شیر تو شیر

هفته گذشته شير يارانه (شير يارانه شيري نيست كه از حيواني به نام يارانه بدست بيايد بلكه  شيري است كه يارانه به آن تعلق مي گيرد.)پنچاه درصد افزايش قيمت داشت . از آنجائي كه به طور معمول در همه جاي دنيا افزايش قيمت با كاهش عرضه و يا افزايش تقاضا همراه می باشد. در مورد افزایش قیمت شیر یارانه می بايد ريشه يابي شود كه آيا افزايش تقاضا باعث وبانی  بوده كه بعيد به نظر مي آيد یاكاهش عرضه که مورد اخیر  محتمل است . به طور معمول عادت ما ايرانيان  اين است  كه دنبال مقصر به جاي علت مي گرديم  در ذيل مقصريان احتمالي كاهش عرضه ي شير یارانه  به طور احتمال حضور خوانندگان محترم معرفي ميگردد.

مقصر اول گاو :شايد گاو به دلايل مختلف شير به حد كافي توليد نمي كند .

احتمال اول: شايد سيستم گاوي دوچار فرسودگي شده است و در مراحل مختلف توليد شير پرت شير داريم .مثلا شير دان ترك بر داشته است . (اين مورد در موارد مشابه پرت آب و برق قبلا به دليل فرسوده بودن شبكه مشهود بوده است )

احتمال دوم: كاهش توليد از طرف گاو به دلايل سياسي بوده است  .مي فرمايد گاو نمي تواند سياسي باشدآن هم به این  دلیل که  گاو است . من که می گویم میتواند  مگر همين چند وقت پيش در همين تلويزيون خودمان نديديم گاوها ي دولت هاي غربي به همراه كشاورزان آمده بودن راهپيمائي!! مگر گاوهاي ما از گاوهاي اونها كم فهم ترند كه سياسي نباشند.شايد گاوها خواسته ي سياسي يا صنفي داشته باشند . اصلا شاید گاو به فاطله طبقاتی اعتراض دارد که شیر یارانه او به قیمت دویست تومان اما همان فراورده  شرکت خصوصی هزار تومان است

احتمال سوم: كاهش شير به دلايل مسائل  فمنيستي :شايد گاو به اين وسيله مي خواهد نشان دهد كه قدرت در دست خانم گاوه است نه اقا گاوه و اقتصاد هم روي شير  گاو است .

مقصر دوم دستگاه شير دوشي :شايد دستگاه شير دوش از عوامل خارجي پول گرفته باشد  تا شير گاوه ها را ندوشديا كم بدوشد .

 مقصر سوم آدم  :شايد به گاو خوب نمي رسند كه شيرش كم شده در اين مورد خطاي انساني مي تواند محتمل باشد مانند علت سقوط هواپيما كه خطاي انساني  همیشه مفروض است

مقصرچهارم : شايد گاو خوب توليد مي كند اما سطل شير دوشي اشكال دارد

مقصر پنجم :شايد اصلا به گاو وشير و سطل ارتباط نداشته باشد و يارانه خراب شده باشد.

و  حرف آخر اینکه  شايد اوضاع شير تو شير شده و قيمت شير و شركت واحد افزايش پيدا كرده است.

دوم تركي دزدي

همين ديروز پنجشنبه(9/2) در خبر ها آمده بود كه مجسمه  استاد سخن شهريار از پارك  دانشجوي تهران مقابل تئاتر شهر  دزديده شده (پارك دانشجو مركز شهر تهران واطراف آن شلوغ و به طور معمول پر است ازمامور ) ماغازا بر اساس شمع پليسي خود  چند فريضه پواروئي را به عنوان سرنخ  ارائه مي نمايد.

اول : قطعا دزد يا دزدان آشنا بودند . چون ميدان را مي شناختند و ارزش شهريار را مي دانستند .

دوم :دزد يا دزدان علاقه شديدي به ادبيات معاصر داشتند چرا كه در همان نزديكي مجسمه امير كبير و كمال الملك هم بوده اگر دزدان علاقه به سياست يا نقاشي داشته اند  حتما آنها را مي دوزديدند .

سوم :دزد يا دزدان تركي دزد بودند چرا كه با همين روش چندي پيش مجسمه ستار خان و باقزخان هم دزديده شده است .دو احتمال ا ز اين تركي دزدي حاصل است اول اينها پان تركيسم بودند . دوم پان فارسيسم بودند

چهارم :دزدان ابزار برش و جرثقيل همراه  داشته اند

پنجم : با توجه به اينكه در سالهاي  قبل خيلي از كشورهاي دوست و برادر مدعي شده اند كه شهريار مال انهاست شايد دزد و دزدان كاردان ویا سفراي برخي از سفارت خانه ها بودند .

 ششم :شايد دزد و يا دزدان كلكسيون دار مشاهير آذربايجان هستند .

نتیجه :الحمداله امنیت برقرار است و حای نگرانی نیست اما عقل حکم می کند که اولا بهتر است مقبره الشعرا منطقه نظامی اعلام شود تا بتوان از جنازه استاد محافظت شود و در ثانی مواظب جیبتان باشید .