سانسور ناشیانه
برخی ها اصلا قبول ندارند که همه ی فیلم های پخش شده از شبکه های مختلف سیما به نوعی با درجه خفیف و ضعیف و کلی ،سانسورمی شوند. حتی نوع فیلم وطنی که ساخته شده بر اساس معیارهای قانونی موجود می باشد و توسط ارشادهم مجوز دارد اغلب اوقات سانسور می شود.و حتی تولیدات خود سیما وسیما فیلم و تولیدات شبکه ها مختلف هم دوچار قیچی می شود. برخی قبول ندارند چیزی های که شبکه تهران پخش می کند از فیلم ،سرگرمی ، برنامه سیاسی گرفته تا راز بقا به دلیل پائین بودن فهم ما شهرستا نی ها البته به زم اهالی پایتخت غیر قابل پخش برای ما شهرستانها است.
یک فیلم سینمائی را در شبکه تهران دیدیم .همان فیلم در شبکه استانی داری موضوع ،دیالوک ،حتی لوکیشن ها و بک ران های متفاوتی بودو حتی کریم چهره ها هم کلی فرق کرده بود . و اصلا این آن نبود وتنها وجه اشترکشان نام فیلم و نام عوامل ساخت فیلم بود .
ولیخیلی ها هم مثل من قبول دارند . که فیلم ها سانسور می شوند و البته خیلی ناشیانه.گویا ما از هیچ چیز خبر نداریم و هر چه به خوردمان بدهند مجبوریم که قبول کنیم . از میان سانسورها گونگون سانسور دیالوگی که متن گفتاری فیلم را تغیر میدهند در نوع خودش بدیع ، عجیب ، بی نظیر و یا به قول معروف نوبر است . لطفا به متن زیر که از دیالوگ یک فیلم بسیار معرف گرفته شده است توجه کنید .
کابوی یا همان گاو چران از اسب پیاده می شودو دهنه ی اسب را می سپارد دست پسر بچه ی که جلو درب کافه ایستاده . با پایش در کاباره ویا کافه را باز می کند و وارد می شود و به اونکه پشت میزدارد گیلاس ها را نه فنجان ها را تمیز می کند با لحن بسیار خشن می گوید . لطفا چای !!!!!(و این جاست که اگر مردی نخند )
این خارجی ها واقعا آدم های عجیب و غریب هستند چرا ،عرض می کنم . دنباله ماجرا را داشته باشید تا متوجه شوید . اونکه پشت میز است چای را از داخل یک بطری و نه از یک قوری که رنگ سفید ونه رنگ قرمز دارد(کپک اوغلاناری آغ چای اوزلری ایچللر) و نه داخل فنجان بلکه داخل گیلاس می ریزد و عجیب این که چای آنهاهنگام ریختن کف می کندو داخلش یخ هم می ریزند را پر می کند وهلش میدهد به طرف کابوی او هم بدون اینکه داخل چای قند بکند وچای را فوت بکند و یا بریزد داخل نلبعکی یک بارکی چای شیشه ای کف کرده را سر می کشد وعجیب تراینکه برخی مواقع از خوردن دو سه گیلاس چای مست می شود و اسلحه را در آورده و دو سه نفری را راهی اون دنیا می کند و همه شیشه های چای را که پشت سر قهوه چی است با یک رگبار بهم می ریزد .این خارجی ها واقعا احمق هستند چون چای ویا قهوه را داخل یخچال نگه می دارند . و توی بار آب معدنی می فروشند.
بگذریم از این نوعش وبرویم سراغ نوع دیگر سانسوربرخی مواقع با استفاده از تکنولوژی جدید از بالا و پائین هیکل یک هنرپیشه به اندازی می زنند که فقط می ماند چشم هایش آنوقت یک رمان عاشقانه تبدیل می شود به یک فیلم پلیس و جنائی و معمائی چون تا آخرداستان توی بینده متوجه نمی شوی که معشوق داستان عاشق چه کسی بوده است . چرا که تنها از روی چشم ها نمی شود افراد را شناخت مگرچشم ها اثر انگشت است که بشود شناخت.
حالا من نمی دانم چه اصرای برای پخش فیلم آقا و خانم اسمیت در هر سه ماه یک بار است که مجبورند تمامی فیلم را از اول بازسازی مونتاژ وتدوین کنند و برایش دیالوک جدید بنویسند .اقا نمیشود برویم سراغ فیلم های کره ای و ژاپنی و فیلم های که هنرپیشه زن ندارد .
والبته در جدید ترین نوع شاه کار سانسور که در یکی و دو هفته قبل با آن مواجه شدیم در تیتر آغازین فیلم نام هنرپیشه ی زن بسیار معروف و مشهور خارجی که به قول ما "الا ایتدند منشورده"1آورده شده بود و ظاهرا نقش اول را هم به عهده داشت چهره او تا آخر فیلم به نمایش در نیامد. تنها یکی دو مورد به صورت شبح دیده شد. به خدا این نوع حذف کردن که به سیر داستان هم هیچ لطمه ای وارد نمی کند و یا روایت داستان را به نوع دیگری و شیرین تر از اصلش نقل می کند قطعا از هنرهای هشت گانه است که این قطعا همان هشتمین هنر است که باید به هنرهای هفتگانه اضافه شود.
حالا شما بفرماید خود شما اگر همین فیلم سانسور شده پخش شده در سیما با نرخ پانصد تومان بدون سانسور و کیفیت عالی در چهار راه شریعتی فروخته شود وسوسه نمی شوید که آن را بخرید .
پی نوشت الا به معنی ابلق اسب یا سکی که رنک سفید دارد و یک رنک دیگر و چون معمولا کم پدا میشود و معنی مسئله ترکی این میباشد از سک ابلق مشهورتر