قلم بدست گرفته بوديم براي نوشتن قسمت دوم خاطرات سفر نوروزي كه مخبر الدوله با يك بغل روزنامه وارد شد و طوري كه انگاري تمام دوربين هاي سازمان هاي جاسوسي جهان مراقب ما باشند خبري را يواشكي به ما نشان داد و عرض كرد نظر همايوني در اين مورد چيست؟
فرموديم ما هم موافق نيستيم اصلا چه معني دارد.جلو زاد ولد گرفته شود.زمان ما جمعيت اناس هر كاري مي كردند از خانه داري گرفته تا دامداري وكشاورزي هر سال هم يا آخرش يا اولش يك بچه بدنيا مياورند توپ. اما حال همه کار را ديگران انجام ميدهند. لباس را لباسشوئي ظرف را ظرفشوئي جارو را جاروبرقي انجام ميدهد آشپزي هم كه به عهده مطبخ خانه سنتي يا پيتزا فروشي سر محله است .مي ماند همين بدنيا آوردن بچه كه آن را هم كوپني شده است و اخطار ميخورد كه نبايد بيش از دو تا باشدآقا مگر دست خودمان هست .حال بماند كه براي بچه دارشدن احتمالا سالهاي آتي اين موسسه رويان سفارش قبول خواهد کرد و اين زحمت هم از دوش زنان بر داشته خواهد شد .نمی دانم آن موقع زنان چه منتی بر سر فرزندان خواهند گذاشت که نه ماه بار به شکم داشم و ال کردم وبل
اصلا علت تعداد زوجات ما همين بود كه براي مملكت سرباز توليد مي فرموديم . كه اين همه برايمان حرف و حديث در آوردن و تهمت و افترا گفتند که ناصرالدین شاه هوس وباز و شور چشم است ما به فکر آینده مملکت بودیم . چه معني دارد زندگي بهتر با فرزند كمتر دور بر آدمي بيست چهل تا بچه نباشد كيفش كوك نمي شود. با دو بچه مگر مي شود كوزي باغلجا(نوعي بازاي محلي كه در آن چشم ها را مي بندند ) يا چلينك آغاج (نوعي بازي محلي )بازي كرد .سر سفره چهل نفر نباشد غذا مزه نمي دهد .
مخبر الدوله حرفمان را قطع ميكند. عرض ميكند آخر قبله عالم رشد جمعيت بايد كنترل شود يا نه؟ اصلا شما ميدانيد تعداد بيكاران مملكت چقدر است .مي فرمايم آمار را كه ميدانيد در ايران چنذان نمي شود رويش حساب باز كرد در همين سفرهاي نوروزي اعلام شد صدوچهل ميليون نفر مسافرت داشتيم در حالي كه جمعيت ايران هفتاد ميليون بيشتر نيست نمي دانيم اين هفتاد ميليون مابقي از كجا در آمدند . بگذاريم اصلا بيكاري چه ربطي دارد به موضوع بچه دار شدن. مردم هر كس مسئوليت كار خود و ابنای خود را دارد. عرض مي كند قبله عالم اين موضوع در زمان شما ربطي به دولت نداشت اما الان فرق مي كند دولت بايد مسكن، تحصيلات ، درمان و كار براي مردم فراهم كند . مي فرمايم يك دفعه بگويد دولت نوكري مردم را بايد بكند. عرض مي كند چنين ادعاي هم ميشود و اصل هم بر اين است . مي فرمايم يعني شما مي گويد يك نفر حق ندارد كه صاحب سي وچهل تا اولاد بشود كه نام پدرشان را زنده نگه دارد .عرض مي كند سي چهل تا كدام است قبله عالم مگر مردم مثل شما حرم سرا دارندکه بتوانند به تولید انبوه برسند. با اين مشكلات اقتصادي خيلي از جوانان ما عذاب هستند در سن سي سالگي. يك زن مگر چند تا ميتواند بچه به دنيا بياورد. منظور رئيس جمهور هم اين نيستکه سی چهل تا باشد مي فرمايد با دو بچه خيلي موافق نيستم فوقش سه تا را قبول دارد بيش از اين باشد انفجار جمعيت پيش مي آيد .باز هم پشت کنکور جمع می شوند. مي فرمايم سي ساله ازدواج نكرده زمانخودمان ، در آن سن داماد هم داشتيم .در اين حين يكي از نيروهاي شركت خدماتي كه از آن دنيا براي كار مي آيد وارد مي شود و عرض ميكند قربانت مخبر الدوله راست مي گويد بچه سوم ما را بيمه نكرده اند . قرار شده است عقب ماشين هم دو بچه بيشتر ننشيند كه جريمه دارد .ما كدام را قبول كنيم حال برويم دو سه بچه ي ديگر هم بدنيا بياوريم فردا اين رئيس جمهور رفت آن يكي آمد قبول نكرد اين طرح را چه خاكي بر سرمان بريزيم . بچه كه جنس نيست برگردانيم پس بدهيم .ما در تربيت اين دو تا هم مانده ايم . مي فرمايم شما فال گوش ايستاده بوديد .خجالت نمي كشيد بدهم فلك كنند . عرض ميكند فال گوش كدام است ميگرفون كاخ باز است همه دارند گوش مي كنند . خودمان را جمع وجور مي كنيم و مي فرمايم به هر حال ما در اين مورد با رئيس جمهوري موافقيم كه هر ايراني حداقل بيست تا مکث می فرمایم و می گویم پنج تا بايد اولاد داشته باشد يكي برود سر آب يكي برود پي كله يكي برود... مخبر الدوله حرفمان را قطع ميكند عرض ميكند قبله عالم اينها زمان شما بوده الان گله داري هم مكانيزه شده است. نمي شود خرج اينها را داد فردا دولت حمايت نكند پدر آدم در ميايد شعار ما همان دو بچه كافي است ميباشد . قبله عالم هيچ ميدانيد خرج يك زايمان در بيمارستان چقدر است مي فرمايم زايمان مگر خرج دارد خجه سلطان را (خديجه سلطان ) را ميگويند ميايد فوقش يك خلعت به او ميدهيم همين عرض ميكند قربانت حداقل يك ميليون تومان . ميفرمايم مگر سفر اروپاست اين همه خرج بر دارد با اين پول ميدانيد چقدر ميتوان از چين بچه وارد كرد . عرض ميكند قربانت بچه را كه نمي شود وارد كرد بايد داخلي باشد ميفرمايم اصلا اين بحث را جمع كنيد كه داريم به جاهاي باريك مي رسيم فردا ستونمان را مي بندند كه رعايت نزاكت نكرده ايد