آگهی دولتی در حکم سلاح سری
در این مقاله نه از باب افاضات معده شریف، بل از باب استنباطات فلسفی، قصد بر آن داریم که اثبات نماییم که آگهی دولتی و یارانه ی کاغذ برای اربابان مرجوع[1] وزارت فرهگ و ارشاد اسلامی، حکم سلاح های محرمانه و سری _از قبیل زیر دریایی و موشک های شهاب و غیره _ را دارد که ذکر نام آنها خروج از قاعده ی پایبندی به اصل استتار برای حکومت ها است. چنان که جومونگ هم بر این امر واقف است و ساخت شمشیر را از دشمن مخفی می دارد. مهمات نظامی در زاغه، شباهت فراوان دارند به اعتبارات موجود در حساب وزارت ارشاد و به دلیل این شباهت است که ایراد وارده از سوی پنچ روزنامه جناح مخالف دولت که در باب نامه نگاری به رئیس دولت نگاشته شده مخدوش است از نظر فلسفی به براهین و ادله ذیل:
و اما بعد... موجبات صغرا در باب هم ترازی آگهی دولتی با سلاحهای سری این است که هر دو می توانند تهدید بالفعل باشند برای یک دولت؛ چنان که سلاح در دست دشمن می تواند خطر سقوط بیافریند. آگهی هم در دست دشمن[2] موجبات عدم رای را به دنبال داشته باشد به جهت تبلیغات و مانور فرهنگی که حصول می شود هزینه آن از درآمد آگهی و پول یارانه. امروزه تز متفکران غرب و شرق بر این است که آدمی را در ذهن باید شکست داد نه در زمین و شکست ذهنی را کار فرهنگی باید که تلقین گرسنگی بدتر از خود گرسنگی است.
و اما بعد... کلیات کبری دلالت دارد بر این حکم فلسفی که آدمی نباید آب به آسیاب دشمن بریزد. که ترقی آن در باب آرد نمودن گندم شکوفایی اقتصادی دشمن را به دنبال خواهد داشت و موجبات تضعیف خود. و آدم عاقل به جای آب ریختن به آسیاب رقیب، چوب لای چرخ آن گذارد به حکم عقل.
و استنتاج از قضیه مطروحه معلومه فوق دلالت می کند بر عقلانیت این موضوع که وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نباید آب _که در این مقال می تواند آگهی دولتی باشد و یارانه نشر برای یومیه نگاران مخالف _ بریزد و هر عقل سلیم این را باور دارد. مگر اینکه دولت به فکر آینده خود نباشد یا چون مطبخ های امروزی، کاملاً اوپن باشد. و از نظر غیرتی برایش مهم نباشد که مطبخ خانه و محتویات آن عیان باشد در دیده اغیار. حاشا و کلا این نه سیاست دولت امروز باشد که بسیار غیرتی است و نه سیاست دول قبلی و دول ما قبل آن که اندورنی برای خود ساخته بودند و خواجگان را بر آن گماشته بودند که شرح آن بماند به بعد.
فی الحال با توجه به موجبه بودن صغرا و کلیت کبری، که در مکاتب فلسفه مشاء و ایضاً اشراق، دلات دارد بر انتاج قضیه و حکم آن صواب است و رای صحیح همان.
هیچ عقل سلیمی، که به زوال دوچار نیامده باشد، قبول نخواهد کرد که آگهی یا همان قدرت بقا را به یومیه جات مخالف، به همان اندازه که به موافق می دهد، بدهد که اینجا عدل بسویه عین ظلم است. و در منطق، این باب همان عموم خصوص مطلق است نه من وجه که بشود در آن مسامحه نمود.
واما توصیه ما به آن پنج روزنامه این باشد که عین ما که دوچار کم لطفی در هر دو دوره یمین و یسار بودیم، قید آگهی و پول کاغذ را زده از جیب شریف تا زمان فروش فرش زیر پا به نشر ادامه دهند و بعد از آن در روزنامه را تخته فرموده در خانه به استراحت سیاسی مشغول شوند.
پی نوشت:
1. ارباب رجوع همان مشتری است که بر عکس آن می شود ارباب مرجوع؛ یعنی کسی که به او رجوع می شود، یا همان مسئول.
2.همان که در عالم سیاست گفته می شود در اصول با هم مشکل نداریم اما در جزئیات حکومت مخالف هم هستیم.