برای هر وزارت خانه یک هشت پا
خواب فرموده بودیم . که به ناگه دیدیم دو مامور حق ما را کشان کشان به طرف جهنم می برنند . خواستیم خودمان را رها فرمایم . دستبند خوردیم و تا دم حوض جوشان جهنم آورده شدیم گرما بقدری زیاد شده بود که عرق از سر و صورت همایونیمان سرازیر
می شد . نعره ی همایونی کشیدم که مرا رها کنید . مامورین دو دست مبارکمان را گرفتند و انداختمان به حوض مذاب .تا پایمان خورد به مواد جگرمان سوخت و فریاد کشیدیم غلط کردیم .
غلامی بیدارمان کرد و یک کاسه آب داد دستمانو گفت : قبله عالم به سلامت چه شده که این چنین مضطرب گشته اید . فرمودیم ما را به جهنم می بردند. عرض کرد شما که الان هم در جهنم هستید . چشم های سلطانیمان را مالیدیم و به اطراف خوب نگاه فرمودیم . ملتفت شدیم که در تالار آتش جهنم هستیمو عمری است که ما مرده ایم . فرمودیم اینجا چرا اینقدر گرم شده است . غلام عرض کرد برق رفته سیستم تهویه کار نمی کند .
صبح الطلوع رفتیم پیش مسئول و فرمودیم که کاخ ما بسیار گرم شده است درست که ما شاه کم کفایتی (هیچ وقت دلمان نمی آید که بگویم بی کفایت )بوده ایم اما ما هم حقوقی داریم و باید بر اساس کنوانسیون حقوق مرده گان حداقل نیازهای ما را بر آورده کنید . مسئول ضمن توپ و تشرفروان گفت : اولا حق شما همان سوختن است حال ما یک تسهیلات داده ایم در ثانی برق دست ما نیست هر قسمت از جهنم از کشور بالای سرش برق را تامین میکند. برق شما هم از کشور خودتان ایران است که دم به ساعت قطع می شود .
دست از پا درازتر آمدیم بیرون .تحقیق کردیم دیدم در خارج از دنیا مجازی ما جهنمیان هم زمین گرم شده و برق رسانی در تابستان مانند کاز رسانیدر زمستان با مشکل روبرو شده است . فرمودیم یکی از مسئولین آن ور خاک بیاید . آمد . سئوال کردیم مگر وزیر نیرو چنین روزهای را پیش بینی نکرده است که حال کمبود برق داریم ناپلئون به ریشمان می خندد که نمیتوانند برقشاه اسبق را تامین کنند . آنکه آمده بود عرض کرد پیش بینی مال اداره هواشناسی است قربانت گردم که ان هم خود مستحضر هستید که یکی در میان درست از آب در میاید . بعد هم گستاخی کرد و از ما سئوال پرسید مگر زمان شما این وقایع غیر مترقبه !! را پیش بینی می کردند و شما به فکر آینده مملکت بودید . خواستیم بگویم بله یادمان افتاد که در جواب خواهد گفت پس امیر را چرا کشتید اگر آدم آینده نگری بودید. لذا فرمودیم خیر در زمان ما اسباب و اثاث پیش بینی مهیا نبود این همه ماهواره و دم و دستگاه نبود . ما بودیم چند تا فالچی از خچه (خدیجه)باجی و جعفر جنی وچند نفر دیگر کهبرایمان پیشگوئی می کردند که انهم بعد فهمیدیم جیره خوار انگستان بوده اند . تنها پیش بینی درستشان هم این بود که ما در آینده نزدیک تجدید فراش خواهیم کرد که انهم اظهر من الشمس بود . اینها بماند دم و دستگاه هم هیچ اگر ما یک دانه از این هشت پای نازی(المانی ) داشتیم ای حکومت می فرمودیم مشت . اصلا اساس حکومت پیش بینی است در همه امور. ده سال آینده را ببینی حکومت منطقه ای تشکیل میدهی بیست سال را ببینی میشوی ابر قدرت . اگر زمان ما این هشت پا بود حتما دستور میدادیم ال ایری حسن ( حسن دست کج ) انرا بدوزد بیاورد کاخ خودمان بعد هم یادش می دادیم مثل خودمان زوجه فراوان اختیار کند و فرزند بسیار بیاورد که به هر دستگاه به جای این مشاورین که جز خوردن و خوابیدن کاری نداشتند یکی یکدانه بدهیم برای تحول اداری . اگر اینگونه بودوما هم هشت پا داشتیم جنگ های را شکست خوردیم را کوتاه می آمدیم . با خیلی از دول قطع دیپلماسی می فرمودیم . سفر فرنک نمی رفتیم . حال می فهمیم مشکل حکومت ما چه بوده است کمبود هشت پا. الان هم مشکل همین است کرور کرور هزینه می شود همایش و سمینار گذاشته می شود مجموعه هاو کار گروه های تحقیقاتی راه می افتد که چه؟ بلکه بتوانیم برای آینده کاری کشوربرنامه ریزی داشته باشیم. همان کاری که این هشت پا به راحتی میتواند برایمان بکند . آدم یک هشت پا داشته باشد بهتر از صد مشاور و کارشناس نا کار بلد است . همین هشت پا اگر این گرمای جهنمی را پیشگوئی می کرد مملکت ینگونه فلج نمی شد ،تعطیل نمی شد . اگر هشت پا جریانات سیاسی را پیش بینی می کرد که اینگونه همه بهم نمی ریختند. تیم فوتبالمان از محله لاتزیو شکست نمی خورد .
در طول اینهمه حکومت یک نفر پیدا شد از پیشگوی هندیبرای اداره مملکت استفاده کند که انهم توبیخ شد . این هم نیست که ما هیچ پیشگو نداشته باشیم خیلی ادارت هستند که پیشگو دارند تیم ها فوتبال هم که دارند اما دو تا مشکل دارند اولا پیشگویشان درست از آب در نمی آید و ثانیا بی سر و سامان هستند .
این جای نوشته که رسیدیم مثل ماشین فرسوده خود بخود جوش آوردیم و دستور فرمودیم کاتب بیاد گفت هایمان را مکتوب کند تا ارسال کنیم به مسئولین زمینی
از ناصرالدین شاه قجر سلطان ابن سلطان ابن سلطان صاحب قران
به مسئول برنامه ریزی و امورات مربوطه آینده نگری
فدایم شوی حال ما خوب است از بحر عرق ملی این مرقومه مکتوب موسول می گردد برای تنظیم بازار پیشگوئی و جن گیری و فال بینی
اول همه مشاوران و مسئولین مراکز پژوهشی را سر ببرید چون همه پیشگوی هایشان غلط از آب در میاید
دوم برای تنظیم بازار پیشگوئی اداره ای مفتوح کنید با ارم هشت پا و مانند تاکسی خطی فالگیران را به رنکی مشخص کنید مثلا بیتا جون فال قهوه ببیند عسگر ملغ دعای بخت و ....
سوم سعی کنید بند ناف هشت پا را پیدا کرده از سلولهای بنیادی ان هشت پاهای فراوان تولید کنید در همان موسسه ی رویان و برای هر رئیس اداره به جای تحویل ماشین و دفتر و دستک هشت پا بدهد تا جلو دماغ مبارک را حداقل ببینند .وبرنامه ریزی کنند برای بحران و غیر بحران
ممنوع کنید که در رستورانها غذای هشت پا سرو نشود که برخی از مدیران هشت پای دولتی را هم به مطبخ می سپارند .
یک دوره ضمن خدمت ترتیب بدهید واز فالگیران هندی برای تدریس استفاده کنید .
والسلام کمترین بنده ناصرالدین شاه