بسمه تعالی

برای طنز  مانند هنر  تعریف جامع و مانع وجود ندارد و هر کس و هر قوم و اجتماع برای آن تعریف مد نظر خویش را ارائه مینماید . اما برخی از تعاریف از کلیت های  مورد توافق بیشتری بر خوردار هستند  مانند تعریف ذیل

طَنز، هنری است که عدم تناسبات در عرصه‌های مختلف اجتماعی را که در ظاهر متناسب به نظر می‌رسند، نشان می‌دهد و این خود مایه خنده می‌شود. هنر طنزپرداز، کشف و بیان هنرمندانه و زیبایی‌شناختی عدم تناسب در این "متناسبات" است.

کیومرث صابر فومن معرف به گل آقا تعریف متفاوتی را ارائه می نماید"طنز جراح است و هجوسلاخ ؛هزل و شوخو مطاییهبدون اینکه قصد ارزشگذاری را داشته باشد  زنگ تفریح است . طنز تعلیم و تدریس است،مبتنی بر هدف متعال است .طنز یک سیلی محکمی استکه به صورت یک مسموم می زنند  تا خوابش  نبرد .هدف ادامه حیات اوست ؛مثل فشار  است بر سینه مغروق وارد میشود ،چه بسا  دنده هایش بشکند ،اما ریه هایش را فعال و حیاتش را تضمین کند .

به نظر حقیر هم  طنز مشت برای ناکود کردن نیست بلکه یک ضربه و تلنکور برای راه انداختن و روشن کردن است  .

طنز واژه‌ای عربی است و در واژه به معنای مسخره کردن، طعنه زدن، عیب کردن، سخن به رموز گفتن و به استهزا از کسی سخن گفتن است. معادل انگلیسی طنز satire است که از satira در لاتین گرفته شده که از ریشه satyros یونانی است. satira نام ظرفی پر از میوه‌های متنوع بود که به یکی از خدایان کشاورزی هدیه داده شده بود و به معنای واژگانی «غذای کامل» یا «آمیخته‌ای از هرچیز» بود.[۱]

در ادبیات کلاسیک فارسی، طنز در میان آثار نویسندگان دوره‌های مختلف به اشکال گوناگون وجود داشت. در صدر این افراد، عبید زاکانی پدر هنر طنز در ادبیات فارسی است.[۹] عطار نیشابوری نیز در الهی نامه جنبه‌هایی از طنز دارد. با ظهور مشروطیت و ایجاد فضای نسبتاً باز مطبوعاتی، طنز بندهای تفریح های افراطی و سطحی را گسست و به عنوان نوع ادبی بسیار جدی، توجه بسیاری از نویسندگان و شعرای بزرگ را به خود جلب کرد. از جمله میرزاآقا خان کرمانی، از طنزپردازانی که در راه هدفش جان باخت. علی اکبر دهخدا، سید اشرف الدین قزوینی (نسیم شمال)، میرزاده عشقی و زین العابدین مراغه ای از پیشگامان طنز در ادبیات فارسی در دوران انقلاب مشروطه بودند.

اچنانچه در بالا اشاره شد از شعرای قدیم  نمیتوان به بیش از چند نفر  اشاره کرد . هر چند شاید اکثر شعرا  یک ویا چند سروده  طنز در دیوانه های خود دارند .اما با اتقلاب مشروطیت  فضای اجتماعی خاصی ایجاد شد که  افراد بسیاری به نوشتن  نثر و نظم  طنز پرداختند . اما در این خصوص هم در دوران معاصر شاعران طنز پرداز  نسبت به طنز نویسان نثر بسیار کم تعداد می باشند . وعلت ان در سختی نوشتن شعر طنز می باشد چرا که علاوه بر  ذوق شعری ذوق و توان دیگری را نیز ممی طلبد که خدواند به افراد کمتری عنایت کرده است . در این میان شعر طنز اجتماعی بخصوص شعر طنز مطبوعاتی  بدلیل به روز بودن و استفاده از کلمات غیر مصطلاح در ادبیات بسیار سخت تر می باشد .

شعر طنز مطبوعاتی در دوران اخیر دو نماد اصلی داشته است . نشریه  توفیق به مدیر مسئولی  حسن توفیق که قبل از انقلاب چاپ می شده است و گل آقا که بعد از انقلاب به مدیر مسئولی کیومرث  صابر چاپ میشده است . هر چند به دور از انصاف می باشد که  به نشریه ملا نصرالدین  جلیل محمد قلی زاده  که در باکو که بیشترین تاثیر را در شعر طنز ترکی  داشته  و نسیم شمال سید اشرف الدین حسینی  در رشت چاپ میشد اشاره نکرد .

منظور از شعر مطبوعاتی در این مقال   شعری است که  به روز و بیشتر به مسالئل اجتماعی پرداخته باشد  . شعر آقای محمد رحیمی از این کونه و نوع می باشد که به مسائل اجتماعی  و مسائل روز می پردازند. سخن گفتن از نوع ادبیات و فن شعری خارج از تخصص حقید میباشد اما شعر محمد رحیمی از نظر مضمنون و محتوی و نوع بیان داری  محاسنی می باشد که در ذیل به چند نمونه اشاره میگردد

الف) تنوع موضوعی :تنوع موضوعی شعر ایشان با بیان چند عنوان از کتاب حاضر قابل اثبات است " امار توتورام" در باب امار گیری 21"ای سیغار" در باب اعتیاد به سیگار "اولمک" در باب حقانیت مرک "  پول قازانماق" در باب معاش   

"فالچی"   در باب خرافات  "گلین قئینانا" در باب مناسبات اجتماعی  "تلفن همراه" در بابب ارتباطات " تبریز" درباب وصف شهر تبریز و بسیار عنوان دیگر که  این همه دلیل بر تیز بینی و ذوق هنری بالای  ایشان می باشد که به راحتی میتواند  در این موارد غیر همسان  شعر  بسراید .

 

ب ) ساده گوئی :از موارد دیگری که از  حسن های شعر رحمی میباشد ساده و روان بودن و قابل فهم بودن ان برای عامه می باشد  به عنوانمثال در این بیت  نه ویرمسیز آلانمسیز بیر بینیزدن آی باجی – روزگارین شیرین لیگین ، اغیزدا ائیله دیز آجی در مورد دعوای همیشگی  عروس و مادر زن  بدون استفاده از اصطلاحات سخت  و غیر ملموس  به این موضوع پرداخته است

ج)استفاده از امثا و حکم  شعر

محمد رحیمی در استفاده از امثال و حکم وترکی و به کار گیری ان تبحر خاص را دارد . استفاده از امثا وحکم  شاعر را به مردم نزدیگتر می