صف ریاست جمهوری
صبح زود مارش بيدارباش جهنم را زدند . بيدارشديم رفتيم رويتان گلاب دست به آب . صورت شوستيم در آئينه نگاه كرديم في الواقع بسيار خوش تيپ شده بوديم مانند الن دولن خودمان از خودمان خوشمان آمد . گفتيم ما چه كم داريم از بقيه كه اسم نويسي نكنيم براي انتخابات رياست جمهوري.
منتخب الدوله را صدا كرديم فرموديم برويم وزارت كشور براي ثبت نام منتخبالدوله شاخ درآورد (شاخ در آوردن در جهنم مجازي نيست و عيني است ) فرموديم شاخ براي چه؟ عرض كرد قربانت شما كه نمي توانيد اسم نويسي كنيد . منع قانوني داريد. فرموديم ثبت نام في النفسه خودش كيف دارد. منع اش را هم يك كاري ميكنيم .برويم ببينم چه خبر .
ساعت نه صبح نشده بود كه از فرشته سوار پيدا شديم .صفي بود طولاني .به يكي فرموديم مرغ ميدهند خنده اي كرد و گفت نه صف رياست جمهوري است. فرموديم رياست جمهوري ؟عرض كرد بله. گفتيم شما هم كانديدا هستيد؟ عرض كرد بله. فرموديم رجال هستيد؟ عرض كرد نه خير برگ چغندريم بعد هم عصباني شد فرمود كجاي ما به ظريفه ها مي ماند. فرموديم منظورمان رجال سياسي است كمي ارام شد گفت بله . ما بسيار كاردان هستيم فاميل هر كه دعوا كند ما ريش سفيدي ميكنيم و دعوا را سر هم مياوريم .فرموديم به اين خاطر كانديدا ميشود ؟عرض كرد مگر كم چيزي است آشتي دادن فاميل! فرموديم حتما برنامه شما رو محور دادگاه خانواده خواهد چرخيد. عرض كرد آفرين عيال هم همين را گفته كه اگر پرسيدند شعارت چيست بگو يك خانواده يك شوراي حل اختلاف. منتخب الدوله را مثل زنبيل گذاشتيم سر صف خودمان خبرنگارانه رفتيم براي در آوردن ته و توي صلاحيت و قدرت رقبا يكي را ديديم لبو مي فرشد نزديك شديم فرموديم عمو جاي خوبي براي لبو فروشي پيدا كرديده ايد . عرض كرد با خود گفتيم حالا كه مي رويم براي ثبت نام چرخ دستي خود را هم ببريم كمي هم كاسبي بكنيم .فرموديم براي ثبت نام آمديد؟ عرض كرد اصرار دوستان بود فرمودند شما از همه ما خوش صدا تر هستيد برويد براي رياست جمهوري ثبت نام كنيد و مدافع صنف ما باشيد. فرموديم برنامه هم داريد عرض كرد مگر بدون برنامه هم ميشود كار كرد ما براي لبو فروشي برنامه داريم حسن خيابان نياوران حالا چرا حسن خيابان نياوران چون خوش تيپه منوچهر ونك جرا چون صداي نكره داره صداش تو ترافيك معلومه . فرموديم برنامه تان چيست؟ عرض كرد تز ما تز لبو است .فرموديم اين ديگر كدام است .گفت دكترين مختص لبو فروشان واردات هر چيز شيرين سياست چرخي خارجي و لبو براي تمام ايرانيان فرموديم شما سواد هم داريد؟ عرض كرد مهندس كشاورزي هستم فرموديم سر دبير ما هم مهندس كشاورزي است .
جلوتر رفتيم يك نفر بود بيل بدست فرموديم عمو شما هم براي ثبت نام آمديد؟ گستاخانه گفت عمو خودتان هستيد ما مش غضنفريم. از اتحاديه كارگران ميداني سر گردان . فرموديم شما از سياست چيزي ميدانيد ؟عرض كرد سياست در كف بيل ماست اگر نچرخد همه وا مي مانيم انگار كن استانداري كار ساختماني داري ما نباشيم كارش راه نمي افتد. فرموديم چه ربطي دارد به رياست جمهوري . عرض كرد بيل ما نباشد چرخه اقتصاد فلج ميشود بحران اقتصادي امريكا از كا مسئله مسكن آغاز شد ما بيل بگذاريم زمين وضعمان بدتر از آنها ميشود. فرموديم كدام احزاب از شما حمايت ميكنند؟ عرض كرد كارگران روستاي ناكجا اباد سفلي مقيم مركز كارگران بيل بدست شوش كارگران باغچه كارميدان ابوذر فرموديم انشا ...راي مياوريد .
جواني بود نوزده ساله توجه ما را جلب كرد رفتيم سراغش فرموديم كانديدا هستيد عرض كرد بفرمايد نامزد. با خود گفتيم طرف ادبياتي است مثل اينكه. يك چيزش ميشود. فرموديم چه فرق دارد؟ عرض كرد فرقش اين است كه ما عقد كرده هم هستيم .فرموديم عقد كرده چه كسي عصباني شد گفت نه خير بيايم اسم خانواده را چار بزنيم جلو مردم مگر بي ناموسيم فرموديم اسم خانواده كدام صيغه است ما فكر كرديم شما نامزده رياست جمهوري هستيد. عرض كرد بله هستيم بعد عقد پدرشان امر فرمودند تا كار پيدا نكيد بايد نامزد بمانيد ازآن روز به هر كجا كه فكر كنيد سر زديم تا ديروز نازنين الدوله فرمودند چرا رئيس جمهوري نمي شويد آزمون عملي وكتبي كه ندارد حقوقش هم مكفي است . برو ثبت نام كن شايد شانسي تو را قبول كنند !! فرموديم مادر بزرگ اين نازنين الدوله شوكت الدوله قجر است ؟عرض كرد بله شما از كجا مي شناسيد. فرموديم ما ناصرالدين شاهيم شوهر شوكت الدوله نگاه عاقل اندر صفي كرد گفت دوربين مخفي عمو
بلاخره نوبت ما شد كارشناس اسم و رسم پرسيد. فرموديم .گفت سابقه اداره كشور را داريد فرموديم پنجاه سال .عرض كرد چه سمتي فرموديم شاهي . عرض كرد يك لحظه بعد هم اس ام اس زد به دوستش اين مطلب را "از صبح فقط ديوانه ثبت نام كرديم يارو فكر ميكند شاه است آن هم ناصرالدين شاه "