نام محمد رمضانی نویسنده سریال کلفچه  که صاحب چندین اثر مکتوب طنز مانند مردی با چوب های زیر بغل وماجراهای شیرین از زندگی شیرین یک فرماندار و دست  زدن ممنوع و رسم شیدایی که نوشته اخیر  توسط اکبر خواجوی  کار گردان بنام به تصویر کشیده شده  است و   سالهای قبل از سیمای شبکه دو پخش و مورد اقبال مردم قرار گرفته بود    مرا مقید می کند که پی گیر این مجموعه تلویزونی از سیمای سهند باشم . متن اثری اجتماعی  بسیار زیبا و در عین حال ساده و قابل فهم برای عامه مردم و  و دارای طنز فاخر و نهفته که مخاطبین خاص را نیز ارضا می کند  می باشد .  داستان داری تعلیق لازم برای کشاندن  هر شب مردم پای سیمای استانی است  گره افکنی ها بسیار ماهرانه که همراه با گره اصلی داستان جذابیت خاصی  را به سیر داستان میدهد . باز شدن گره های فرعی در موقع و زمان خود بدون آزار فکری بیننده که امروزه در برنامه های تلویزنی شاهد آن  هستیم  از حسن های متن  می باشد  که  ایجاد آرامش فکری و روانی را در پی دارد .  .

 

شخصیت پردازی داستان هم در حد مطلوب است و با دیدن چند قسمت  از سریال  به شخصیت انسانها داستان  پی میبریم شخصیت های مانند  عاشق ، ترسو، لاف زن وساده و غیره  . تیپ های انتخاب شده هم  تا حدی  مورد قبول است . دیاکوک نویسی فیلمنامه هم با توجه به آشنائی نویسنده با فرهنگ بومی و تسلط به زبان ترکی  مورد پسند می باشد .هر چند در مواردی احساس میشود که دیالوک ها از سبک منمد رمضانی خارج شده است .

 

اما در اجرای اثر گروه کارگردانی د چار قوت و ضعف می باشند  . از یک سو با انتخاب بازیگران جدید و معرفی اآنها و کار گیری از بازی خوب آنها مانند مادر یاشار   و رویا و ...و مادر بزرگ و پدر بزرگ  امید های تازهای در اجرا بهتر نوشته های طنز را  برای بیندگانی که سالهاست با محدود چهره های طنز  در حصار هستند  را  زنده می کنند . بازی برخی بازیگران  نیز قابل تمجید است بخصوص بازی میمیک بازیگر نقش رویا و بازی روان بازیگر نقش مادر یاشار

 

اما در ادامه داستان و سریال با عدم پرداخت مناسب روی شخصیت های داستان و عدم آشنائی با نوع فرهنگ  مورد پسند آذری زبانها  مجموعه  دچار ضعف همیشگی  سریالهای این چند ساله ی  پخش شده از سیمای استانی را  پیدا می کند .  وآن ضعف استفاده از حرکات سخیف و لوده بازی به جای اجرای بازی جدی  در طنز است . گاهی مواقع برای خنداندن مخاطب از شیوهای بسیار پیش پا افتاده مانند حرکت ناموزن آقای  نیکان و عموی رویا به عنوان شخصیت داری تفکر شکاک استفاده میشود  که آدمی را به یاد طنزهای اولیه فرار و گریز و زمین خوردن های دوران اولیه فیلم های صامت  می اندازد . که البته کودکان خانواده را به شادی وا دار می کند .

 

 این در حالی است که متن به وفور داری نکته های طنزغنی و قوی  است مانند جر دادن  لباس های برای یاد آوری خاطرات و یا شرط ازدواج خواهر برای ازدواج پسرخانواده  و ارتباط گل بابا و گل ارا و شیوی آشنائی یاشار با رویا و .....میباشد و اصلا لازم به حرکات زاید برای خنداندن را طلب نمی کند  . به نظر میرسد که متاسفا گروه کارگردانی نتوانسته برداشت خوبی از متن د اشته باشد و یا مجبورا تنها عده ی قلیلی از مخاطبان را در  مد نظر گرفته  و دوچار اینگونه ضعف ها شدید  شده است  که البته  در صداو سیمای سهند  خود این موضوع  به  سریال تکراری پایان ناپذیر تبدیل  شده است .در سالهای اخیر به غیر از کار حسین پور ستار و خانم امینی  شاهد طنز به معنی واقعی نبودیم دوستداران مقوله طنز از این واهمه دارند که بهترین متون طنز مانند طنزهای  چخوف را هم میتوان در سیمای استانی به راحتی  تبدیل به یک اثر سطح پائین کرد ..