صف ماالشعير
صف ماالشعير
فرقي نمي كند موضوع نمايشگاه چه باشد ماشين الات تراش يا صنايع غذائي صنعت فضا وهوا يا لوازم ارايش ما چزباز ديد كنندگان هستيم! نترسيد دوباره نميخواهم گير بدهم به لبلس و كراوت ما كه سيما نيستم موضوع تكراري به خرد مردم بدهيم .
نمايشگاه بين المللي تبريز
ديدم مسئول غرفه يك نگاهي به اين ور و انور كرد و يواشكي كيسه نايلوني را داد به اون خانم . خانم هم لبخندي زد و زود از غرفه دور شد و ميان جماعت نا پديد شد .شك ايرانيم گل كرد با خودم گفتم حتما مواد مخدري يا چيزغير قانوني است كه اين چنين مخفيانه تحويل شد . تو ي فكر بودم كه چكار كنم چكار نكنم دو مرد جوان از كنارم رد شدن يكي از مردان به اون يكي گفت اون غرفه شيشه ميدن برويم بگيرم حال كنيم با شنيدن اين حرف شكم به يقين تبديل شد مواد مخدر ان هم شيشه وسط روز سالن امير كبير نمايشگاه تبريز خداي چكار كنم موبايل را از جيبم در آوردم و شماره 110 را گرفتم اون خانمي كه بيكاره و هميشه نشسته پاي موبايل زاغ سياه مردم را چوب ميزند گفت مشترك مورد نظر در دسترس نيست . قطع كردم و با خودم گفتم بهتر است بيشتر تحقيق كنم .لذا گوشي كمين كردم وعمليات مراقبت را اجرا نمودم .غرفه دار از بين بازديد كنندگان برخي ها را يواشكي فرا ميخواند و از زير پيشخوان نايلكسي را به بازديد كنندگان ميداد از نظر من اين ادم ها شبيه معتاد ها بودنند .
رفتم جلو و خيلي ارام به غرفه دار گفتم شيشه داريد گفت بله شيشه چه ميخواهي گفتم اصل باشه فرق نمي كند گفت جنس هاي ما اصل اصل خالص شفاف بدون افزدوني غير مجاز گفتم چقدر داريد گفت چقدر ميخواهيد عمده فروشي؟ كفتم بله قيمتش را بايد بدونم گفت فرق ميكند شيشه مخصوص مربا بزرگ يك قيمت دارد سرويس عروس يك قيمت و جنس هاي ديگر هم يك قيمت بعد هم دست كرد زير پيشخوان و نايلكسي را در آورد داد دستم و گفت ناقابل يك نمونه از شيشه و بروشورو برگه قيمت توش است البته شما عمده بخواهيد كمتر حساب ميكنيم . نايلكس را باز كردم ديدم شيشه مربا است عصباني شدم گفتم اين اشانتيونه گفت بله گفتم چرا مخفي كاري ميكنيد به برخي ها ميديد به برخي ها نه گفت اگر اينطور نكنيم كه مردم غرفه ما را به هم ميريزند .غرفه مقابل را نگاه كن به خاطر بادكنك اون پير مرد خودش را دارد مي كشد.
آمدم بيرون سف طلوني تشكيل شده بود از نفر آخر بر حسب عادت پرسيدم نوبت آخر شمايد گفت بله اما ميگويند شايد نرسه گفتم من پنج تا ميخواهم گفت مرد حسابي نصف ليوان بيشتر نميدهند گفتم مگه اين جا صف نانوائي نيست خنديد و گفت نه صف مااللشعير است
چون معمولا اشانتين كالاهاي وارداتي را فروشندگان به مشتري نميدهند و اون را هم جدا مي فروشند ما نديد بديد اشانتين هستيم حتي اگر فقط يك كيف دستي نايلوني باشد .همه مردان و زناني كه از نمايشگاه بيرون ميايند يك دسته نايلكس دستشان هست !!!!
من مهندس نيستم
سعيد آقا ميوه فروش بر حسب عادت صدايم كرد مهندس عصباني شدم و گفتم مگر من و تو دوست نيستيم چرا براي من در آينده مشكل ايجاد ميكني گفت چه مشكلي گفتم همين كه ميگي مهندس برايم بعدها شايد مشكل ايجاد شود .زد يك روز من هوس كردم نماينده بشويم ميداني انوقت ميايند تحقيقات محلي ميكنند بعد هم اعتبار نامه مرا تائيد نمي كنند كه تو مهندس نبودي و چرا هنگام خريد ميوه با ارائه مدرك معتبر به ميوه فرورش نگفتي كه من مهندس نيستم . اخر مگر نميداني كه اين روزها اين موضوع عين انفولانزاي خوكي اپيدمي شده اين به اون اون به اين گير ميدهد كه تو هنگامي كه دانشحوي دكترا بودي دوستت بهت گفته اقاي دكتر بريم ساندويج بخريم تو واكنش نشان ندادي كه من هنوز يك واحدم مونده .سعيد اقا خنديد و گفت من به همه كارگران فني و لباس خوشگل ها و سر تاس ها و عينكي ها مهندس ميگم به پير مردها و پير زنها هم حاج خانم و به تزريقاتي هم اقاي دكتر اين كه دليل نميشود انها واقعا دكتر مهندس باشند مگر اون بالاي ها بيكار هستند كه گير دادند به اين موضعات گفتم خلاصه هواست جمع باشه من بعد مهندس صدام نميكني
تبصره : از انجاي كه اين روزها مدرك تحصيلي همه از رئيس جمهور گرفته تا وزير ونماينده مجلس و رئيس مجلس بررسي ميشود بنده پيشنهاد ميكنم عين دارندگان مدرك معادل از مسئولين امتحان جامع بگيرند و هر كه رد شد مدرك باطلل و از كار اخرج شود اينطوري معلوم ميشه كي ها هنگام امتحان با تهديد نمره گرفتن و از موقعيت سو استفاده كردند .