نشست صمیمی
دینگ دینگ؛ صدای اس ام اس بود. پیامی که به موبا یل همایونی ارسال شده بود . پیام را مفتحوح کرده رویت نمودیم. از طرف این سید رضا بود واسط ما با جرایده مکرمه ی سرخاب . عرض کرده بود به حضور انورمان ، مقرر شده که ارباب جراید با استاندار جلسه بکنند صمیمی . از ما هم خواسته بود که اگر ارده ملکونه میل کند در ا ن جلسه حاضر شویم . با خود اندیشه کردیم باشیم بهتر است یک هوای هم تازه میکنیم و می بینیم استانداری چگونه جای است و استاندار چگونه ادمی .
ساعت یک دم درب نگهبانی استانداری از TRTفرشته که تازه برای رفاه حا ل جهنم بر پا شده پیاده شدیم . سید منتظر ما بود . امر کردیم برویم ما عادت به خلف قرارنداریم . نگهبانان سیدرضا را سیم جیم کردن و بعد راهش دادن اما ما که به چشم خلایق نمی ایم بی تشریفا ت وارد شدیم .
زمان حکومت ملوکانه ما وقتی میخواستیم صمیمت خود را به زیر دستا ن نشان دهیم لقب میدادیم گاهی هم یک حرف نیم رکیک می زدیم که نمی شود ان را به قلم اوریم. حتی یک بار ما برف گلوله کردیم پرتاب کردیم به سوی یکی از رعیت ها خدم وحشم فهمیدند که ما با او صمیمی هستیم. مشهور شد به صمیم الدوله گاهی هم با رعیت جماعت مصاحفه میکردیم و دستی بر سر انها می کشیدیم . فکر میکردیم استاندار هم برای نشان دادن صمیمیت خود به سوی ارباب جراید گلوله برفی پرت خواهد کرد و یا دست انها را خواهد فشرد . که اینگونه نشد ما نشسته بودیم که یک دفعه استاندار امد بی هیچ اعلانی و خبری همه بلند شدن الا ما که شاه بودیم و کمی کردن خود را خم کردند برخی هم لبخندی زدن زورکی . به هر حال صمیمتی را ما بین انها لمس نکردیم .
یکی بود خوش صحبت انکار کردیم مشابه وزیر داخلی ما باشد پس از خوش امد گوئی گفت استاندار میخواهد بشنود . اولی که معلوم بود خود از مدیران است و پروای ندارد شروع کرد به سخن گفتند و شکا یت کرد از شکایتهای ابکی تشکیلات دولتی و عدم جوابگوی مسئولین به انتقادات جراید دومی پی حرف او را گرفت که مسئولین اصلا روزنامه خوان نیستند و طرح کرد اگر یک مسئو ل بتواند نام چهار تا روزنامه محلی را ببرد ارشاد به او جایزه بدهد. این همان سید خودمان بود خم شدیم به گوشش فرمودیم یک دفعه بگوید مسئولین شما را به حساب نمی اورند و خلاص . سومی و چهارمی و پنچنمی هم گفتند که پارتی بازی است برای دادن اگهی و تقسیم یارانه بر اساس چابلوسی و گلایه داشتند از عدم تمکین مالی و نداشتن دفتر و دستک و بی خانمان بودن خبر نگار و ذیق معاش که مکرر تکرار فرمودن تا دل ما کباب شد با خود گفتیم ای کاش اینها زمان ما بودن به امیر دستور مساعدت می دادیم . این همه سخن دو ساعت طول کشید تا استاندار لب به سخن گشودن و گفتند که در خصوص زمین برای مسکن خبرنگار رئیس جمهور دستور داده و ما هم به بغل دستی دستور میدهیم که ایشان هم دستور بدهند تا دستور داده شود مشکل شما حل شود . در خصوص مورد عدم اعتنای مسئولین به روزنامه شما شاید شما مشکل دارید که خوب نمی توانید بنویسید ؟؟؟؟ و شاید خود سانسوری میکنید؟؟؟؟ . وقتی دولت میگوید از ما بنویسید شما چرا واهمه دارید . در این موقع بود که افکار ما از جلسه جدا شد وزوم شد روی خبر نگار صدا وسیما و بیان این خبر که مردی با صد وبیست هزار شاگی خصوص به عنوان پناهنده سیاسی به کشور یونان رفته است ودر ادامه بیان کرد اقای "الف "!!!!!(اسمش را نگفت تا ابروی دزد نریزد ) میلیاردها ریال پول مردم را خورده است. نیش خندی زدیم عاقلانه که این مردم بی نوا چگونه بنویسند کسی را که احتمالا خطا کار بود نش میرود . بعد هم با خود اندیشه کردیم که واقعا چرا خیلی از مسئولین شما(علت قید شما به جایما این است که ما وجود خارجی نداریم ) از ارباب جراید واهمه ندارند و انها را به حساب نمی اورند و دلشان نمی خواهد جواب بدهند و به جای جواب دادن از نویسنده و روزنامه شکا یت میکنند . ملوکانه اندیشه کردیم و علت را مکشوف نمودیم و چند خط چنین نگا شتیم به چند دلیل مسئولین روزنامه نمی خواند و یا دوست ندارند روزنامه بخواند و یا روزنامه میخواند ولی جواب نمیدهد .
اول احتمالا مسئول سبزی نمی خرد تا روزنامه در خانه داشته باشد و تکه های از ان را با پیژامه راه راه بخواند و به تفکر بروند حا ل مسئول چرا سبزی نمی خرند این باید در همایشی علت نخریدن سبزی توسط مسئولین برسی شود. –معمولا ما زورمان میاید که روزنامه را مستقیم بخریم دوست داریم روزامه الوده به سبزی را بخوانیم -
دوم چرا روزنامه محلی نمیخوانند دور از چشم مسئولین طراز یک ، مسئولین ادارات شما خود را وابسته به استانداری و فرمانداری نمی دانند بلکه انها خود را وابسته به تهران میدانند و فکر میکنند که باید روزنامه سراسری بخوانند و خواندن روزنامه محلی دور از شان مرکزی انهاست به ما خبر داده اند حتی برخی ا ز مسئولین شما دوغ محلی هم نمی خورند .
اما برخی که میخوانند و جواب نمی دهند دور از جون شما را ادم حسا ب نمی کنند. اینها اصلا به مردم اعتقاد ندارند چرا که فکر میکنند که مسئولیت انها از سوی مردم نبوده اگر یک نفر که در مسئولیت ایشان نقش داشته سئول بپرسد شبانه انشتن رااز دنیا مردگان احضار و پاسخ جواب مسئول را میدهند . اینها نه اینکه به روزنامه اهمیت نمیدهند بلکه خود را در مقام والی میدانند که هیچ کس حق سئوال از انها را ندارد
به ما خبر داده اند یکی گفته که من را مردم انتخاب نکرده است که من به انها جواب بدهم نماینده (این نماینده منتخب مردم حتما نبوده و با دوز و کلک به مجلس راه یافته ) سفارش ما را کرده و او هم حامی ما است تازه دائی من فلان کاره است و یکی از دوستاهایم در وزارت است .
همین چند خط را نوشته بودیم که سید رضا زد به کمر مبارک همایونی و عرض کرد جوجه نمیخورید .