میراث فرهنگی باید مدعی باشد

الحمدلله بعد از گذشت ربع قرن از زمان گلنک زنی مجتمع سینمایی تبریز، بالاخره شاهد افتتاحش شدیم. زمانی که کلنگ این مجتمع بر زمین زده می شد، بنده حقیر شاهد و ناظر بودم و در آن هنگام در عنفوان جوانی بسر می بردم و در معیت بزرگی از اهل هنر و فرهنگ در آن مراسم حضور داشتم و حال پیر گونه ای هستم که هنگام برخاستن از زمین باید بر دستانم تکیه دهم و یا علی بگویم... و آن بزرگ عمرش را داده به شما. خدا را هزاران مرتبه شکر که نمردیم و گشایش این مجتمع را دیدیم.

و اما بعد، یک مسئله و آن اینکه آیا این مجتمع  تحویل سازمان میراث شد یا نه؟ اگر جواب نه است، ظلم است در حق آن سازمان و باید که مدعی شود برای تصاحب مجتمع. چرا که غبار تاریخ بر دیوارهای آن نشسته است. حداقل چین های اولیه دیوار بعد از گذشت ریع قرن خاصیت آثار قدیمی را گرفته است. البته  نه تنها این مجتمع بلکه اتوبان زنجان - تبریز و ایضاً راه آهن میانه – تبریز، روگذر دریاچه ارومیه و استادیوم یادگار امام تبریز و... هم باید به میراث فرهنگی تحویل داده شوند تا کارشناسان مرمت روی آنها کار کنند. چرا که بعد از ربع قرن، حتماً ساختمان به نوسازی و مرمت نیاز دارد .

 اینها آدم های خوبی هستند که مدعی نشده اند. اگر من رئیس سازمان میراث بودم بیش از نیمی از طرحهای عمرانی مفتوحه (منظور همان افتتاح شده) را می دادم برای  ثبت ملی و تصاحب عدوانی می کردم بر اساس قانون مرور زمان.

 

زندانها پر می شود از دکتر و مهندس

از سوی برخی مجلسی های محترم (احتمالاً بیکار)، طرح مجازات برای کسانی که از عناوین دکتر و مهندس استفاده می کنند، مطرح شده و در صورتی که این طرح  تصویب شود، دادستان عمومی کشور باید علیه افراد ذیل اعلام جرم کند و بدین ترتیب زندانها پر شود از دکتر و مهندس.  

تمام تزریقاتی ها که ما به ایشان دکتر میگوییم، تمام لوله کش ها و  تعمیرکاران وسایل خانگی، تعمیرکاران تاسیسات حرارتی و برق کارها، مکانیک های اتومبیل و امثالهم، که ما به ایشان مهندس می گوییم. برخی از دختران که با پوشیدن مانتوی سفید رنگ (مد دو سال پیش) باعث می شوند که برخی جوانان علاف در متلک هایشان به آنها بگویند: «خوبی خانم دکتر» یا «موش بخوردت خانم دکتر» یا «یک نسخه عشقی برام بنویس خانم دکتر» و...

تمام شهرداران مناطق که مهندس نیستند ولی بر حسب قانون ادراک اولیه، کارکنان شهرداری موظف عرفی[1] می شوند که به آنها مهندس بگویند_ لااقل یکی از مدیران شهرداری ادبیات خوانده و همه هم می دانند_ مجری در یک برنامه ایشان را با عنوان مهندس خطاب می کرد؛ به مجری عرض کردم ایشان ادیب هستند نه مهندس. فرمود ایشان هم مهندس کلمات هستند و کلمات را به هم وصل می کنند!

تمامی اساتید دانشگاه آزاد که با مدرک کارشناسی ارشد، دکتر هستند و دانشجویان بر حسب عادت یا جهت اخذ نمره بیشتر، عنوان دکتر را برای استاد یدک می کنند.

تمامی بخشداران و استاندارانی که با مدرک فنی وحرفه ای زیر کارشناسی _ مانند دیپلم و فوق دیپلم_   مشغول به کار هستند و زیردستان ایشان، شبیه سازی کرده و به آنها مهندس می گویند. جون بیشتر کارشان عمرانی است.

تمامی پزشکان که به جای استفاده از کلمه پزشک از کلمه دکتر استفاده می کنند و برادران نظامی که در پست های اجرایی مشغول هستند و به جای فرمانده یا جناب سرهنگ باید به آنها گفت مهندس و...

اگر این طرح تصویب شود، شهرها آرام تر و ترافیک روان تر خواهد شد انشاءالله.

پی نوشت:

[1]موظف عرفی، یعنی اینکه کارمند باید کاری را انجام دهد اما در قانون نیامده و الا حداقل اضافه کاری اش قطع می شود. مانند چاپلوسی.