اندر احوالات کاندیدا(نامزد) شدن برای مجلس
اندر احوالات کاندیدا(نامزد) شدن برای مجلس 1
از انجائی که چند ماه بیشتر به انتخابات مجلس نمانده ماغازا قصد پرداخت به این موضوع را دارد. تا نامزدها مجلس را بدون هیچ چشم داشت مثل برخی از دعا نویسان (که اگر بعدا خوب شدی یا به مردات رسیدی یک میلون تومان میدهی ) راهنمائی کند.اگر هم زد و انتخاب شد ی یادت باشد که در مکتب ما تلمذ کردی.
باب اول:انگیزش
واما بعد برای هر کار انگیزه میخواهد یک کاندیدای خوب باید انگیزه خوبی هم داشته باشد انواع انگیزهای که میتواند شما را وادار کند که ثروت اندوخته چندین ساله را به پای انتخابات بریزی میتواند موارد ذیل باشد با مطالعه نمونه های زیر سعی کمن در خود ایجاد انگیزه کنی
اول :خود انگیزگی
یک روز صبح از خواب بیدار میشوی روم به دیوار برای رفع حاجت به دبیل یوسی مراجعه میفرمائی و بعد از انجام کارهای ضروری آبی به صورت میزنی حواله را برمیداری و در همین حین نگاهت به اینه است که متوجه خودت میشوی قطرات اب از صورت مبارک پائین می ریزد . عجب چه صورت ملیحی داری صورت نمایندگان فعلی در ذهن مبارکت مرور میشود خدائی هیچ یک به قشنگی تو نیستند من که به این قشنگی هستم چرا نامزد نشوم * انوقت خودت از خودت خوشت میاید چه انگیزه ای از این بالاتر همین فکر را به یک دوست میگوئی ان هم در جواب میگوید چهره تو انک چهره مرحوم مغفور شاد روان خلد اشیان فردین میباشد فتو ژنیک انتیک جون میدهد برای تبلیغ ان وقت که دیگر مطمئن میشوی خدا ترا برای کاندیداتوری مجلس آفریده. قصد میکنی که قربه الی ا.. بشوی نماینده مجلس برای خدمت خلق
*اصلا ریشه نامزد شدن و نامزد کردن احساس همین قشنگی است که مادر را میفرستی دختر حاج ارضا را برایت نامزد کند
دوم :دیگران انگیزگی
همین مطلب بالا را داشته باش به جای خودت مادرت را بگذار بالام شاهلقا یارانب این یک انگیزه یکی هم در یک اداره سه چهار نفری رئیس هستی چند تا از این کارمندان موزی دور برت را میگیرند و حاج اقا حاج اقا میکنند . وکلی ازت اضافه کاری طا لب میشوند یک روز نزدیکی انتخابات یکی از انها حرف انتخابات را وسط می کشد و بعد از کلی صغری وکبری کردن یک دفعه میگوید حاج آقا شما چرا کاندید نمیشود کل بچه ها اداره در خدمت شما هستند .
بدتر از این توی کلاس درس ادبیات داری برای دانشجویان سبک خراسانی را میگوی قافیه به تنگ امده و مجبور هستی بروی سراغ مسائل سیاسی به همه بد و بیراه میگوئی و انتقاد پشت انتقاد یکی وسط حرفت می پرد و میگوید استاد وقت کلاس تمام شده با بی میلی میگوئی بفرماید و مشغول جمع کردن وسایل میشوی که یک دختر بچه بیست ساله زبل که احتمالا در درس تو نمره کم خواهد گرفت جلو میزت سبز میشود و میگوید استاد شما با این شم سیاسی قوی چرا کاندیدای مجلس نمی شوی تمام بچه ها دانشگده هم به شما رای میدهند به فکر فرو میروی و انوقت قربه الی ا... میشوی کاندیدا .
سوم : هل دادن
ان دو مقوله بالا یک جوری خود انگیزیگی را همراه داشت اما یک زمانی هم هست که دیگران تشکیلات و سازمانها و جمع های سیاسی دنبال یک فرد هستند که ابرویش را ببرند میایند سراغ تو که ای شیر سر و روباه دم تو شایسته وبایسته هستی برای مجلس و انقدر میگویند و میگویندکه تو باورت میشود که انتخاب شدی برای ایکار انوقت قربه ال ا... میشوی کاندیدای مجلس
چهارم : انگیزه ذاتی
این انگیزه که از قویترین انگیزها است و علمای اهل روانشناسی انرا سائق نامند که ذاتی در برخی انسانها است مانند نوع گرسنگی که در تمام نوع بشر است در برخی از نوع انسان ذاتا نه عارضا کاندیدا شدن برای مجلس است این افراد در مدرسه انتظامات یا مبصر در تیم کاپیتان یا داروزبان در سربازخانه ارشد یا دژبان میباشند.
واما بعد تو هم که دلت میخواهد نماینده بشوی باید یک انگیزه قوی داشته باشی حال خود انگیزگی یا دیگر انگیزگی اما مواطب باش که هل ات ندهند. ذاتی هم باشد چه بهتر
باب دوم : تهیه مقدمات
واما بعد وقتی که به این نتیجه رسیدی که نمایندگی مجلس در شان شماست باید چند عادت بد را کنار گذاشته به چند عادت خوب خوی کنی اگر تا حال مسواک نمیزدی هر روز باید صبح زود مسواک زده و عطر بر خود بپاشی و لباس خوب که اهم ان کت وشلوار سرمه ای رنگ برای اقایان و مانتو استخوانی برای خانم ها است این مطلب ا دامه دارد
معلم موتوری
چقدر این پیک موتوری کارها راآسان کرده یک زنگ میزنی میاید دم در پول میدهی میرود برایت خرید میکند. چقدر آروزو کردی که خیلی از چیزهای دیگر هم موتوری میشد ..بلاخره به آروزیت رسیدی این بار معلم موتوری در مدرسه مدیری یا در خانه مادر لازم نیست نگران باشی .برای کلاس معلم کم اوردی یا برای تدریس خصوصی معلم میخواهی کافی است یک تلفن بکنی سایز واندازه های معلم را بگوئی بلند یا کوتاه زشت یا زیبا خانم یا اقا نیم ساعت بعد در خدمت شما است . دروغم کجا بود یک شرکت بر وزن گنج اوران تاسیس شده که کارش همین است میگویند اعضای موسس و صاحب امتیاز از بزرگان اموزش و پرورش است ماکه نمی گویم میگویند.. یک شرکت زدند میگویند بخشنامه داشته که معمولا این گونه بخشنامه ها دور از چشم همه است وکارش همین تامین معلم است و چنین خدماتی را ارائه مینمایند.ایجاد واسطه بین معلم و اولیا پولدار . حالا که دولت نمیخواهد(این اصلا به نمیتواند ربطی ندارد ) حق الزحمه مدیران را بدهد بستر را برای در امد اقتصادی ایجاد میکند. معلم موتوری یکی از این طرحها است . همان کرامت معلم بودن و گفتن اینکه که حقوقتان کم است عیب ندارد پیش خدا و مردم ارزش دارید و همان که با ایجاد شرکت خصوصی و پیک موتوری به هم میریزد حرمتش همان معلم . اصلا من جای دولت باشم این همه خرج تحصیل و تدریس این حرفها نمی کنم اصل مدرک است که مدرک تلفنی باز میکنم هر که خواست از خانه زنگ میزند که اقا ما یک مدرک دیپلم میخواهیم یا لسانس یا دکترا و .. با مدرک موتوری می فرستیم دم در خانه اش انوقت مشکل ترافیک و معلم حق التریس و سهام عدالت و مردم محوری هم حل میشود.