جلوس فرموده بودیم و مشغول رتق و فتق امور محوله بودیم. آخر می دانید مهر ماه  ما کارمان چند صد برابر می شود انکار نکنید که جهنمیان مهر ماه کاری ندارند . این جا هم مدرسه ای دارد و مهر باید فکر سرویس و معلم بود .این جا حساب و کتاب هم دارد تربیت معلم هم دارد که تجمیع هم نمیشود . این جا مثلا انجا نیست که لیسانس مدارک پزشکی برود برای اول ابتدائی درس بدهد . شاگردانمان چه کسانی هستند  آنهای که درس نخوانده سر درس خوان ها (منظورمان عضو شورای شهر تبریز نیست ) کلاه گذاشتند یا با مدرک لیسانس حقوق  دکترا گرفته اند  در عالم برزخ محکوم هستند به ادامه تحصیل تا حصول مدرکی که از آن نان خورده اند  . این سالها هم که شاگردانمان افزون شده اند . ما هم که شاهیم  مکتب خانه تحت لوای ماست باید به اموراتش برسیم  .

می فرمودیم که نشسته بودیم برای انجام امورات که سر دبیر روزنامه سرخاب همونی که شبیه است به فرزندمان احمد شاه  تماس گرفتند و پشت تلفن  خم و راست شدند و قربان صدقه رفتند . فرمودیم  عرضتان را بگوید  که حال چابلوسی نداریم . عرض کرد قبله عالم  به سلامت همه در مورد دریاچه ارومیه مطلب نوشتند و دادخواهی کردند الا شما  مرحمت کنید مرقومه ای بنویسد در این باب و رهنمون فرماید رعایت را . فرمودیم  مگر دریاچه ارومیه را چه شده است البته میدانستیم به عمد پرسیدیم   عرض کرد نصف آن خشک شده است  فرمودیم  علت .عرض کرد خشکسالی .برافروختیم چون حقیقت را کتمان می کرد .به غضب فرمودیم عجب نا مسلمان شده اید دریاچه را خشک میکنید بعد هم تقصیر را متوجه خدواند میکنید .کفر میگوید چه قوم بد صفتی شده اید . عرض کرد کفر کدام است انک سیاسی نزنید که برخی دنبال همین بهانه هستند ما را سرنگون کنند رشیدی یکی از انها است  . فرمودیم شما را که نمی گویم  منظورم نوع شما است . مگر روی هر رودخانه چندصد ، سد درست نکرده اید که اگر آب از یکی نفوذ پیدا کرد و یا سرریز شد از دام دومی نگذارد و آب به ارومیه نرسد . مگرآب زرینه رود را به تبریز نیاورده اید تا مردم بخورند و ماشین بشورند و... . حال میگوید خشکسالی شده است  . اگر خشکسالی بود که باید به مصلی میشدید برای نماز باران . سدها را بشکنید  آب دوباره پر میشود. عرض کرد قبله عالم این که راه حل نیست  آن همه هزینه شده است . فرمودیم پس بگوید مردمان از  ارومیه به صف شوند تا ارس  اب به سطل بکشند و آب  دریاچه را پر کنند . عرض کرد مگر می شود فرمودیم ما آب حوضمان را اینگونه خالی می کردیم .عرض کرد ارومیه که حوض و استخر نیست چندین فرسخ است .فرمودیم اصلا شما چرا اصرار دارید ارومیه خشک نشود . بگذارید خشک بشود داخلش خیار بکارید خیار شور درو کنید . عرض کرد قربانت اکوسیستم بهم خورده .بیماری عارض شده  میگویند مردم چشم درد گرفته اند و هزار ناخوشی دیگر در راه است .  فرمودیم حال که میخواهند آب خزر را به       بکشندو البرز را سوراخ کنند  یک لوله ای هم به ارومیه بکشند تا اینجا هم پر شود هر چند آب خزر مشترک است و استفاده از ان  دردسر دارد این هم که نمیشود سیم خاردار کشیدو هر که سهم خود را صاحب شد  .عرض میکند قربانت آن که محال است یک حرفی است گفته شده . یک دفعه چیزی به ذهن همایونیمان خطور میکند و می فرمایم ارس را بر گردانید به سوی  ارومیه .عرض میکند فدایتان بگذریم از موانع و مشکلات  اجرای طرح، دولت آذربایجان و روس و ما بقی عارض میشوند  می فرمایم مگر نه این است که این دو دریاچه روزی به هم وصل بودند پس در اصل یکی هستند این هم همان خزر است که کمی شورتر شده عین قصه خیار و خیار شور  هر دو از یک اصل و نصب هستند . عرض میکند میدانید که نمیشود اگر میشد که ما هزاران سد  روی ارس ساخته بودیم.  میفرمایم و خزر را هم خشک کرده بودیم . عرض می کند شما یک مطلب دیگری بنویسید ارومیه را ما خودمان حل میکنیم میفرمایم که اگر حل کرده بودید دست به دامان ما نمی شدید من راه حلش را برایتان می گویم این تنها راه  حل است ولا غیر انهم اینکه از  چین چند رودخانه وارد کنید تا ارومیه جان بگیرد هر چند آب انها محل اشکال داردچرا که کمونیست هستند  اما ضرورت ایجاد می کند فعلا  رودخانه وارد کنیم یا سفارش بدهیم یک دریاچه با همان ابعاد قبلی برایمان بدل کنند بیاوریم بگذاریم روی   دریاچه اصلی .

اما اگر خشک شد ما از طرف جهنمیان حاضریم انجا را بخریم. ای جان میدهد برای شکنجه ی افرادی که روی زخم ملت نمک پاشیده اند .