زيادي مجري در يك برنامه            جمع شدن تعداد زياد مجري دريك برنامه

پخش كارتون سفرهاي كمان و ايكيو سان                    پخش طنز لورل و هاردي

روبان شياه روي صفحه تلويزيون                         پيام شادباش روي صفحه تلويزيون

ملاحظه ميفرمايد فرق عمده  روزهاي شادي و سرور با غم واندوه  منحصر است  به كارتون ايكيو سان  و فيلم چند  دهه قبل لورل و هاردي. حال ربط ايكي سان با  غم واندوه چيست خدا ميداند  . بنده حقير كه هر چه زور زدم به جاي نرسيدم . خداوند مرحومين مغفورين جنت مكانين حضرات  لورل و هاردي را قرين رحمت كند كه روز هاي شاد به داد برنامه سازان سيما محترم و فاخر ميرسند و الا  ما روز شادي و غم را نمي توانستيم از هم تشيخص بدهيم . چرا كه در مابقي  برنامه ها فرق زيادي  مشهودي نيست

راستش  دو تا مطلب به ذهنم ميرسد اول اينكه چرا ما در "الف "گير كرديم شايد به دليل آن، دليل آن  دانش اموز مكتب باشد   كه" الف" را نمي گفت هر چند استاد او را فلك ميكرد  و مردم جمع شدن و گفتند  كه بابا بگو الف  اينكه كاري ندارد گفت مسئله "الف" نيست "الف" را بگويم انتظار داريد بگويم "ب" و تا "ي" بايد ادامه بدهم . شايد ضرغامي   هم از اين ميترسند كه اگر نو آوري كنند انتظار مردم بالا برود و توان صدا وسيما  كفاف خواست مردم ر در آينده ا ندهد .

 مطلب دوم اينكه حرف مرد يكي بايد باشد و ضرغامي هم ميدانيد  كه خيلي مرد است. و با تكرار برنامه ها حرفش را تكرار ميكند .

 پي نوشت :يكي ميگفت ميداني چرا روزهاي تعطيل  اين همه مجري  در يك برنامه جمع ميشود گفتم نه گفت زنهايشان ميگويد روز تعطيلي بلند شو برو بيرون من يك آب و جاروي بكنم و مجري هم كه جاي ندارد ميايد پخش و دور هم جمع ميشوند

 

 

 دوم

 سالروز قيام مردم تبريز چند فيلم كهنه تكراري در مورد اين قيام تكرار شد . يكي از دوستان صدا و سيمائي  دو روز بعد  گير ما افتاد و ما اعتراض كرديم كه كي ميخواهيد از اين تكرار  بيرون بيايد . كلي من گقتم و او نشنيد و آخر سر هم اين برهان قاطع را آورد كه گفت  سالگرد قيام است   سالگرد هم تكر ار است مگر نه  . بهش گفتم با اين حساب شما نبايد هر روز صبح رخت خواب هاي پهن شده را جمع كنيد كه  شب باز هم تكرار خواهد شد .

ما براي انكه زنده بمانيم نبايد نفس هاي تكراري بكشيم  اگر زندگي هر لحظه  با لحظه قبل  فرق نكند  كه زندگي نيست . اينها را من گفتم و او گفت  سالگرد يعني تكرار

گفتم باشد اون تكرار است  اين بنده خداهاي كه در برنامه شبانه تكرار ميشوند  و به غير از تمسخر لهجه هاي محلي  كاري بلد نيستند را  چرا تكرار مي كنيد . گفت معلوم است برنامه سريالي است بايد يك موضوع  متحدد داشته باشد .

به اين فكر ميكنم كه هزاران سال قبل از ميلاد مسيح يك فرعوني مرده است هر سال خدا در مورد مرگ او خبر تازهاي پخش ميشود و ابعاد حديدي از مرگ او كشف ميشود . آيا همه ابعاد بيست ونهم بهمن گفته شده است . و جاي براي كا نو نيست

اصلا ميدانيد اينها همش بهانه است از دست برنامه هاي صدا وسيما خسته شده ام  همين  فردا ميروم ماهواره ميگيرم .

مش حسن هم از برنامه ها  صدا وسيما خسته شده بود و ميخواست ماهواره بخرد كه عيالش گفت فعلا نخر چون كه پارازيت انداختن ميگويند اين پارازيت سرطان زا است يك كاري بكن جاريم حميرا  ماهواره بگيرد اگر سرطان نگرفت ما هم بعدا مي گيريم . مش حسن گفت زن اينطوري نيست كه هر كه  ماهواره داشته باشه پارازيت دريافت ميكنه  اين مثل تنبيه نظاميه تنبيه براي همه تشويق براي يكي  ما هم امواج پارازيتي دريافت ميكنيم" آش نخورده و دهن سوخته"

 

 





نویسنده : سید رضاعلوی ; ساعت 15:28 روز جمعه چهاردهم اسفند 1388
دسته بندی :

لینک مطلب



دم عیدی دیدیم كسب وکار  ماغازا کساد است .آخه اين روزها كسي خريدار كالاي فرهنگي نيستو مردم به دنبال  رخت و لباس نو هستند .  یک نوشته زدیم روی  شیشه ماغازا که ایها الناس نظافت منزل در محل منزل پذیرفته میشود!!! .شیشه پاک میکنیمفرش می شویم  لوستر تمیز میکنیم . گرد گیری میکنیم آخرش هم نوشتیم  وسایر خدمات عیدیانه.از فرهنگي كرفته تا سياسي مي كنيم .

دو دقیفه نشده بود که یکی زنگ زد و گفت "مستر" سيد  رضا علوی ؟گفتيم  "یس" " یو ار جناب"  گفت: من هستم مشاوره اوباما که رد شرکت شما را از ماهواره گوگل "ارت" زدم.فرمودیم اوباما حسین گفت" یس" گفتیم "هلوي " ما را به حسین آقا  اوبامابرسان  بگو نامرد این بود رسمش ابروی هر چه مسیحی ژن مسلمان را بردی .بعد هم گفتيم امرتان میخواهید بیایم برایتان کاخ سفید را  برق بیاندازیم،  شيشه هاش پاك كنم . گفت نه خیر کار هست فرهنگی . گفتم ببین من از اونهای نیستم که پول بگیرم مطلب بنویسم  اگر قرار به پول گرفتن ومطلب نوشتن  بود همین نشریه آ ذر پیام باید بیست میلیونی به ما میداد.ما براي دلمان مينويسيم  . گفت تعارف تکه "اند" پاره   نکنید  .اگر نمی خواستید کار فرهنگی با پول بكنيد  . چرا ته اعلان نوشته ا ید وسایر خدمات عیدانه . با خودمان گفتيم  این هم یک باره بود(دسته گل) که گذاشتیم. عین بند آخر شرح وظایف کارمندی سایر امورات مربوطه عنداللوزوم  كه كارمند را وادار به خريد خانه رئيس هم ميكند . راستش ترسیدیم به اتحادیه شکایت کند .بيايند ماغازا را تخته كنند نانمان آجر شود  ناچارا قبول کردیم برایشان کار فرهنگی اقتصادي بكنيم  .بهش گفتیم حالا امرتان  را بفرمايد اگر ازدستمان بياد كوتاهي نمي كنيم. گفت  باراک میخواهد امسال هم پیام نوروزی بدهد برایش يك متن خوب وسياسي  تنظیم کن .باخودمان گفتیم عجب کاری کردیم با بین المللی کردن نوروز دستی دستی  پای بیگانه را کشیدیم سر سفره  هفت سین .بهش گفتیم اوباما غلط  حرفمان را خوردیم  گفتیم اوباما برای چه میخواهد پیام نوروزی بدهد . گفت برای حسن نیت. بهش گفتم حال نميشه اين حسن نيت را طور ديگري نشان بدهد مثلا با آزاد كردن اموال بلوكه .گفت پيام هزينه اش كمتر است .  بهش گفتیم باشد ده دقیقه بعد پیام نوروزی آماده است یکی از این جاسوس های دم دستی را بفرستيد بیاد ببرد. گفت باشه پولت را هم می فرستم همان آدم بيارد.

پیام نوروزی باراک اوباما

اولا من خودم را ایرانی میدانم  و نوروز را جشن ملی خود میدانم  یادش بخیر عجب تخم مرغ شکونی میكردیم عید نوروز . من در سال آتي یا همان آینده شما خیلی کار برای شما خواهم کرد . ومن آينده خوبي براي شما خواهم ساخت من سعی خواهم کرد با فرستادن انواع جاسوس بین شما تفرقه ایجاد کنم و من سعی خواهم کرد كشورهاي دیگر را متقاعد بکنم که شما بسیار خطرناک   و  "اکشن "هستید و شما میتوانید همه کار بکنید. حتی میتوانید ریگی را هم بگیرید و اشک ما را هم  در بیاورید .

من سعی خواهم کرد که در سال اتی چین و روسيه  را علیه شما بشورانم . من به شما میگویم به خانم کلینتون خواهم گفت وضع حجابش را درست کند وتنها اينطرف و اون طرف نرود  . ما سعی خواهیم کرد هر اتفاق تروریستی که در چهان شکل می گیرد را به نام شما بزنيم و این برای شما بهتر است  چون از شما خواهند ترسید . من برای شما بودجه فراوان در کنگره به تصویب خواهم رساند که بتوانید با ان علیه مملكت خودتان   خرابكاری فرهنگی بکنید .(منظور از خرابكاري فرهنگي چيز ديگري نيست ) ومن يك گلايه از شما دارم و ان اين است كه چرا شما سياه بازي راه مياندازيد در اين عيد و من لحن حرف زدنم را با شما خوب كردم جهان بداند ما خوب حرف ميزنيم .

ده دقيقه بعد يك موتوري اومد و پيام را برد .و تراول دويستي گذاشت كفمان انداختيم داخل دستگاه ديديم تقلبي است


 





نویسنده : سید رضاعلوی ; ساعت 22:6 روز یکشنبه نهم اسفند 1388
دسته بندی :

لینک مطلب



 

 

از خواندن يك خبر در لب تاب مبارك كه ازطريق شبكه جهنم وصل است  به  شبكه اينترنت بسيار آشفته شده بوديم. كه اين مرد خبيث كه خداون او را  عذب ما قرار داده است  در جهنم. و همسايه ما شده اقا خان نوري را مي فرمايم بي هيچ اذني وارد ميشود . وكرنش ميكند بي حد، تا اندازه اي  كه ما كه معمولا از اين قبيل حركات خوشمان ميشود زحليمان( بدمان ) ميرود و به ياد برخي زير دستان  ادارت مي افتيم و دلمان ميخواهد قي كنيم  القصه . عرض ميكند كه قبله عالم را اشفته مي بينيم  .بي اعتنا مي گويم از كار مردم قرن اينترنت   در حيرانم . عرض ميكند چه چيزي از رعيت سر زده كه خاطر شما را مكدر كرده . ميفرمايم فال بازي و رمالي خبر را سير كنيد بيش از صدهاهزار صفحه مرور گر  فال وكف بيني  در اينترنت وجود دارد . ميگويد خوب ! مي فرمايم شما كه عمق مطلب  را درك نمي كنيد امير بود مي فهميد. عرض ميكند مگر فال بد است ميگويم ياوه مباف  عرض ميكند كه آدم از آينده  خودش خبردار شود بد است . اين رمالان و دعا نويسان اگر نبودند.. ميزنيم توي دهنشان و مي فرمايم شما صدر اعظم  نمي شديد . حاشيه ميرود و مبحث را به خام باجي ها مي كشاند و اخر سر هم عرض ميكند فال بيني است بسيار حاذق، كه اهل ذوق وهنر به پيش او ميروند تا از اينده خود خبر دار شوند . ميفرمايم ما كه فعلا در عالم برزخ هستيم و اينده ما كاملا معلوم و مكشوف

. عرض ميكند براي تفريح هم شده برويم كف قبله عالم را ببيند . غلغلكمان ميشود كه يك تفريحي بكنيم  . امر ميفرمايم يك پدر سوخته اي بيايد دستورات لازم را براي او ميفرمايم تا خروجمان را مهيا كند . اقا نوري هم زنگ ميزند از فال گير وقت مي گيرد .

 از قبرستان اماميه خارج ميشويم تاكس مي گيريم در بست و ميريم در خانه ي فال گير . خانه بسيار مجللي است به نوري ميفرمايم  خانه جن گير اينجا  است؟اين كه از كاخ ما شيك تر است !عرض ميكند همين جا است. ميفرمايم اين جا كه كوچه پرپيچ وخمي  ندارد و خانه اندروني بيروني هم كه  ندارد درش هم جر جر نمي كند .عرض ميكند اينها لازم است كه باشد ؟.ميفرمايم زير زمين و پستو نباشد جن جماعت كجا مخفي مي شوند . القصه زنگ درب را به صدار در مياوريم وارد ميشويم اين جن گير نوبراست واله منشي دارد ميفرمايم آقا خان نكند اشتباه آمديم اين جا مطب دكتر است نه خانه رمال . اقا خان عرض ميكند درست آمديم اين رمال كلاس بالاست . منشي بعد از برانداز كردن ما سر صبحت را باز ميكند . مي فهميم كه اطلاعات ميخواهد از ما جمعآوري  كند به عمد مي فرمايم آقا خان شما فكر ميكنيد اين رمال بتواند بخت كور ما را باز كند . آقا خان نيش خندي ميزند و ميگويد شايد .

منشي اذن دوخول ميدهد  وارد ميشويم رمال يك ابجي خانم است بزك كرده شبيه به هنر پيشگان هاليودي نه موي بلند نه ناخن دراز  به همه چيز شبهات دارد الا رمال و جن گير   يواشكي به آقا خان ميفرمايم اين ظريفه هفت قلم آرايش كرده اين را جن هم ببيند  مجذوب ميشود نه مخروج .

 با ادعا و عشوه عرض ميكند كف ببينم يا فال قهوه ؟ ميفرمايم از قهوه خوشمان نميايد بخصوص قجري باشد . ميگويد پس كف ميبنيم . به عرض ميرساند كه كف همايوني را جلو ببريم  اطا عت ميكنيم دست مان را ميخواهد بگيرد كه ميفرمايم حدود مطبوعاتي را رعايت فرمائيد فردا ببينند ما دست در دست نامحرم داده ايم، در ستونمان را، گل مي گيرند محرمي گفتند نامحرمي  .عرض ميكند فال گير جماعت محرم مردم است عرض ميكنيم فتوا ندهيد آن كه شما ميگويد دكتر است . منشي كاغذي رابه رمال نشان ميدهد و رمال سر تكان ميدهد ما مي فهميم كه برداشتهاي منشي است از گفته هاي اتاق انتظار . رمال يك نگاهي اندر كف همايوني ميكند و ميگويد بخت شما را بسته اند راهي است بسيار گشاد  كه آخر ان بسته است رو ميكنيم به آقا خان ميگويم اين اتوبان تبريز زنجان را ميگويد و الا دست ما باريكه راهي بايد باشد . ادامه ميدهد زني را دوست داريد .عده اي مانع هستند تا اين سن ازدواج نكرده ايد .  نگاهي به رمال ميكنيم و در دل ميفرمايم اخر ابله ما كه ركورد دار تعداد زوجات هستيم بعد از مرحوم مغفور فتعلي شاه  . زابانا ميفرمايم ازدواج كرده ايم درد چيز ديگري است . نگاهي دوبار مياندازد و ميگويد  يك مرد يا يك زن مانع است  ميفرمايم به غير مرد و زن جنسيت ديگري هم وجود دارد كه شما از آن ميان دو حدس ميزنيد ما كه قاطر نداريم معلوم است كه  بايد يا مرد باشد يا زن . عرض ميكند  شما را طلسم كرده اند و اجاقتان را كور اما من براي شما دو فرزند در طالعتان  ميبينم . البته سخت است شكستن اين طلسم  اگر قبول كنيد مشغول كار شويم ميفرمايم مشغول كار بشويد عرض ميكند هزينه اش شش ميليون تومان ميشود . ميفرمايم در جنگ ايران و روسيه  ما شش كرور خرج نكرديم  با اين پولي كه شما ميفرمايد ميتوانيم به موسسه رويان سفارش ساخت بچه بدهيم. اگر اين پول را داشتيم نزد شما نمي امديم . ميگويد طلسم شما را به قورباغه بسته اند و درماهواره ي سايوز گذاشته اند و به ايستگاه فضاي بين الملل فرستاده اند من براي باز كردن ان بايد به ايستگاه فضاي بين الملل بايد  بروم . ميفرمايم حال اين طلسم را باز كنيد ما بچه دار ميشويم  عرض ميكند حداقل دو پسر ويك دختر .. ميفرمايم شما فال پيشاني هم مي بينيد ببيند روي پيشاني همايوني نوشته شده بع بع و و بعد ميفرمايم هيچ ميدانيد ما كيستيم ناصرالدين شاه  داري شصت همسر و كروركرور فرزند .

بيرون كه ميايم اقا خان ميگويد ديد قربانت اين ظريفه همه چيز را ميدانست !!!!!!!

 





نویسنده : سید رضاعلوی ; ساعت 22:4 روز چهارشنبه پنجم اسفند 1388
دسته بندی :

لینک مطلب