جهيزيه ثانوي درد سر دوم

سالهاي پيش  طرح اكرام ايتام را ديديم خوشمان آمد .به حاجب گفتيم برويد يك نفر پيدا كنيد فرزند خوانده ما باشد. رفت بعد از مدتي آمد تعظيم كرد دختري را با خودآورده  بودبسيار با وقار  .معرفي كرد و اظهار نمود  دختر از مريدان ستون  ماست  و دوست دارد دختر خوانده ما باشد . ما هم كه جو گرفته بودمان قبول كرديم ايشان دختر خوانده ما باشند . بين چند نفراز وزير نما ها (جون در دوران حكومت ما خوب سياست نكردند لفظ نما را بكاربرديم ) به ايشان گفتيم  كه ما را پدر انكار كنيد و هر مشكلي داشتيد برايمان بگويدبدانيد دستور ميدهيم اجابت كنند .  ده روز نگذشته بود كه دختر خوانده اذن دخول خواست مودب به دو زانو نشست و عرض كرد پدر جان خواستگار داريم  اگر اجارزه فرمايد حضور برسند فرموديم چه اشكال دارد بگويد بيايند .عرض كرد شيريني ميوه كه در يخچال مبارك داريد فرموديم هر چه لازم است به حاجب بگويد تهيه كند  تا ده نفر خواستگار امد به همه جواب رد داد به بهانه هاي قد وقامت وسواد وعدم  تفاهم فرهنگي كه خدايش اين اخري را ما نفهميديم  .هر بار ماي خام  شده دستور تهيه مقدمات را ميداديم تا اينكه حاجب فاكتور آورد ميليون توماني. فرموديم اين چيست عرض كرد هزينه  پذيرائي از خواستگاران دختر خوانده. با خود فرموديم  اين بار هر كه آمد جواب مثبت ميدهيم بلكه جلو هزينه ها اضافي گرفته شود .خوشبختانه از آخري خوشش آمد و قبول كرد كه به عقد ايشان در آيد . نفس راحتي كشيديم كه خلاص شديم.  

فردا صبح الطلوع دختر خوانده  اذن  دخول خواست و به دو زانو نشست وعرض  كرد پدر جان حال بايد فكر جهيزيه باشيد فرموديم دو دست لحاف وتشك اين حرفها را ندارد گونه هايش سرخ شد از كيف ليستي درآورد  بس طويل با حجب وحيا تقديمان كرد كه دستور فرمايد اينها را تهيه كنند حقيقتا يك روز تمام در خواندن ليست مانديم بخصوص ماكروي را نميدانستيم چيست  دانش الدوله را فرموديم اين يك قلم را تحقيق كنيد ببينيد چيست او هم خبرآورد  كه تقويت كننده امواج راديوئي است !گفتيم اين ديگر به چه كار آيد  مگر ميخواهند راديو خصوصصي داشته باشند . تا انيس امد به ما كلي خنديد  و سپس عرض  كرد كه اين همان تنور خودمان است كوچكتر و جمع وجور تر. فرموديم ليست  را  تهيه كنيد. كارپرداز تحقيق كرد راپرت داد كه بيش از ده ميليون كرور تومان ميشود فرموديم مگر سيبري را ميخواهيم از روسيه بخريم. عرض كردند  تورم است   . گفتم اين تورم شما برمبناي كدام آمار چهار گانه است ؟ (اين قسمت را گفتند ادامه ندهيد )

 خلاصه ديديم اين پول را كه ما نداريم قرض هم  بكنيم بعدا در مناظره تلويزيوني  عليه مان  استفاده ميكننند كه در دوران ناصري  ا دولت روس قرض براي جهيزيه دختر خوانده  .چاره نداشتيم  ريش گرو گذاشتيم از صندوق ذخيره اخرت  وام گرفتيم با بيست وپنج درصد .جهيزيه تهيه كرديم و تحويل داديم به دخترمان و نفس راحتي كشيديم  كه خلاص شويم .

فردا  صبح الطلوع  دختر خوانده  اذن دخول خواست  و دو به زانو ادب  نشست كه فكر سور وسازعروسي  ما باشيد فرموديم ما  ؟يا آن گردن شكسته داماد ؟عرض كرد رسوم عوض شده نصف نصف فرموديم غلط كردن رسم را عوض كردند خرج عروسي بايد به عهده مرد باشد. تا اين را گفتيم با گريه عرض كرد شما به شعور اجتماعي (اين جايش را نفهميديم به روي مبارك هم نياورديم ) شوهرآينده  من اهانت كرديد من طلاق مي گيرم با خود انديشه كرديم طلاق بگيرد  باز هم خواستگار و باز هم هزينه فرموديم ما غلط كرديم كل  هزینه سور و سات عروسي  مال ما عرض كرد رو باز ميكنند شما همان نصف را تقبل كنيد . گفتيم چشم .هزينه بر آورد شد بالاي دوسه ميليون فرموديم كل ايران دعوت هستند عرض كردند دويست نفر فرموديم طلا خواهند خورد عرض كردند نه خير چهار نوع غذا بيشتر نيست . فرموديم از بانك جهاني قرض بگيريد براي اين موضوع  و الخ  .

عروسي كه تمام شد نفس راحتي كشيديم و با خود گفتيم  ديگر از دردسرهاي اين نازنين هم خلاصي پيدا كرديم يك ماه نشده بود  ديديم دختر خوانده به همراه انيس الدوله كه الهي فدايش بشويم آمدند . فرموديم خير است انشا ا...انيس فرمود قبله عالم مژدگاني   كه در عالم مجازي هم نوه دار ميشويد. فرموديم نوه دار خدا را شكر دخترخوانده لپ هايش قرمز شد فرموديم تبريك . انيس عرض كرد قربانت هبو هايم  بايد به فكر سيسموني باشيد . فرموديم اين ديگر چيست انيس ربع ساعت توضيح داد عرق سرد از پيشاني مبارك بر روي ابروان مبارك جاري شد فرموديم اينكه همان جهيزيه است ما نديده بوديم براي يك دختر دو بار جهيزيه بدهند  جهيزيه ثانوي دخترنوبر است واله .دختر خواند با پشتيباني انيس  كه الهي قربونش بشوم ليست اماده داشت داد دستمان رويت فرموديم  سر اغازش كا لسكه بود فرموديم مگر ايشان پادشاه هستند كه با كا لسكه بروند اينور انور  يك دورشكه ميگيريد كرايه ي انيس خنديد عرض كرد اين از انها نيست اين مال بچه است  به جاي آغوش گرفتن ميگذارند داخل كالسكه .فرموديم مهر مادر در همان آغوش است . بقيه را رويت كرديم  كمد لباس  فرموديم مگر اين نا امده چقدر لباس داردكه كمد ميخواهد اشاره كردند به ته ليست كه جوارب هفت دست شلوار پسرانه و دخترانه  از هر كدام هفت دست فرموديم چرا از هر دو جنس لباس مگر دوقلو است گفتند محض احتياط ما كه نميدانيم پسر  است يا دختر  كلاه زمستاني و تابستاني يك چيز هم بود متوجه نشديم  مسواك انگشتي فرموديم اين چيست مگربچه دندان دارد مسواك وخمير دندان تاريخ انقضا دارد اينكه خراب ميشود  .  قيچي سبيل  فرموديم شايد اين شبيه آقا محمد خان شد اصلا نيازربه قيچي  نداشته باشد  در مورد كه اعتراض ميكرديم انيس به پهلوي مبارك ميزد كه ادامه بده بد است شما شاهيد.  بيني پاك كن را ديگر تحمل نكرديم كه اين كدام است  فرمودند دستگاه مكنده روم به ديوار  ترشحات بيني  فرموديم اين را نمي خريم گفتند از  فاميل داماد بد ميشود جغجغه ديجيتالي  فرموديم ماهواره هم بخريد  كرم قبل از حمام و بعد حمام عصباني شديم فرموديم اين تجملات چيست اصلا چقدر هزينه دارد دختر خوانده به دو زانو نشست عرض كرد سه ميليون تومان . حاجب را گفتيم بيايد برود از صندوق مهر وام بگيرد اين را هم بخرند

سه ماه بعد انيس با دختر خوانده امد و عرض كرد سونوگرافي شده  دختر است نوه همايوني انشاا... در حق ايشان هم پدري خواهيد كرد   عرق سرد بر پيشاني مبارك جاري شد با خود فرموديم اين رسوم باعث شده   كه برخي از خانواده ها از داشتن دختر ناراضي باشند .

كاتب را فرموديم آمد  فرمان همايوني نوشتيم به ايل قاجار با توجه به هزينه هاي بالاي دختر دختر دار شدن اين ايل  تا اطلاع ثانوي ممنوع ميباشد . ناصر الدين شاه