شيپور بيدار باش را  يكي  از  فرشتگان  به صدا در آورد . مجبور شديم بيدار شويم. نمي دانيم هيچ مجبور شده ايد راس يك ساعت معين بيدار شويد . آدم پدر ش در ميايد . اگر قرص امپي سلين خورده با شيد حتما گفته همايوني را تجربه كرده ايد. ما هر روز خدا در جهنم كارمان اين است .خدا شاهد است به خاطر اين شكنجه  پنجاه سال شاهيمان" بورنومزدان كلدي "(كوفتمان شد  )صبحانه نخورده يكي از خادمان  اناس امدند تعظيم كردند و عرض نمودند  قبله عالم مشرف شوند براي هوا خوري ما كار داريم. فرموديم چه كاري  عرض كردند تميز كاري  فرموديم نمي شد يك ساعت ديگر ميامديد. عرض كرد  قبله عالم به سلامت  كار عيد است  مجال ميخواهد .فرموديم اينجا كه مجازي است  ما هم كه روحيم جه معني دارد كار عيد.   عرض كرد كار عيد براي خانم ها مجازي غير مجازي ندارد  بايد انجام بشود  .  يادمان آمد يك بار انيس الدوله كه جانم فداي او باد  آمدند همين را عرض كردند كه عيد است  بايد كار عيد بكنيم  فرموديم نميشود  ما حوصله بيرون رفتن را نداريم.  هر كدام از حضرات بانوانمان كه الهي  فدايشان بشويم  "هرسي بير سپوركه" قبله عالم بفرمايد بيرون  و الخ  ان شب از درد محل برخورد  جاروها خوابمان نبرد. خواب نما شديم  فرموديم برويد فين كاشان امير را بكشيد . اين كه يادمان آمد دم گذاشتيم روي كول مبارك آمديم بيرون مشغول شديم به سياحت .

چند نفري شركت خدماتي هستند كه از در مخفي يكي از  قبرستاني  هر روز  ميايند براي كارهاي خدمات شهري جهنم . يكي را ديديم بسيار پكر بيل بدست ايستاده عين  سنگ مردشور خانه سرد وبي روح  . سرفه كرديم بلكه سلام بدهد برگشت گفت سرما خورده ايد برويد دكتر بماند خرجش بالا مي رود .   فرموديم عليك سلام عرض كرد  ما كه سلام نكرديم شما جواب ميدهيد  . به روي مبارك نياورديم فرموديم فرزندم مشكلي داريد به من بگويد  عرض كرد بله دارم  اما به شما نمي گويم . فرموديم چرا؟ عرض كرد چون شما "اوز جولوز سودان چخا دامسوز"  اعتباري نداريد پيش احد يت. فرموديم شما از كجا ميدانيد  عرض كرد پيداست از جهنمي كه برايتان بر پا شده  است .فرموديم ما با ديگران فرق داريم . عرض كرد جه فرقي  فرموديم ما شاهيم . خودش را جمع و جور كرد و گفت كدام شاه  پهلوي  محمد رضا يا رضا  شاه. فرموديم مايم ناصرالدين شاه صا حب قران  خودشان را بيشتر جمع و جور كرد.  عرض كرد همان شاه كه ده تا زن داشت  فرموديم موارد مستهجن را مطرح نكنيد اولا بيشتر از ان بود ثانيا اسم ما بد در رفته ما مديري را مي شنا سيم كه ركورد مرحوم شاه بابا فتحعلي شاه را هم شكسته اند . تازه شاه هم نيستند .  عرض كرد ميدانم فرموديم چرا زانوي غم بغل كرده ايد .عرض كرد  عيد نوروز  نزديك است بدان جهت .  فرموديم بايد شاد باشيد . عرض كرد عيد براي ما جماعت بي پول  مصيبت است .شادي بري چه يكي شلوار ميخواهد  آن د يگري  دامن بدتر از انها عيال محترمه مكرمه است كه  دو پا كرده به يك كفش كه بايد برويم شيراز  فرموديم  اينها كه مشگل نيست  براي انها  البسه بخر اما عيا لت چرا ميخواهد برود شيراز  عرض كرد از آن عتيق هاي روشن فكر ماب است. ميگويد شيراز شهر سخن است. سعدي دارد و حافظ از همه مهمتر  تخت جمشيد كه نشان اقتدار بوده  اينها يعني كلاس.  فرموديم  تبريز هم شهريار را دارد قطران و همام را خاقاني  برويد زيارت انها؛  حتما هر هفته  رفته ايد  خسته شده ايد. عرض كرد به خدا ما نمي دانم قبر شهريار كجاست اصلا ايشان مرده يا زنده هستند. عصباني شديم فرموديم شماي كه تا به حا ل زيارت  شهريار نرفته ايد غلط ميكنيد حرفمان راخورديم كه اداره مطبوعات گير ندهد و فرموديم شما غلط فكر ميكنيد " اول اون ايچه سورا كونشي "عرض كرد ما  هم همين را ميگويم.  تازه قبله عالم اين به كنار مشكل پول است وسيله سفر است و محل اقامت  فرموديم شما مگر كارت سفر نداريد  .عرض كرد قبله عالم ان يك طرح است تا بيايد اجرا بشود يك قرن وقت ميخواهد كارت داريم اما كسي طرف قرارداد اين كارت ها نيست مانند دفترچه بيمه روستاي .تازه وسيله هم نداريم خدايش قطار سبز كه بايد پول پاش بريزي هم پيدا نميشود وجاده ها هم كشش اين همه ترافيك ندارد فرموديم پس چه مرگتان است پول كه نداريد  كاروانسرا (هتل) هم  كه پيدا نميشود خودتان هم كه شاعر داريد و هزار اثر ثبت شده . عرض كرد قربا نت اخر يك سال  كار است وهمين نوروز.  اين را هم در خانه بنشينم  كه نميشود. در همان لحظه  به مخيره همايونيمان مثل برق چيزي خطور كرد.  فرموديم كاتب بيايد يك نامه بنويسد به مسئول نوروز  كاتب امد  دستور را شنيد نيش خندي زد و گفت قربانت نوروز كه صاحب ندارد همه تعطيل هستند. فرموديم بدتر  نامه سر گشوده  بنويسيد به يك روزنامه كه  گستره توزيعش كل كشور باشدمانند روزنامه سراسري  امين  بدهيد  چا پ كنند اين فرمان را برسد به كوش مسئولين  و اينگونه فرمان داديم

 واما بعد مشكلات مردم در نوروز عديد ميشود به سه جهت اول  پول ندارند دوم  وسيله ندارند اگر هم داشته باشند بنزين ندارند و سوم محل اقامت ندارند اينگونه حكم مي كنيم هر چند فعلا شاه نيستيم ! از روسيه قرض بگيريد براي سفر مردم مانند ما كه قرض گرفتيم از روسيه براي سفر فرنك . براي كاهش ترافيك  نوروز را تقسيم كنيد به چهاربار  در سال نوروز  اول بهار رابدهيد به كارمندان كه هم شمال سرد است هم جنوب غير خوشنوروز دوم  تابستان رابدهيد به اغناي بروند كيش حال كنند  پائيز فصل مدرسه است  اين فصل را بدهيد به كساني كه فرزند در دانشگاه ازاد دارند انها نمي توانندز خانه تكان بخورند !؟ نوروز چهارم زمستان  را بدهيد به مسئولين  كه ميتوانند وسا يل اسكي فراهم كنند.  اينگونه همه چيز به خوبي وخوشي تمام ميشود وتازه  ما جزء اولين ها مي شويم در كل بلاد عالم   كه در مملكتشان  چهار عيد دارند چون اولين است  دستورميدهيم  اين طرح از انايوردم تبريز اغاز شود. يك سال اينجا امتحان كنيد  را شايد افاقه كند .  وسلام    ظلل ا... ناصرالدين شاه