كلام آخر
يك سال گذشت وشايد اگر بنشينم و تا 365 بشماريم وسط شماردن حوصله خود ازدست داده و ديگر ادامه ندهيم . اما يك سال به همين زودي بي هيچ ملاحظه حوصله من وتو البته نه به آساني گذشت . و سالهاي ديگر نيز شايد زودتر از اين سپري شود. اما آنچه مهم است گذر عمر نيست بلكه آن چه از عمرحاصل شده مهم ميشود . آنچه كه تلاش كرديم تا در خاطره ها بمانيم.271 نسخه از سرخاب در يك سال منتشز کردیم.
به پشت سر كه نگاه مي كنيم نه در حد كمال بلكه در حد توان نه براي خود مان بلكه براي اجتماع خودمان ونه براي آنچه كه مهم نيست بلكه براي فرهنگ كار كرديم . از جان و دل بي هيچ ترس از سختي ها و اين را وظيفه دانستيم و تكليف نه اجبار و منت .
صفحه هاي سرخاب را كه ورق بزنيم بغض هاي تركيده جامعه را در آن به وفور ميبينم كه جاري شده چون يك چشمه كه مفيد بوده براي آگاهي وبستري ايجاد شده براي كار وتلاش بيشتر . از اينكه بستري فراهم آورديم كه چشمه ها یی براي سازندگي جاري شوند .و اين جويبارها تبديل به سيل ويرانگر درون وبيرون نشوند خوشحاليم . براين اصل اعتقاد داريم كه حرفي كه بايد گفته شود اگر گفته نشد تبديل ميشود به يك عقده دوراني وپديده شومي به نام افسردگي و يا يك عقده بيروني به نام پرخاشگري خشم وانزجار از نوع خود .
از زبان مردم نوشتيم. آنچه را كه شنيده بوديم گفتيم آنچه را بايد مي گفتيم گفتيم تا شهر خود استان خود را زيبا سازيم به دست مسئولين .عده اي حرف هاي مردم را اززبان ما شنيدند و عمل كردند و عده اي ديگر شنيدند و عمل نكردند و هزار تاسف كه عده اي بودند و هستند و خواهند بود كه گوش براي شنيدن و انديشه براي تفكر نداشتنند،ندارند و نخواهند داشت . وآنها نه شنيدند و نه كار كردند .
آنچه برايمان مهم بود آن بود كه ما بي هيچ ملاحظه سياسي و بي هيچ چشم داشت و تمناي مادي آنچه را كه بايد مي نوشتيم نوشتيم و خيلي وقت ها تاثير گذار جريانات اجتماعي و سياسي شديم .
سرخاب را ورق مي زنم اسم هاي كه برايمان ديگر آشنا شده و حك شده در قلبمان . از آن روزي كه اولين شماره سرخاب را توانستيم روي دكه هاي مطبوعاتي بگذاريم يارمان بودند . آنها هم چون ما كه تمناي نداريم و نداشتيم جزاعتلاي فرهنگ از جان ودل نوشتن تا سرخاب بماند و اين فرصت همچنين براي مردم باقي بماند. بي وجود انها سرخاب روي دكه ها نمي رفت ونخواهد رفت اگر وجودشان رااز ما دريغ نمايند. وخوشحاليم در اين سال دوستاني را به جمع ياران قديم افزون كرديم كه ياريمان كردند و دستمان گرفتند .واميدواريم كه بمانند و بنويسند . و عادت كنند به سختي هاي نوشتن
اگر انصاف بداريم در طول سال هر آنجا یي كه لازم بود ما سرخابي ها بوديم در عرصه معارف ، فرهنگ و هنر، سياست ورزش و سعي كرديم رسالت اطلاع رساني آگاهانه را انجام دهيم . هر چند در اين راه تهديد و حتي تنبيه شديم . انديشه ما بزرگتر از آن بود كه با اين نوع تهديدي پا عقب بگذاريم و يا به تنبيهي از ميدان بدر رويم .ما به رسالت خود بيش از هر چيز نه در حرف بلكه در عمل معتقديم و آن رسالت را بازگوي حقايق ، روشنگري و پايداري در اين راه ميدانيم حتي اگر به زيان ما تمام بشود .
وسالي كه در پيش رو داريم . تمام توان مجموعه بكار گرفته خواهد شد تا بتوانيم گوشه هاي از فرهنگ را با نام سرخاب پر كنيم . آنچه فرا روي ما ميباشد تلاش است .تلاش براي ماندن ارزشها اسلامي و اعتقادات ديني اداب و روسم ايراني و قومي و فرهنگ، فرهنگي كه اگر تلاش نكنيم يغما گران فرهنگي آنرا را به يك نبرد از ما خواهند گرفت .
وحرف اخر تشكر و قدر داني ازمخاطبان بزرگوار كه به حلم تحملمان كردند و پذيراي وجود ناقصمان بودند.راهنمائي مان كردند .نصيحت دادند و راه را براي ما ترسيم كردند نشانم دادن از چه و از كجا و براي چه بنويسيم . دستمان را گرفتند تا در مسير راه به بي راهه نرويم .