چند جلسه اي را با دوستان مطبوعاتي در خدمت مسئولين شهر و استانمان بوديم يكي از مشكلات هميشگي  مطروحه مطبوعات اين بود ه كه حد و حدود ما روزنامچی ها را قانون مطبوعات مشخص كرده اما هيچ يك از مسئولين استاني پايبند به اين قانون نبوده وهر يك براي خود خط قرمزي را تعريف كرده اند نامحدود  . از آنجاي كه  تعدد قانون مانند تعدد زوجات ممكن است مشكلاتي را براي  مسئولين  استاني بوجود آورد  پيشنهاد  الحاق قانون مطبوعاتي استان آذربايجان شرقي به قانون مطبوعات كشور به شرح ذيل پيشنهاد ميگردد.

بند اول ضرورت چنين قانوني

از انچاي كه همه چيز استان ما ژو ميباشد بايد محدويت هاي بيشتري لحاظ شود از جمله موقعيت  ژو زلزليسم  (خط زلزله )ژو چرمو كيف (صادر كننده چرم و كيف  )  ژو تنقلاتيسم (آجيل و اين حرفها)  ژو بيمار پذيرسم (رتبه اول پذيرش توريسم بيمار ) و ژو تراكتوريسم و  هزاران ژوي ديگر که به دلیل ژو بودن از ذکر نام انها معذوریم

 بند دوم  محدويت هاي مضاعف علاوه بر محدويت هاي قانون مطبوعات كشوري  به جهت ژو بودن

تبصره الحاقي يك : هيچ يك از مطبوعات حق ندارد به مسئولي بگويد بالاي چشم شما ابرو است .به دو دليل

اولا  اصولا مسئولين استاني فاقد ابرو هستند و اين يك تهمت است كه به انها گفته شود بالاي چشمتان ابرو است

ثانيا موضوع ابرو يك موضوع تخصصي است كه پزشكان محترم پوست و مو ميتوانند در مورد بود و نبود  آن نظر بدهند و مطبوعات در اين مورد تخصصي ندارند . (منظور از مسئول در اين ماده تمام مسئولين را شامل ميشود كه در فيش حقوقي حق مسئوليت میکنند  .)

تبصره الحاقي دو : هيچ يك از مطبوعات حق انتقاد از اداره ارشاد را ندارد.  به دو دليل اولا  اداره ارشاد ماهيتا غير قابل انتقاد است وغير قابل انتقاد بودن آن جوهري است نه عرضي  دوما كدام  آدم عاقل به ولي نعمت خود جسارت ميكند .

تبصره الحاقي سه :هيچ يك از مطبوعات حق ندارد برنامه هاي صدا وسيما مركز استا ن را  مورد انتقاد قرار بدهند . به دو دليل اولا اين رسانه وابسته به رسانه ملي مي باشد .هر چيزي كه به دنبال خود كلمه ملي را دارد نبايد به آن كاري داشت چرا که ما ارق ملی داریم  .اين بند شامل كفش ملي و  بانك ملي و ملي كارت هم ميشود  . ثانيا خدا وكيلي كدام يك از اهالي  مطبوعات حوصله اين را دارند كه يك برنامه از سيما استان را تا آخر ببيند كه بتوانند نقد منصفانه بكنند( شايد آخر شاهنامه خوش باشد. )

تبصره الحاقي چهار :هيچ يك از مطبوعات حق انتقاد از آموزش و پرورش را ندارد به دو دليل اولا حقوق معلمان كم است ثانيا مديران آموزش و پرورش حداقل يك روز معلم بوده اند وظيفه مطبوعات است كه  احترام  معلم را حفظ كند . اين بند شامل مديراني كه يك روز هم تدريس نداشته اند (معادل هشتاد درصد ) را نمي شود  و ميتوان با رعايت ساير شرايط از آنها انتقاد كرد .

تبصره الحاقي پنج :هيچ يك از مطبوعات حق انتقاد از مراكز بهداشتي را ندارند . براي اين بند همين كافي است كه يك امپول عوضي  ميتواند يك انسان را   فلج كند . نبايد با انتقادات بي جا و تمركز زدائي از مسئولين بهداشت  باعث مرگ هم وطنان شد .

تبصره الحاقي شش : هيچ يك از مطبوعات حق انتقاد از شهرداري مركز و شهرداريهاي نواحي را ندارند .  به دو دليل قطع اكهي  و زحمت كش بودن و خدوم بودن ماموران شهرداري

تبصره الحاقي هفت :هيچ يك از مطبوعات حق انتقاد از استاندار و فرماندار و بخشدار و دهدار را ندارد .اقا دليل نميخواهد وقتي تو جايز نيستي از  شهردار و مدير مدرسه و  مدير سينما و امثالهم انتقاد بكني چه معني دارد از بالاترين مقام مسئول استان و شهر  انتقادبكني  

تبصره الحاقي هشت  : مطبوعات حق ندارند پيشرفت استان خود را با استانهاي همچون اصفهان، خراسان،شيراز، يزد و كرمان مقايسه كند . چرا كه قياس معل الفارق است انها با ان همه وزير و مسئول كشوري  با ماقابل قياس نيستند  . مطبوعات حق مقايسه پيشرفت استان با استانهاي هم جوار را هم ندارند  چرا كه مطبوعات  نبايد حسود همسايگان  خود باشند .

قانون الحاقی نه:هیچ یک از مطبوعات حق انتقاد از بنیاد شهید و امور ایثارگران را به دلیل خدمت انها به قشر ایثار گر ندارند(حقوق بگیرند مگر چی میشود )  امامطبوعات میتواند از خود ایثارگران اهم از جانبازان و رزمندگان انتقاد  نمایند .و گذشته و آینده انها را زیر سئول ببرند .

قانون الحاقي ده:  مبادا مطبوعات خداي ناكرده  زبانم لال از نمايندگان خود انتقاد كند . ان وقت به ادم چه ميگويند. بابا اينا را كه  خودمان انتخاب كرديم .خود كرده را تدبير نيست

قانون الحاقي يازده : هيچ يك از مطبوعات حق انتقاد از  دانشگاه آزاد را ندارند . چرا كه دانشگاه آزاد زير مجموع هاي از دولت نمي باشد .

قانون الحاقی دوازده  : مطبوعات حق انتقاد از ادرات آب ویرق ، جهادکشاورزی ، کمیته امداد ، برق منطقه ای ،میراث فرهنگی، هلال احمر ،نیروی انتظامی ، اتوبوسرانی ،حوزه هنری ، دارائی، راه و ترابری و سایر ادارت که به ذهن نگارنده نیامده و از این بابت پوزش می طلبد  را ندارند .

تبصره الحاقي سیزده   : اصلا اقا سرتان را درد نياوريم هيچ يك از مطبوعات حق ندارد از نيروهاي خدماتي ادارات گرفته تا كارمندان دون پايه و بلند مرتبه و مديران ميانه و مديران استاني انتقاد  كنند  بابا مردم خود شان كلي گرفتاري دارند .

 

 پی نوشت :در اين قانون ،مطبوعات به روزنامه ،هفته نامه ، ماه نامه ،فصل نامه ؛سالنامه حتی شب نامه  هم  اتلاق ميشود .

علاوه بر موارد فوق بر اساس قانون ،مطبوعات میتوانند در  هر موردی انتقاد نموده و مطلب بنویسند.