فرق بين تار وسه تار و تاري چشم

 

دولت محترم در سفر اخير به استان آذربایجان شرقی ده ها  طرح فرهنگي بسيار خوب را تصويب كرد اما!!!!!!

اماطرحهاي مورد مصوب يكي از ابزارهاي پيشرفت فرهنگي وهنري ميباشد. ابزار ديگر يا ابزار بالاتر٬نيروي انساني  میباشد . كه بايد از اين امكانات بتواند  در راستای پیشرفت فرهنگ  استفاده نمايد .يك رايانه  وقتي كاربر  نداشته باشد عين يك  قوطي تو خالي مي ماند. برای سخت افزار امکانات فرهنگی نرم افزاری بنام مدیر فرهنگی نیازمند است .  

در روستاي ما خيلي از هم ولايتي ها كهنه شور دارند . اما از اين وسيله براي شوستن لباس يا كهنه بچه استفاده نمي كنند.  در ولایت ما  كهنه شور نقش  نهره (مشك ) را دارد . با كهنه شور میتوان  در عرض چند دقيقه ماست و آب  را تبديل کرد  به كره (جهت اطلاع هيچ يك از هم ولايتي ها ما از آن دستگاه چند منظوره استفاده نمي كنند.لذا  با خيال راحت كره بخوريد ).

حالا شما تصور فرمايد مديريت   يك مجتمع فرهنگي  به شخص غير فرهنگي سپرده شود . آن شخص بر اساس اصل روانشناسي از ظرف موجود در قالب مظروف فكري خود استفاده خواهد كرد .

يك تاجر اقتصادي وقتي به سالن سينما نگاه ميكند اولين چيزي كه به ذهن  مبارك وميمونش  خطور ميكند . اين است كه" اي كاش ميتوانستم اينجا را بكوبم و پاساژ بسازم "مانند سينما كريستال  كه در حال حاضر تبديل به پاساژ كريستال شده است . يك مدير  ورزشي دوست دارد سالن را تبديل به  زمين فوتبال گل كوچك نمايد . ويك انبار دار دوست دارد كه آن سالن  را انبار كالا نمايد . از سالن سينما ميتوان براي نگه داشتن مرغ هم  استفاده كرد. الته تالار عروسي و خيلي چيزهاي ديگر هم در ذهن افراد مختلف مفروض است.

يك نفر فرد با ذوق فرهنگي در يك شهرستان كوچك از انبار كاه به عنوان  سالن سينما استفاده كرده بود .  و بچه هاي محله خود را با نمایش  فیلم سرگرم كرده بود .

 مديريت فرهنگي به گروه خوني  مي ماند. گروه خونی هنری فرهنگی اوی منفی  ميباشد كه  به غير از گروه خونی  خود هيچ گروه دیگری نميتواند چايگزين آن باشد و بتواند مديريت فرهنگی  كند.  اما  مدير داري فكر فرهنگي ميتواند در عرصه هاي ديگر مديريتي هم فعا ليت نمايد .  

 با توجه به نوع مدارك و مهم تر  از آن  نوع تفكر مديران  حال حاضر  عرصه هاي مختلف اداري به  نظر ميرسد كه بايد بدنبال مديران فرهنگي براي اداره  مكانهاي فرهنگي  جديد التاسيس بود.

البته شهر تبريز پر است از افراد فرهنگي اما بدليل اينكه معمولا اولا خودشان  تمايلي به مديريت ندارند ثانيا فرصت لازم براي مديريت انها فراهم نشده يا بهتر است بگويم ديگران از انها خوش شانس تر بودند    و به همین دلیل مدير نشده اند . به نظر ميرسد مديران ارشد استاني مجبور هستند براي اداره  طرح هاي مصوب  از بين افراد مختلف به فكر نيروي انساني و در راس ان مديران فرهنگي باشند و مديران  و كاركنان فرهنگي جديدي را گزينش نمايند .

جهت همفکری  با مدیر گزینه گان (کسانی که مدیر را بر میگزینند مانند نمایندگان مجلس و نمایندگان مجلس )حداقل انتظاراتي كه از اطلاعات اوليه مديران فرهنگي  براي مديريت ميرود به شرح ذيل براي آزمون استخدام مديريت فرهنگي پيشنهاد  ميشود .

يك مدير فرهنگي بايد فرق بين اكران فيلم و اجراي نمايش را بداند و بداند كه تئاتر زنده است و دليلي ندارد از بغل دستي بپرسيم كه تئاتر رنگي است يا سياه و سفيد

يك مدير فرهنگي بايد بتواند  بين قلم "نقاشي ساختمان" با قلم نقاش" نقاش باشي " فرق قائل شود . و پسر خود را سراغ همسايه نقاش نفرستد كه قلمت را بده میخواهیم نرده  رنگ بزنيم .

يك مدير فرهنگي بايد بتواند حداقل نام دو جلد كتاب به غير از كتب دانشگاهي و مدرسه اي  را نام ببرد .

يك مدير فرهنگي بايد آدرس خانه فرهنگ يا همان اداره ارشاد اسلامي را بتواند بنويسد و بخواند  .

يك مدير فرهنگي بايد فرق بين پرس و پبيس را بداند .

يك مدير فرهنگي بايد بتواند فرق خط سياسي با خط تحريري را تشخيص بدهد . يكي از چابلوسانه به مدير فرهنگي يكي از ادارت گفته بود به فلاني الكي ميگويند استاد خوشنويس ٬خط او خراب است .مدير فرهنگي پرسيده بود  وابسته به كدام خط سياسي است .

يك مدير فرهنگي بايد بين پايه فرهنگي با يايه ساختمان فرق قائل شود  و بداند پايه فرهنگي در رفتار فرهنگي  مشهود می باشد .

يك مدير فرهنگي  بايد فرق بين قلم خوشنويس با قلم بتون كني را بداند.

يك مدير فرهنگي بايد فرق بين شيرازه كتاب و فالوده شيرازي را بداند.

يك مدير فرهنگي بايد بتواند روزنامه را از هفته نامه و هفته نامه را از  ماهنامه تشخيص بدهد .

يك مدير فرهنگي بايد فرق تيتر و محتوا را بداند و قبل از مطالعه محتوا در مورد تيتر قضاوت نكند  .و اقدام به جمع آوری نشریه  ننماید .

يك مدير فرهنگي بايد بتواند بين كالري و اتيله فرق قائل شود .

يك مدير فرهنگي بايد بين تار و تاري چشم فرق قائل شود

یک مدیر فرهنگی باید بتواند  فرق بین سوله و سالن سینما  را تشخیص بدهد .

یک مدیر فرهنگی باید بداند که قورباغه واقعا ابو عطا نمی خواند و این یک ضرب المثل است . لذا وقتی از ایشان سوال بشود که مشهورترین شخصی که در دستگاه شور  ابو عطا میخوانده   چه کسی بوده نباید بگوید قورباغه .

و حرف آخر در اين مقال  تا آماده شدن طرحهای عمرانی فرهنگی  به فکر  تربیت نیروی انسانی کار آمد  باشیم .

 

 

دستور ملوکانه برای تکریم کتاب

اين روزه ها مد شد است هر هفته ای  براي خودش نامي دارد گاهي هم روز  برای خود نام پيدا كرده است .يك روز روز خبر نگار است يك روز روز دمپائي يك روز هم به ياد ان عراقي روز پرتاپ كفش و يك روز روز فلكه هاي  نوع فرفرهاي و یک روز يا هفته ديگر روز چهاني میخ طویل  .القصه كه روزي نداريم يا هفته اي كه مال خودش باشد مثلا" لوت جهارشنبه" حتما متعلق و منصوباتی دارد   والبت مدارس كشور هم يك وظيفه اضافي پیدا کردند وان  نواختن زنك شير زنك كك  وزنك روز جهاني گربه  باردار و امثالهم واما بعد

بنا به توصیه  دكتر جهنم در حال قدم زدن هستيم براي گاهش چربي دور كمر مبارك كه روابط الدوله مثل هميشه و بي اذن و اجازه  حضورمان شريفياب ميشود و تعظيم و تمجيد معمول به جا مياورد و عرض ميكند قربان چه نشسته ايد كه هفته كتاب در حال گذر است و ما هيچ كاري نكرده ايم . ميفرمايم جلو گذر را بگيريم يا كتاب بخوانيم ؟وظيفه مديريتي ما در قبال كتاب را ياد آوري نمايد تا عمل كنيم .عرض ميكند قبله عالم به دل نگيريد وظيفه روابط عمومي تذكار و ياد آوري است .لطف فرمايد يك بيانه بدهيد براي تكريم كتاب .

ميفرمايم بيانيه بدهيم مگر ما شهردار تبريز هستيم براي هر مورد روزي يا هفته اي مربوط  و يا غير مربوط بيانيه بدهيم سايت ايشان پر شده از انواع بيانيه نميدانم اسمش را شما چه ميگويد  .يك بخش از سايت مرجوع است به بيانيه هاي شهرداري تبريز  از روز شير(اين همان سلطان جنگل است ) تا سالروز افتتاح اولين كارخانه اسفالت كشور دوست جي بوتي.

عرض ميكند قبله عالم شما باشهرداري چكار داريد مثل اينكه اين اختلاف شهردار با حاكميت هميشه بوده .شما كه يك شخصيت وارسته فرهنگي هستيد يك بيانيه يا نميدنم دست خط بدهيد از باب تكريم هفته كتاب . اين را كه ميگويد هم از خودمان خوشمان ميايد كه فرهنگي هستم هم از چابلوسي ايشان .ميفريم بگويد كا تب الدوله بيايد .كاتب كه ميايد امر ميكنيم اين فرمان همايوني را مكتوب كنید

بنام خداي كتاب

امر مي نمايم از باب تكريم كتاب موارد ذيل توسط تمام اركان مملكتي رعايت شود و الا من ميدانم وشما

1-كتاب برده نيست كه روي معامله آن چانه ميزنيد يا جر وبحث ميكنيد من بعد اتاقي باشد تا خريدار و فروشنده در آن اتاق به توافق برسند مخفيانه و سپس در مله عام بگويند اين كتاب هديه است از طرف فروشنده به خريدار  اباب رضایت خدا تا جايگاه كتاب  حفظ شود.

2_خريدار وظيفه دارد پس از خريد كتاب انرا بالاي طاقچه خانه قرار دهد و به ان بي احترامي نكندو لای آن را نکشاید  

3-كتاب هاي خريداري شده توسط مكتب خانه ها يا همان مدارس امروزي به روال قبل در قفسه هاي منظم چيده شود و كتاب تازه خريداري شده به هيچ وحه در اختيار دانش آموز قرار نگيرد به رسم معمول تا يك سالي از خريد كتاب بگذارد

اين جا بود كه كاتب اجازه خواست و عرض كرد قربانت مگر كتاب ترشي است كه تا يك سال نتوان به ان دست زد تا برسد. فرموديم خفه خون بگيريد وبنويسيد شما كاتب هستيد نه مشاوره عالي كتاب

4- احدي حق ندارد كه كتاب به نامزد يا خداي ناكرده دوست مونث يا مذكر غير شرعي  هديه بدهد چرا كه اين نوع هديه يك نوع سو استفاده ابزاري جنسي از كتاب مي باشد .

5_كتابهاي خريداري شده براي دفتر رئيس و مدير بايد شكل محتوي و جلد آن همخواني داشته باشد با دكوراسيون داخلي اتاق مدير تا با عوض شدن مدير مدير جديد به منشي نگويد اين كتاب ها را بريزد بيرورن هارموني اتاق را زده است بهم . لازم نيست كه داخل كتاب مرتبط باشد با وزارت مربوطه چرا كه كسي كتابهاي داخل قفسه مديران را باز نميكند تا به عدم هارموني محتواي ان پي ببرد

6- اغنايا ی محترم در خريد كتاب توجه فرمايند به نوع لباس همسر محترمه و رنك چشم و رنك پوست تا كتاب خريداري شده نا همگن با مدل همسر و ماشين نباشد.

7- هيج شخصي بخصوص دانشجويان خوابگاهي حق ندارند از كتاب به عنوان چهار پايه جهت تعويض لامپ سوخته ؛ميز غذا خوري دو نفره ،بالش زير سر ؛ همسطح سازي چاله يا بهتر است بگويم كودال كف اتاق  يا زير پايه ميز  استفاده  نماید .

8-و اخر اينكه تمام ادارت دولتي موظف هستند كه سالانه بودجه اي را براي خريد كتاب اختصاص داده و كتاب خريداري نموده و ذخيره ارزي نمايند و همچنين در گزارشات ارائه كنند كه به عنوان مثال ما اداره جاله كني خيابان براي بهيبود فرهنگ  عمومی ؛خريداري نموديم بيست جلد كتب فلسفه ارسطو را به صد  هزار تومان

  كمترين خادم كتاب ناصرالدين شاه ظلل ا....

 

 

مديريت روابط فاميليم

مديريت روابط فاميلي

علم روابط فاميلي به علمي اطلاق ميشود كه با استفاده از آن بتوان بر روابط فاميل در يك اداره يا يك شركت مديريت كرد بطوري كه هيچ گونه اختلاف  فاميلي بوجود نياد  براي فهم بيشتر موضوع ميبايد .كلمات فاميل و روابط تعريف شود

فاميل به اقوام درجه يك سببس و نسبي گفته ميشود كه ميتواند شامل پسر يا دختر خاله يا عمه عمو يا دائي وپسر عمو ودختر خاله خود مدير يا همسر مدير باشد در سالهاي قبلي باجناق فاميل محسوب نميشد اما  دانشمندي به نام رن زليل باجناق را هم داخل ادم و فاميل حساب كرد .

روابط در اين تعريف به معني نوچيدمكان فاميل ميباشد به طوري كه نه سيخ بسوزد نه كباب به عنوان مثال اگر قرار است معالون مالي اداري يك ادره يا شركت بردار رئيس باشد ميبايد معاونت آموزشي و پژوهشي حتما برادر زن باشد يا مثلات اگر منشي خاله زاده رئيس باشد مسئول بايگاني بايد عمو زاده باشد

وظايف مدير در مديريت روابط فاميلي

مدير وظيفه دارد ضمن ارزش گذاري انساني به تك تك فاميل هاي خود و همسر خود انها را در جايگاه مناسب قرار دهد و طوري با انها رفتار كند كه ساير كارمندان به رابط فاميلي انها پي نبرد . بهتر ان است كه نام فاميلي اقوام درجه يك قبل از بكار گيري تغير پيدا كند.

 مديريت روابط فاميلي به دو شكل برون سازماني و درون سازماني  ميتواند وجود داشته باشد منظور از مديريت روابط برون سازماني نحو ارتباط با ساير سازمانها در جذب فاميل مدير ميباشد كه مدير ميتواند در شوراي اداري شهرستان با ارتباطي كه با ساير ادارات برپا ميكند موجبات استختدام فاميل را مهيا كند .

مديريت درون سازماني موارد فوق الذكر است كه قبلا بيان شد

لایحه هدفمند کردن آقازاده ها

 

از آنجائی که آقا زاده ها  در سالهای اخیر برای  برای پداران زحمت کش  خویش یا همان مسئولین دلسوز  درجه یک  کشوری در مقاطع مختلف زمانی  وبحران های سیاسی  درد سر ساز شده اند  و موقعیت پدران خود را با رفتارهای غیر دیپلماسی و کودکانه   مانند دخالت در امور مملکت داری ؛فرار از کشور  و مصاحبه با رادیوهای بیگانه  به مخاطره انداخته اند .و باعث آبرو ریزی  پدران خود شده اند. احتمال داده میشود برای جلو گیری از سو استفاده دشمنان  از آقا زاده ها ، آئین نامه اجرای لایحه هدفمند  کردن  آقازاده ها  بزودی  به مجلس محترم  چهت تصویب اهدا گردد . گمان زنی ها در خصوص محتویات این لایحه  از چندی پیش  شروع شده است .  با توجه به دسترسی  ابواب جمعی آذر پیام  به اطلاعات سری گمانه زنی   و تجربیات  حرفه ای  نویسنده  احتمال داده میشود محتوای  کل این لایجه به شرح ذیل باشد .

لایحه هدفمند کردن آقا زاده ها برای  عدم بهره وری دشمن

فصل اول :تعریف آقازاده

آقا زاده  در این لایحه به کسی گفته میشود که ابوی مکرم ایشان یکی از مسئولین درجه یک کشوری یا لشگری باشد . و  برش حرف ایشان در  ارکان مملکتی جای گلوله  را بدهد.فرزندان  نمایندگان مجلس محترم در صورت  نماینده بودن(حال حاضر) شامل این لایحه میشود.

تبصره یک : آقازاده بودن در جنسیت تفاوتی ندارد و شامل افراد ذکور و اناث میباشد

تبصره دو :کلیه فرزندان شخص مسئول آقازاده محسوب میشود . وقانون عدم  بیمه فرزند چهارم شامل حال آقازاده ها نمی باشد

تبصره سه : فرزندان زنان صیغه ای خدای ناکرده برخی از مسئولسین  آقا زاده  محسوب نمی شود .

تبصره چهار :برخی از مسئولین به برخی از افراد زیر دست خود پسرم خطاب مینمایند .صرف لفظ پسرم نمیتواند مبنای آقا زاده بودن آن شخص باشد .

تبصره پنجم : از آنجائی که در حال حاضر کسرت مسئولیت بین خانم ها مشاهده نمیشود و تنها یک مسئول رده بالا داریم . فرزندان خانم های مسئول شامل لفظ آقا زاده نمی باشند .

 

فصل دوم:

اهدای پست به مسئولین

با توجه به اینکه برخی از آقا زاده ها با رفتار نا پسند خویش مشکلات مملکتی را بوجود آورده به  آن را دامن میزنند و   از آنجائی که نمیتوان آقازادها را کشت یا دور ریخت . من بعد به افرادی پست های حساس مملکتی داده خواهد شد که شامل یکی از بندهای  لایحه مذکور باشند .

الف )افرادی که فرزند نداشته باشند .بهتر است مسئولین از بین مجردین  یا افرادی که گواهی  عدم باروری  داشته باشند  انتخاب شوند.

 ب) افراد دارای فرزند میباید قبل از  احراض پست جدید   سند ثبتی دال بر محرومیت ارثی کلیه فرزندان از میراث سیاسی و اقتصادی  راداده باشند و نام فرزندان خود را از شناسنامه حذف نمایند.

تبصره :هر نوع تغیر  و حذف میباید بر اساس قانون ثبت شرکت ها در روزنامه رسمی کشور  درج و به اطلاع عموم مردم رسیده باشد

تعریف : منظور از میراث سیاسی  استفاده سیاسی فرزند از نام پدر در امورات مملکت  و میراث اقتصادی استفاده از نام پدر در معاملات مشکوک میباشد . وربطی به میراث شرعی ندارد

 ج)افرادی که قبلا مدیر بوده اند و عملا امکان حذف نام فرزندان  خود از شناسنامه را بدلیل اظهرومن الشمس  ندارند .   قبل از مراجعه فرزند یا فرزندانشان به خارج از کشور  می باید  حداقل نام آن فرزند  را از شناسنامه حذف نمایند و وثیقه معتبر در نزد وزارت خارجی بگذارند و تضمین لازم را جهت عدم پناهندگی به کشور مبدا  به وزارت خارجه ارائه نمایند. در غیر این صورت دولت حق دارد از خروج انها جلو گیری نماید .

تبصره :هیچ یک از آقا زادها  حق شرکت در فستوالهای هنری را در مقام کارگردانی و بازیگری و امثالهم را  ندارند .

د)بهتر است مدیر در صورت عدم توانائی لازم برای  حذف نام فرزندان از شناسنامه  نام خانوادگی خود یا فرزندان خود را را تغیر بدهند تا در صورت بروز هر نوع  مشکل سیاسی بتوانند  مدعی شوند که  با افراد خاطی هیچ نسبتی ندارند و نداشته اند .

 تجربه :این بند امروزه در ادارات به خوبی استفاده  میشود .وزیر نامش اسدی است معاون وزیر اسدیان اسد نژاد  که در فامیلی غیر همسان اما از نظر ژنتیکی همسان و برادر میباشندو کسی هم متوجه نمیشود که اینها با هم برادرند ‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍!!!!!

تبصره : کسانی که اقدامات فوق الذکر را در مورد فرزندان خود  اجرا نکرده باشند و فرزندان انها  دست گل به آب داده باشند و بعد از دست گل پدر مدعی شود که این شخص فرزنده من نیست یا نبوده مورد پذیرش نخواهد بود .و قانون مجازات  آقا زاده خلا ف در مورد انها اجرا خواهد شد .

تبصره :کسانی که با همسر خود مشکل دارند نمیتوانند مدعی شوند فرزندان آن زن فرزندان من نمیباشند .

فصل سوم  منابع مالی

آلف)کلیه هزینه های  این لایحه اهم از حذف  مجازی فرزند تغیر نام فامیلی و هزینه اطلاعیه ها در  در روزنامه رسمی، آزمایش دی ان  ای به عهده دولت محترم بوده و دولت موظف به پرداخت فاکتور مسئولین میباشد.

ب)هر نوع خرج اضافه به دلایل نادیده گرفتن این لایحه از سوی آقازاده ها به عهده پداران ایشان میباشد .

ج)هر نوع در آمد حاصله از این لایحه میباید به حساب ارزی دولت واریز شود و دولت در هزینه آن برای فرهنگ سازی آقازادهای مختار میباشد .

 

 

 

 

مدرك مديران مرتبط است

مدرك مديران مرتبط است

به مطلب نگاه مي كنم .سپس به صورت عكس نويسنده  . ميفرمايم هر طوري است اين بچه را پيداي كنيد بياوريد درگاه حضورمان  تا ببينم چرا  بيخودي گير داده است به مدرك تحصيلي بزرگان مملكت.  اين كه نمي شود هر تازه به دوران رسيده اركان  مديريتي  حكومت را زير سئوال ببرد .

چابلوسي ندا ميدهد كه قبله عالم به سلامت شما كه خودتان دائم با  اينها مشكل داريد اين به نفع شماست كه يكي پيدا بشود ته و توي مدرك   مديران نظام  را در بياورد  . ميفرمايم صدايت را ببر مگر ما سلطنت طلب هستيم  نا دان بي خرد  . اينكه نميشود  هر كسي به مديرجماعت پيله كند.انوقت فردا يكي هم  پيدا ميشود خر( آنهاي كه خر خونده اند دوبار بخوانند خر منظور همان خرخره است ) ما را مي گيرد و به ما پيله ميكند  كه شما چرا در دوران حكومتتان اندروني را مهم تر از بيروني گرفته ايد .حكومتچي حكومتچي است . بايد همه جاي دنيا از آن حمايت كرد . 

حاجب وارد ميشود و عرض ميكند  گزمه" پيمان پاسباني" را دست بسته حضور  آورده است  .اجازه دخول ميفرمايد؟ . با دست اشاره مي كنيم بيايد . وارد ميشوند بر عكس شمايلش در جريده آذر پيام جواني است رعنا قد و خوش هيكل  .سلام ميكند و عرض ادب .خوشمان ميايد كه احترام ميكند .عرض ميكند قبله عالم به سلامت ما مطالب شما را در ستون همايوني ميخوانيم .بيشتر خوشمان ميايد . اما مصلحت حكومتي مانع از آن  ميشود كه لبخندي بزنيم .تنها سر مي جبانيم و بعد با خشم ميگويم اصلا به شما چه ربط دارد كه مدير چه درسي خوانده است .شما مفتش هستيد . عرض ميكند نه قبله عالم مفتش كدام است رسالت رسانه همين است كه مديران را به چالش بكشانيم . ميفرمايم كه چه بشود دل سرد بشوند و از خدمت به خلق ا...باز بمانند .اين رسالت رسانه است . عرض ميكند آخر شما نميدانيد اين روزها كه ما دم از تخصص و اين حرف ها ميزنيم هيچ مدير مرتبط نداريم  . ميفرمايم اين كه مديريت به رشته تحصيلي  ربط  دارد و يا ندارد را شما الف بچه تشخيص ميدهد شما متخصص هستيد .عرض ميكند ما نوشتيم تشخيص مرتبط بودن و نبودنش را اصحاب تجربه معين فرمايند خود شما تعين بفرمايد اينها مداركشان مرتبط است با نوع مديريتشان  يا نه .

عجب زبلي است اين جوان ما را گير انداخت حال بگويم نيست مديران فردا تماس مي گيرند با مسئولين جهنم برايمان دردسر  ايجاد ميكنند. بگويم هم ربط دارد خوانده شاكي ميشود كه رسالت مطبوعاتي را به جا نياورديد .يك جوري به قول امروزي ها بايد بپيچانيم  . ميفرمايم مثلا 

عرض ميكند جناب استاندار با مدرك  علوم انتظامي . ميفرمايم اين كه خودش است زمان ما هم تمام استانداران از امراي ارتش بودنند مگر ركن اصلي هر نظام  امنيت نيست و مگر امنيت به دست امرا جاري نميشود . اين كه خودش است  غير اين بود جاي تعجب بود  .اينكه شب راحت ميخوابيد بد است

ميگويد مدير صدا وسيما جناب نواداد با مدرك مديريت بازرگاني .با خود يواشكي  ميفرمايم پس به اين دليل است كه اگهي بازرگاني شبكه سهند  ديدني تر از طنز شبانه و ديگر برنامه ها  توليد يش است .بعد هم صدايمان را صاف ميكنيم و ميفرمايم  مدرك مديريت بلاخره دارد ان هم از نوع بازرگاني؛ بيشتر در آمد صدا وسيما از اگهي تبليغاتي است .ايشان در مياورند مديريت توليد هم هزينه ميكند .اين هم كه درست است و سر جايش

ميگويد رئيس شوراي شهر يك پزشك است .ميفرمايم اين همه مهندس دارند دولت را مديريت ميكنند يك نفر هم پزشك رويش.اصلا شما جراحي شهري را شنيده ايد اگر؟من بارها از زبان همين اعضا شورا شنيده ام كه گفته اند شهر تبريزبه يك جراحي نياز دارد . وقتي بخواهيم شهر را جراحي كنيم نياز به جراح داريم؛ پزشك بخش ،  پرستار ، متخصص بيهوشي  تكنسين اتاق عمل داريم يا نه  به نظر همايوني مردم در نوبت هاي بعدي بايد به اين افراد هم راي بدهند تا تيم جراحي شهري كامل شود .

عرض ميكند اصغر عابد زاده عضو شوراي شهرداري مدرك الهيات دارد  .ميفرمايم مگر نمي بيند دولت براي خودش معلم اخلاق تعين ميكند. يك نفر مرد الهي بايد بين اعضاي شورا باشد يا نه  اين كه اصلا نياز است و كاملا مرتبط نكند كافر شده ايد ؟

 عرض ميكند جعفر مدبر عضو شوراي شهر مدرك جغرافياي سياسي دارد .ميفرمايم سياست شهرداري را چه كسي تعين ميكند. عرض ميكند شوراي شهر. ميفرمايم مدرك مدبر هم سياسي است يا نه عرض ميكند اين سياست با اون سياست فرق ميكند ميفرمايم به قول ما ترك ها سياستين دده ننه سي اولماز  چه فرقي ميكند سياست سياسي است  يا سياست جغرافيا يا سياست شهر سياست كودك

ميگويد اين يكي  ديگر هيچ ربطي به حوزره مديريتش ندارد مسئول تربيت بدني با دكتراي شهر سازي .ميفرمايم اينكه "اوزدي "(خودش است .). براي ايجاد فضاي ورزشي بايد برنامه ريزي شهري بشود  يعني همين تازه مگر مقوله ورزش  به مدركربط دارد  چند درصد از اين فوتباليست ها دكتراي شوت زني دارند يا فوق تخصص دربيل زني دارند  يا نميدانم حداقل از دانشگاه علمي كار بردي فوق ديپلم پنالتي زني دارند اصلا ديپلم دارند ؟ ول كنيد اين حرف ها را اين كه جاي خودش است تازه  فخاري هيكلش هم ورزشكاري است  از بس هم فرياد كشيده تو ميادين تيم ها را تشويق كرده  صدايش هم بنده خدا  گرفته

عرض ميكند عليرضا منادي نماينده مردم و عضو كمسيون برنامه و بودجه  دكتراي دام پزشكي دارد  . ميفرمايم اين كه كاملا مرتبط است حداقل نيمي از مردم ما بنا به آمار برنامه و بودجه  روستاي هستند از ان نيم، نيم كشاورزي و نيم دامدار . اين دامداران بخت برگشته نبايد يك نماينده اشنا به امور دامداري  داشته  باشند  تا  وقتي ميگويند تب برفي در منطقه بيداد ميكند نماينده لدور نفرستد كه برف روبي بكند .

ميگويد دكتر اكبر نژاد  دكتراي طب هسته اي و توانبخشي عضو كمسيون اقتصاد مجلس است   ميفرميم اقتصاد ما سالهاست كه دست به عصاراه ميرود چه كسي بهتر از يك توانبخش ميتواند  به اقتصاد كمك كند كه اعصا را بگذارد زمين و بدو بدو راه برود . ميخواهد كس ديگري را مطرح كند كه ميفرمايم اصلا مدرك به مديريت ربطي نميتواند داشته باشد خود ما دكتراي  اندروني گرداني را داشتيم اما مملكت را هم اداره ميكرديم اصلا خود شما چه مدركي داريددكتراي خبر نگاري ؟

پينوشت :اندروني گرداني شاخه از علم زندگاني وهمسر داري است كه در حال حاضر با نام خانواده در دبيرستان تدريس ميشود

پي نوشت 2:بقيه مديراني كه نامشان در آن مقاله بوده به دليل اولا مرتبط بودن با حوزه استحفاظي  و ثانيا مجهول الهويه بودن مدرك در اين مقال اورده نشده است

شايد اين مطلب كش پيدا كند ......

دلنوشته

از آن بالا غلط میخورم  وتوی آسمان خودم را رها میکنم خودم به دست باد می سپرم تا مرا در ننوی خویش بازی دهد .آرام آرام نزدیک میشوم

همیشه اون بالا بودم  و آروزو داشتم بیام پائین .گنجشک می گفت پائین ها آروز دارند بیایند بالا  تو میخواهی بری پائین.

دیگه رسیده بودم گرمی زمین را حس کردم .یک طرفم چسبیده بود به زمین

به آسمان نگاه کردم  ابری بود .

صدای خس خس آمد  .نزدیک و نزدیکترشد .یه چیز هولم داد داخل کفه.  خواستم مقاومت کنم نشد.  خیلی های  دیگه هم مثل من  بودند. رو هم تل انبار شدیم.

مرد نارنجی پوش یک کیسه سیاه آورد  و همه ما را ریخت آن تو

ودرش را بست . داد و بیداد راه انداختیم که ای بابا خفه میشویم .اما

کسی محلمان نگذاشت .

یکی گفت بی شرف ها  تا دیروز خیره  می ماندید به ما که قشنکید

اما امروز میکنید تو یه کیسه

با خودم فکر کردم این اخر کار من است داخل کیسه تا آخر عمر  مرد کیسه را کشید و گذاشت روی بقیه کیسه هاو رفت .هوا تاریک تر شد و سرد

بی امیدی سراغم آمده بود . که ناگه

صدای خنده کودکان به گوش رسید.یکی از بچه ها  گفت  نگاه کن کیسه ها را . بیا پاره کنیم

هوای تازه  را حس کردم  همه ریختیم پائین و باد کمک کرد بریم بالا

دیگر هیچ وقت پائین نیامدم  

اي بر پدر چيز لعنت

 

يك نفر كارشناس محترم آموزش و پرورش اعلام فرمودنند كه وزارت فخيمه آموزش وپرورش قصد  دارد كه نام كليه شاهان را از دروس  تاريخ ، كليه مقاطع  تحصیلی حذف نمايد . طوری که نام هیچ سلسله ای از شاهان به جا نماند.

در مبحث تئاتر  براي ايجاد درگيري  که اساس نمایش را شگل میدهد  به  دو نفر شخصيت  نياز داريم تا بتوانيم حالت دراماتيك به نمايش بدهيم حتي در تك بازيها هم  بايد نفر مقابل  در دورن خود شخصيت وجود داشته باشد .تا بتوان درگيري ايجاد كرد .

خير وشر هميشه در برابر هم قرار داشته اند. حال اين كارشناس محترم با حذف ظاهري شر چه بلائي بر سر تاريخ مياورد در متن تاريخي  زير مشهود است .{براي حذف نام شاهان از کلمه "چيز"و به جای کلمه شاه  "مورد " استفاده شده }

چون چيز  مرد، چيز  میرزا که قصد حرکت به تهران و نشستن بر تخت "مورد " را داشت نمی‌توانست حتی هزینه سفر خود و همراهان را به تهران تهیه کند در این هنگام که امیرکبیر در تبریز و ملقب به امیر نظام بود با ضمانت شخصی پول فراهم کرد و چيزشاه را به تهران آورد اما درباریان حتی چيزه (ه علامت مونث ميباشد ) مادرچيز "مورد "  که در زد و بندهای سیاسی خارجی دست داشت مخالف امیر بودند، ولی  چيز "مورد "  هر روز بر مرتبه و مقامش می‌‌افزود تا جایی که ملقب به امیرکبیر و صدراعظم گردید. در مدت کوتاهی که امیرکبیر صدراعظم بود(در حالی که چيز شاه در آغاز سلطنت فقط 16 سال داشت) با نبوغ خاص و احساسات پر شور میهن پرستی خود، اقداماتی بس ارزنده کرد.

 

...حسادت امثال ميرزا آقاخان نوري و دسايس او همراه با چیزه در اين هنگام عليه اميركبير در ن"مورد "  اثري نكرد و ازدواج امير كبير با خواهر تني چيزلدين "مورد "  يعني عزت الدوله اوضاع را كمي به نفع اميركبير آرام كرد. اميركبير سرگرم اصلاحات كلي شد در حالي كه مملكت سخت گرفتار طغيان ناشي از هرج و مرج اواخر دوران چيز شاه  بود

سرانجام دشمني امثال آقاخان نوري و  چیزه  و ناداني چیزالدين موردباعث شد تا در 20 محرم 1268 هجري قمري، اميركبير از صدارت معزول شود و در 25 محرم از امارت نظام و از تمام مشاغل دولتي بركنار و چند روز بعد به كاشان تبعيد شود. سرانجام به فرمان نامرد روزگار چيز"مورد " به دست نالايقي چون حاج عليخان مراغه‌يي معروف به حاجب‌الدوله به طرز فيجعي در حمام فين كاشان به لقاء حق برسد. روحش شاد.

سئوالات اين درس

امير كبير در دوران كدام مورد زندگي ميكرد ؟  جواب :چيز

 وقتي امير كبير سرگرم اصلاحات بود مملكت گرفتار طغيان ناشي از هرج ومرج كدام چيز بود ؟  جواب :آن چيز

سر انجام امير بدستور چه كسي كشته شد ؟ جواب :چيز

مشتريان محترم مشاهده ميفرمايد كه با اين روش همه در تاريخ نمره بيست خواهند گرفت و به جاي حفظ نام هاي چون كورش ،انوشيروان ،اشك اول ،احمد ال بويه،محمد خدابنده ، نادر شاه ،ناصرالدين ميرزا ، رضا شاه و الخ تنها كلمه چيز را به خاطر خواهند سپرد . اي لعنت خدا بر اين چيزها  كه در اين ساليان داز مجبور بوديم زندگيشان را ازبر كنيم .

پی نوشت :با توجه به دزدیده شدن دانشمندان ایرانی توسط کشورهای همسایه با حذف نام شاهان  ابن فرصت طلائی را به انها خواهیم داد مثلا اخیرا یکی از کشورهای عربی ابوریحان را دزدیده . حال ما اعتراض میکنیم عرب میگوید اگر راست میگوئی بگو ببینم ابوریحان در دوره کدام پادشاه میزیسته  ایرانی به چیز چیز میافتد  عرب میگوید دیدی به چیز چیز افتادی  این دانشمند در دوران المحمودالغزنوی امارتی میزیسته

ققنوس بازار تبريز

يادتان باشد ما سال گذشته  در یک مقاله عرض كرديم كه ماجراي آتش گرفتن هر ساله بازار تبريز زير سر  ققنوس است. ققنوس چندي است در بازار لانه خوش كرده و هر سال يك تخم ميگذارد و  وبا آتش زدن  خود باعث آتش سوزي  بازار ميشود. اين فرضيه ما باعث شد هيئت امناي  بازار چرم  ققنوس را از محل كسب خود كيش دهند. و امسال ققنوس در جاي ديگري آتش گرفت .

علت آتش كه معلوم است. اما  چرا آتش نشانان نميتوانند در همان وهله اول آتش را مهار كنند  . با اینکه بعد از هفت دقیقه به محل رسیده بودنند. آقا این ماجرا  یک سابقه تاريخي دارد . لطفا به اين ديالوك  كه بين فرماندار  تازه از راه رسيده(اون فرماندار هم اومده بود بازار آتش گرفت نكند اينها بي ارتباط با ققنوس نباشند ) با يك آتش نشان جوان توجه كنيد .

فرماندار :خوب پسرم به من بگو چرا در همان وهله اول جلوآتش را نگرفتيد  ؟

آتش نشان جوان : قربان به هزار و يك علت

فرماندار :يكي از هزار و يك علت را  برايم بگو جانم

آتش نشان جوان :اول اينكه ماشين هايمان آب نداشت !!!!!!!!!!!!!

ما قصد داشتيم كه علت آب نداشتن ماشين آتش نشاني را بررسي كنيم اما يكي از نمايندگان محترم در جلسه بررسي علت آتش سوزي توصيه فرمودنند كه به حواشي نبايد پرداخت .سمعا و طاعتا

پی نوشت : با اینکه آتش نشانی زیر مجموعه شهرداری میباشد اما بدلیل نامه تجلیل هنرمندان از شهرداری فعلا صلاح نیست از شهرداری در مورد خالی بودن تانک آب ماشین آتش نشانی سئوالی شود "بیر عده بخت وردی"

 

 

ماهواره با پايه گچ

 

جهنم رسم بر اين است كه هر  جهنمي فقط ميتواند از برنامه هاي شبكه كشور خودش استفاده كند. مثلا بناپارت از شبكه هاي تلويزيوني  فرانسه استفاده ميكند و تزار روسيه هم از برنامه هاي تلويزيوني  روسيه ما هم كه بايد  از تلويزيون  ايران بهره مند بشويم . هر چند گاهي وقت ها قاچقي پيش بناپارت ميريم تا با ديدن اروپا تجديد خاطره نمايم يك بار هم سر همين قضيه ده درجه دماي آتشمان را اضافه كرده اند.  آن روز هم مثل هميشه در حال چرخ زدن كانالهاي تلويزيوني با كنترل از راه دور بوديم  بلكه بتوانيم  يك برنامه در خور حال خودمان پيدا كنيم شبكه يك برنامه كودك داشت شبكه دو برنامه كودك داشت  شبكه سه برنامه ورزش داشت شبكه چهار سيما يك برنامه فرهنگي تاريخي داشت در مورد قوم و قبيل قجر؛  با خودمان گفتيم همين  خوب است .بهتر است اين را  ببينيم. برنامه خوبي بود حيفمان آمد نويسنده بي بهره بماند . زنگ زديم به سيد رضا كه خبرش كنيم . گوشي را برادشت و عرض اردات كرد فرموديم ما حرف نزده شما ما را شناختديد؟ نكند اهل عرفان هستيد  ما خبر نداريم .عرض كرد قبله عالم به سلامت ما عرفانمان كجا بود. فراموش فرموده ايد عصر عصر اطلاعات است. نام مبارك همايوني  منور فرمودند صفحه تلفن حقير را . فرموديم پس چرا تلفن ما نشان نميدهد عرض كرد  تنظيماتش را بقهم زده ايد. حضورا خدمت ميرسيم و تنظيمش ميكنيم . فرموديم باشد رخصت ميدهيم كه به موبايل همايوني دست بزنيد و شمارا مفتخر ميكنيم به لقب موبايل الدوله .عرض ميكند مفتخريم يفرمايد  حضرت والا .بعد هم عرض ميكند امري بود كه عنايت فرموديد زنگ زديد  . ميفرمايم بله زنگ زديم امر بفرمايم بزنيد شبكه چهار يك برنامه است در مورد طايفه قجر مشاهده كنيد شايد سبب شود بهتر به شخصيت والاي ما بپردازيد . عرض ميكند قبله عالم به سلامت امر امر همايوني است اما شرمنده وجودتان .حرفشان را قطع ميكنيم ميفرمايم تمرد ميكنيد. لقب موبايل الدوله را پس ميگيرم انگار كه شما ظرفيت مقام را نداريد  عرض ميكند تمرد كدام است قربان دو روزي است كه شبكه هاي دو وسه و چهار قطع ميباشند . فكر ميكنيم بهانه مياورد ميفرمايم پس چرا ما تصوير داريم عرض ميكند احتمالا مال شما ماهواره است ماهواره كه قطع نميشود . مي گويم مگر شما ماهواره نداريد با ان همه ادعاي عصر اطلاعاتي بودنتان ، مگر تبريز ده كوره است كه شبكه تلويزيونيش قطع بشود.  عرض ميكند قربانت اولا ما هنوز در شهرك مدرن باغميشه نقاط كور داريم كه وقت معمول هم مشكل تصوير دارد در ثاني ماهواريمان كجا بود غدغن است ما هم ملاحظات اجتماعي را كرده ايم  ماهواره نخريده ايم . ميفرمايم چه ملاحظه اي شما  بخريد  شبكه هاي وطني را بگيريد اين كه ديگر مشكل ندارد خلافي نيست  . مگر همسايه هاي شما ماهواره ندارند كس اعتراض ميكند  عرض ميكند در ايران رسما  هيچكس خودش ماهواره ندارد ماهواره مال پسر دائي و خاله و عمه و عمو ميباشد  معمولا روايت يك برنامه  از ماهواره انهاست همسايه هاي ما هم ميگويند فلان برنامه را در خانه عموي همسرمان پي گير هستيم . اما اينكه شما ميفرمايد كانال هاي  ايراني را ببينم در قانون پيش  نشده  كه ديدن شبكه ايراني آزاد  است غير ايراني جرم  ماهواره ماهواره است حال به سوي جنوب باشد يا شمال غرب را بگيريم يا شرق را فرق نمي كند استفاده از آن پيگرد  قانون دارد. ميفرمايم مگر اعلاميه است كه پيگرد قانوني داشته باشد ماهواره وسيله است مدرن  بايد از آن استفاده بهينه  كرد. بايد چارهاي انديشيد  مثلا   يك قانون بگذارند كه مردم بروند تعهد بدهند كه غير  كانال ايراني جاي ديگري را تماشا  نكنند . عرض ميكند قربانت زمان شما كه نيست مردان بر سر قولشان سرشان بربرود الان چك وسفته ميدهند زيرش ميزنند . ميفرمايم نميشود بشقاب را يك جاي ثابت بكنند بعد هم مامورين دولت بيايند پايه را گچ وسيمان بزنند كه مردم شيطنت نكنند  خرجش نيم كيسه كچ كه بيشتر نيست . عرض ميكند حرف ها ميزنيد قبله عالم يعني اگر شما بوديد فرمان ميداديد حرفش را قطع ميكنيم ميفرمايم اگر ما بوديم امر همايونيمان اين بود  امر ميفرمايم هر يك از چاكران و نوكران كه وسع خريد ماهواره را دارند بخرند و بشقاب را به سوي ماهواره هاي  خودي  تنظيم كنند و پايه ان را با گچ و سيمان محكم نمايند به طوري كه باد سه چهار رشتري هم نتواند آن را جابجا كند هر ايراني وظيفه دارد بعد از محكم كاري ماهواره  به مامورين دولتي اطلاع دهند تا مامورين با رنگ دور گچ را علامت گذاري نمايند " هر كس اياقن جزغنان چخارتسا"ميدهيم پدرشان را در بياورند . و بعد هم ادامه ميفرمايم براي اطمينان بيشتر مي فرستيم  مامورين دولت هر چند وقت از ملت تست  سريالي بگيرند بدين گونه كه در خانه را زده و ماجراي سريالهاي ايراني را بپرسند  واي به حال كسي كه بلد نباشد انوقت بايد فلك شود .  عرض ميكند قربانت يكي دو نفر كه نيست اين كارها را بتوان كرد تازه همه سريالهاي ايراني يك نوع و يك تم مشخص دارند نديده هم ميشود تعريف كرد. اگر بخواهيم فرمان شما را اجرا كنيم بايد اداره مراقبت از ماهواره حداقل با پانصد وشصد هزار كارمند راه بياندازيم . ميفرمايم مگر دولت دنبال ايجاد شغل نيست اين هم شغل . عرض ميكند اينطوري كه  نميشود .منع قانوني دارد  تنها راهش اين است  كه  دولت بايد اعتماد كند به ملت و ماهواره را آزاد كند ميفرمايم آن وقت شما قول ميدهيد شبكه داخلي را ببينيد عرض ميكند قربانت آخر مگر عقلمان را از دست داده ايم كه  ماهواره داشته باشيم شبكه داخلي را ببينيم .

تضمين طنز نويسي با نازلترين قيمت

 

اين روزها  تضمين كردن  مد شده ؛  تضمين لاغري تضمين چاقي تضمين قبولي در كلاس كنكور و تضمين معافيت از سربازي تضمين رقص عربي و هزارنوع تضمين ديگر . برخي از تضمين گرها ادعا ي تضميني هاي  را ميكنند كه بي شبيه به معجزه نيست  .نميدانم مي گويند شكمت را مي گشيم عقب و . ..تضمين ميكنيم  آواز بخوانند آن هم در حد استاد شجريان و تازه تضمين مي كنيم آن سوي مرز هم خواننده با اسم و رسمي شود .ميگويم بابا اين بنده خدا اصلا  صدا ندارد ميفرمايد  ما درستش ميكنيم . كسي كه بي صدا را تبديل كند به استاد آواز آيا معجزه گر نيست .

يكي از آشنايان  ما كه خدواند عالم در خلقتش اصلا به ظواهر  او اهميت نداده اما در عوض  درك و فهم وشعورخاصي  به او عنايت  فرموده .مي گفت  براي  كنگاش در باره  راست و دورغ بودن يكي از اين تضميني ها  به سراغشان رفتم و عرض كردم كه ميخواهم شكمم را لاغر كنم.  صاحب  دكان ( اصلاح دكان عمدي به كا ر رفته  )سئوال  فرمودنند  تضميني يا عادي. عرض كردم البت كه تضميني تناسب اندام ميخواهم داشته باشم . دست برد گشو ميز را باز كرد و يك جلد  ژورنال خارجي  در آورد و گذاشت جلو رويم وگفت هر كدام از اينها را بخواهي ما ميتوانيم برايتان تضمين ميكنيم اما هر كدام  قيمت متفاوت دارد . عرض كردم براي سفارش لباس خدمت نرسيدم  . فرمود ميدانم ما با لباس هايشان كاري نداريم .شما هيكل را انتخاب ميكنيد ما تضمين ميكنيم برايتان در بياوريم!!!!(اينگاري كه ميخواهد از روي شابلون در بياورد ).عرض كردم چطوري در مياوريد .گفت ما متدد خاص و منحصر به فردي داريم . عكس صفحه اول مجله  معرف ترين مانكن در حال حاضر دنيا "كيم كاردش" بود.  دست گذاشتم روي عكس او و گفتم اين چند در ميايد.  گفت بلند شو يك چرخي بزن.  بلند شدم  چرخ زدم خيلي مايوسانه  گفت سخته آخر ميدانيد  عرض كردم ميدانم هيچ كجاي  من شبيه ايشون نيست شكم را عرض ميكنم .گفت فقط شكمش را برايتان در مياريم سيصد هزار تومان گفتم اگر كلش را بخواهم گفت بايد دو سه تا عمل جراحي بشوي قد و  اين جور چيزها سه چهار ميليون شايد هم بيشتربرايتان آب ميخورد . عرض كردم شما  باشگاه داريد يا بيمارستان جراحي هم ميكنيد ؟گفت اي بابا خانم ما كه دگتر نيستيم ميديم بهترين جراح  شهر عملتان كند.عرض كردم كمي گرونه. گفت قيمت پائين هم داريم چند تا ورق را بر گردوند دستش را گذاشت روي عكس يكي از خواندهاي ترك كه قدش به قد من ميخورد گفت اين اندام برايتان در ميايد يك تومانتضمين ميكنيم  سه ماهه هم جفت و جور كنيم .

يك نفر را مي شناسم كه مدير كل شدن و وزير شدن را تضمين ميكند البته كارش حرف نداره اما كمي طول مي كشد و كمي هزينه اش بالا است . بايد وقت بگيري بروي سراغش نگاهت كه ميكند ميفهمد كه تو براي كدام پست و مقام  برازنده هستي .

حقيقتش وقتي ستون ساقز تعطيل شد. از ته دل شاد شدم.اما بعدا به اين فكر افتادم كه اگر طنز نويس نداشته باشيم كه با مشگل روبرو ميشويم آخر ميدانيد نصف بيشتر روزنامه خون ها اول ميروند سراغ ستون طنز  با خودم گفتم بهتر است چند نفر با استعداد پيدا كنم و طنز آموزش بدهم .آن هم طنز تضميني تا كي ميخواهي در جا بزني با اين روش زندگيت از اين رو به اون رو ميشود ده تا مشتري پيدا كني از  هر كدام يك ميليون بگيري  سر جمع ميشود  ده ميليون   معادل تمتمام حقوق يكساله از آموزش و پرورش با اين فكر ماغازا را جمع كرديم و به جايش دكان زديم تضمين طنز نويس در يك جلسه با روش درويشي  بدون درد و بدون عواقب تنها با يك "هو"فقط يك ميليون تومان .وروش غير درويشي در چهار جلسه فقط هشتصد تومان

اي مردم كوچه و بازار بشتابيد تضميني در چهار هفته مشهورترين و فاخر ترين طنز نويس ايران و جهان بشويد . بشتابيد  با تضمين چاپ در بهترين مجلات فكاهي و سياسي دنيا با در آمدي بالغ بر ماهي  دو ميليون تومان!!!  بشتابيد با استاديد مجرب باز مانده  از مجله توفيق و جا مانده از غافله مرگ  بشتابيد  اين فرصت را از دست ندهيد . اهاي آب حوض ميكشيم  نايلون كهنه ميخريم درس تضميني ميدهيم  شكم لاغر ميكنيم قدبلند  ميكنيم  زيور را به ابجي جوليا تبديل ميكنيم طنز تضميني درس ميدهيم

بعد هم يك اطلاعيه زدم با اين مضمون كه كلاس تضميني طنازي  با متدد جديد لودگي. و اضافه كرديم علاوه بر تضمين طنز نويسي موارد ذيل نيز تضمين ميشود .

اول شهرت به سفيه بودن و لوده بودن  در غرض يك ماه  به طوري كه با ديدن شما همه بخنندند . وپشت سرتان بگويند بودا بير جور مجنوند

دوم محكوم شدن به كفر از طرف چپي ها و يا راست ها  تضمين اين قسمت صد درصد است چرا كه كافي است حرف حقي در مورد يكي از طرف هاي سياسي بنويسي

تضمين احضار به دادگاه  از طرف افراد حقيقي و حقوقي به خصوص كارشناس جقوقي ادارات كلي كه براي مدير كل شان مطلب نوشتي  

تضمين دريافت حكم جلب  از طرف همان هاي كه در رديف قبل آورده شد .

متهم شدن به خيانت از طرف افرادي كه برعليه ايشان مطلب نوشته ا ي و  تهمت كفر و خروج از دين اسلام

با اين اطلاعيه فكر ميكنيد كسي سراغ آموزش طنز نويسي بيايد . به نظر بنده هنوز هستند افرادي كه سرشان بوي قورمه سبزي ميدهد .

نگو كه تو كير تضميني ها نيافتادهاي هندوانه داده به تو به شرط چاقو آوردي خيار در آمده

می به جای آب تدریس شود

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}

می به جای آب تدریس شود

دوران نوجوانی  پول هایمان را روی هم گذاشته بودیم و تور والیبالی خریده بودیم برای بازی. عصرها توی یک زمین خاکی  با بچه هاوالیبال میزدیم  تا اینکه  یک روزبا جواد پسر شمس اله دعوا کردیم وکار به جاهای باریک گشیده  شده. دعوای نوجوانی ما تا متن روستا آمد و ریش سفیدان جلسه تشکیل دادن  .شمس اله مردی انشی بود(معادل فارسی برای انش وجود ندارد ) .پس از کلی جر وبحث مقرر شد سهم جواد را از توروالیبال بدهیم . اما شمس اله پول قبول نکرد .و گفت از تور سهم پسرش را بریده و بر میدارد . تور اضافه داشت گفتیم یک متر از این سر یا اون سر ببرید وبردارید . قبول نکرد گفت ما سهممان را از وسط می بریم . سایر ریش سفیدان  گفتند قاعده این است که از این سر و اون سر بریده شود نه از وسط مش حجت برهان آورد تا حال دیدی گوسفند را از وسط سر ببرند ؟شمس اله گفت همیشه به قاعده بودیم .این بار بر خلاف قاعده عمل خواهیم کرد.روزهای بعدی تور والیبال مااز وسط بهم دوخته شده بود

نمایشگاه مطبوعات تهران غرفه آذربایجان بر خلاف اصول و قاعده در یک جای  نا مرغوب و خارج از حروف الفبا  قرار گرفته . البته تنها توی نمایشگاه این اتفاق نیافتاده بلکه همیشه خدا به این شگل بوده دو سه تا استان هستند که اینها از قاعده و اصول حروف الفبائی پیروی نمی کنند .این هم نمیشود که همیشه قاعده را بهم بزنیم و بی قاعده حرکت کنیم ما که شمس اله نیستیم . دشمنان پشت سرمان حرف در میاورند که اینها پیرو قانو ن ونظم نیستند . در این گونه موارد بهتر است قاعده اولیه را بر هم زده و قانون و قاعده جدیدی تعین کنیم و یا  برای قانون قدیمی مثل تمام قوانین گشوری تبصره استثنا از قانون  را  بزنیم. جهت ارائه طریق چند مورد از تغیراتی که میتوان انجام  داد را ذیلا معروض میداریم .

روش اول : قانون جدید حروف الفبا  از سال 1388 بنا به مصلحت  حرف الف از اول حذف و به جای ان  حرف م جایگزین میشود و حرف ب از ردیف دوم  به ردیف ماقبل اخر  برده میشود بنابراین کلیه آموزگاران موظف هستند به جای تدریس کلمه "آب" در  آغاز درس فارسی کلمه "می" را تدریس نمایند و به جای بابا آب داد  بابا می داد جایگزین شود.                             

روش دوم :قانون جدید حروف الفبا  از سال 1388 بنا به مصلحت  و با توجه به اینکه اکثر صاحب منصبان و افراد ذینفوذ دولتی از استان وزیر خیز اصفهان میباشند حرف "ب " از حرف دوم حذف و حرف"ص" حرف دوم و حرف "ف" حرف سوم و حرف"ه"حرف چهارم و حرف نون به عنوان حرف پنجم جایگزین میشود تا در اهداء تمام تسهیلات دولتی استان اصفهان بر اساس قاعده در  راس قرار گیرد

روش سوم : تبصره از این تاریخ به جهت مسائل مذکور مقرر میگردد دو استان اصفهان ،خراسان و استانهای که وزیر بیشتر دارند . شامل قاعده حوف الفبا نبوده و حرف الفبا بعد از انها محسوب شود.

دوم :روانشناسی شخصیت بر اساس نوع جوراب

این روزها  مدعیان تشخیص شخصیت از روی رنک چهره و رنک چشم وزن و قد اندازه گفش ارایش مو و امثالهم فروان شده و هر کس و ناکسی با این ادعا که با تشخیص شخصیت میتوان نوع رفتار را عوض کنند برای جیب مردم کیسه دوخته  اند ومتاسفانه این موضوع هم مثل عمل جراحی روی بینی مد روز شده است . با توجه به تجارب ارزنده خودمان در شخصیت شناسی  مواردی از انواع شخصیت ها  بر اساس نوع جوراب بدون دریافت هیچ نوع وجه حضور خوانندگان محترم عرضه میگردد.

جواربی که بو میدهد . از نظر شخصیتی افرادی که جورابشان بو میدهد افرادی هستند که خودشان را از دیگران دست بالا گرفته و به نظر و عقیده هیچ کس احترام قائل نیستند. در برخورد با دیگران متکبرواز خود راضی هستند .خانواده از او نارضی است و موقعیت متزلزلی در خانه دارند .اما بیرون از خانه موفق هستند                                                                                                        

مبنای استدلالی:خود بزرگ بینی و برتری بینی استدلال میشود از بوی بد جوراب که برای انها دیگران هیچ ارزشی ندارند .چرا که اگر ارزش داشتند فکری به حال جورابش میکردنند.چرابا خانواده اختلاف دارند دو دلیل دارد اول اینکه اگر خانواده با او مشکل نداشتن حتما جوراب هایش را می شستند . دوم انکه اصلا چرا جوراب بو گرفته  و این نشان میدهد که این بابا از صبح تا شب بیرون است و به خانواده خود نمی رسد بنابرین جورابش بو میدهد. به احتمال فروان این تیپ شخصیتص در جامعه داری موقعیت خوب بوده و احتمال نود و نه درصد  از مدیران میباشد. که دائما کفش به پا دارند.                                

موارد اصلاحی : برای از بین بردن بوی جوراب که  علت تکبر است بهتر است شخص تو سط همسر خود زیر فشار قرار کیرد تا با شستن جوراب خود خصوصیات اخلاقی نا مربوط هم از بین برود در صورتی که همسر  شخصی که جورابش بو میدهد بتواند روزانه دو بار جوارب او را بشویاند او را مطیع کردهو شخص مطیع متکبر نمیشود  

افرادی که جوراب سوراخ دارند                                                                                                            

این مطلب در آینده نزدیک ادامه یدا خواهد کرد