سفرنامه نوروزي ناصرالدين شاه
عيد كه ميشود جهنم را تعطیل میکنند و ما مجبوريم به مرخص اجباري برويم . امسال هر چه اصرار كرديم كه بگذاريد ما در همين جهنم بمانيم قبول نكردند. مسئولين جهنم گفتند برايمان مسئوليت دارد شما که این جا باشید دیک جهنم باید بجوشد و این یعنی هزینه وصرف انرژی ان هم به خاطر یک نفر . بايد برويد سفر .فرموديم با كدام پول با کدام اعتبار از سفیر روسیه قرض بگیریم یا از سفارت انگلیس ؛قبول نكردن و ما مجبورا روز بيست ونهم اسفند از قبرستان اماميه خارج شدیم . كلي ميت امده بودند بيرون و علاف و سرگردان دنبال یک جا و مکانی بودند . اول خواستيم برويم يك مسافر خانه اي چيزي اجاره كنيم و یک تخت بگيريم بخوابيم تا آخر تعطیلات اما با خود انديشه فرموديم مگر ديوانه شديم که این همه هزینه کنیم . اين نويسندگان و هنرمندان مرده و گشته ی افراد فرهنگي هستند كه دنبال خودشان راه بياندازند و پز آن شخصيت را به اين و ان بدهند که ایشان فلانی است .بهتر است خودمان را متحمل (تحمیل) کنیم سر یکی از این فرهنگ دوست ها. اول زنك فرموديم به سردبير سرخاب گوشي را بر نداشت. سماجت فرموديم عيالشان گوشي را بر داشت خودمان را معرفي كرديم . سر دبير از آن سو به عيالش اشاره كرد كه بگو من نيستم درد سر ميشود عيدي برايمان ( البته مردم نمي داند ما روحيم همراه فرگانس خودمان هم مشرف ميشويم )مزاحمت ايجاد ميكند . عيالش هم به دروغ عرض كردن ايشان براي يك كار فرهنگي تشريف بردن ميلان فرموديم ميلان ايتاليا يا اسكو عرض كرد نه خير ايتاليا فرموديم امدند سلام برسانيد
گوشي را قطع فرموديم زنگ زديم به نويسند يمان آ سيد رضا . تا گوشي را برداشت عرض ارادت نمود و گفت قبله عالم كجايد فرموديم گیر افتادیم باید بیاید عرض کرد چرا کرفتند به خاطر مطالب ستون یا مورد اخلاقی کدام کلانتری هستید فرمودیم کلانتری کدام است مورد اخلاقی کدام ماقبرستان اماميه هستیم .عرض كرد چرا تشريف نمي آوريد منزل. فرموديم كسي بايد پي ما بيايد تنهائي كه نمي توانيم .عرض كرد شما كه ميتوانيد همراه فركانس وارد شويدچرا داخل نمی شوید فرموديم ابله ميخواهيد فرزندا نتان وحشت كنند .
نيم ساعت بعد در خانه نويسنده بوديم تشريفات معمول عيد از قرابيه خورن گرفته تا اجيل خورن به عمل آمد . رو كرديم به آسيد رضا فرموديم مزاحم شديم عيد كه جاي تشريف نمي برديد عرض كرد حال كه مهماتن داريم نه، فرموديم اگر مهمان نداشتيد . عرض كرد ميخواستيم يك سری به اصفهان بزنيم . فرموديم خوب بزنيم. عرض كرد شما كه ..فرموديم برويم آب وهوائي عوض كنيم .عرض كرد برايتان بليط هواپيما مي خريم فرموديم مگر ما جانمان را از زمين پيدا كرديم تو هم كه مثل ميزا رضا قصد جان ما را داريد عرض كرد با قطار برويم فرموديم قطار لاق لوق ما كه اعصاب نداريم عرض كرد با اتوميبل شخصي ميرويم فرموديم ما راضي هستيم با همان استر برويم كه خطر جاده اي هم ندارد اما حيف كه كمي پير شده ايم و طاقت مسافرت با اسب را نداریم .
فردا به اتفاق خانواده آسيد رضا راهي شديم به شهر اصفهان .
روز اول اتوبان تبريز زنجان
مردم بسياري در مکانی جمع شده بودند خیالمان مراسمی به نظر آمد. گفتيم نكه داريد ترمز كرد عرض نمود رفع حاجت دارید قبله عالم فرموديم نه خير ميخواهيم ببينم اين جا چه خبر است كه اين چنين مردم جمع شده اند فرمود قبله عالم به سلامت رويتان كلاب موال است مردم صف ايستادند كه رفع حاجت نمايند. گفتيم چرا بيشتر نساخته اند كه مردم علاف نشوند برای یک امر بسیار جزئی . عرض كرد نمي صرفد فرموديم مگر كار اقتصادي است كه صرفه كند يا صرفه نکند موالات(جمع موال ) براي رفاه حال مردم بايد ساخنته شود. در زمان ما مرحوم امير دستور داده بود كاروانسرها براي رفاه حال مردم موال بسیار داشته باشند . عرض كرد قبله عالم الان شلوغ است فردا كه عيد تمام بشود كسي نيست . نگاه نكنيد حال را كه در امد دستشوئي روزانه به پنجاه هزار تومان هم شايد برسد فردا سوت و کور است . فرموديم مگربرای رفع حاجت پول هم ميگيرند. عرض كرد بله براي هرنفر صد تومان فرموديم فرق نمي كند بزرك وكوچگ باشد عرض كرد نه خير وروديه همين قدر است تازه عيدي هم بايد بدهيد فرموديم نوبر است ولله
روز اول اتوبان تبريز زنجان عوارضي
يك دفعه ديديم سيد سرعتش را كم كرد و به بنده عرض نمود هزار و صد تومان داريد بدهيم به اينها بدهیم رد بشویم فرموديم به كي راهزن و باجگیر جلويمان سبز شده است عرض كرد نه خير عوارضي است بايد پول بدهيم. فرمودیم بابت چه عرض کرد بابت عوارضی اتوبان
ماشینهای که رد میشود باید حق عبور بدهندفرمودیم مگر وارد کشور دیگری میشویم عرض کرد نه خیر تازه این اولش است تا اصفهان ده ها جا باید عوارض بدهیم فرمودیم نوبر است ولله