پائیزکه می شود حال ما بهترمی شود .دیگر از گرمای تابستان به همراه  حرارت جهنم خبری نیست .یک جورهای گرما  بگوی ونگوی  می چسبد . البته در جهنم قدغن است که ما بخوابیم به خاطر همه خوابهای که در دوران حکومت خود داشتیم و بجای کار برای این مملکت خوابیدم حال باید تقاص پس بدهیم . اما گاهی دور از  چشم مامورین ربع ساعتی چرت می زنیم و در این قیلوله کوتاه  خواب هم می بینم . گاهی خواب پریشان و گاهی رویا. همین دیروز خواب دیدم که به کسوات عرفا  در آمده ایم و در جایگاه حجت اهل نظر  نشسته ایم وبسیار مرید در حلقه ما به جمع  آمده اند و سئوال می پرستند و ما که چشم بصیرت یافتیم پاسخ  حکیمانه میدهیم  خوابمان طوری بود که خودمان اخودمان خوشمان آمد واما خواب همایونی

مریدی پرسید:  اینکه  بخواهیم در بازی  فوتبال ما نیز  چون دیگران قدرت یابیم چه بکنیم.

 فرمودیم در حاشیه زمین و در محل پیست دو میدانی بازی کنیم که حاشیه ورزش ما همیشه قویتر  از متن بوده آنچه قوی باشد پیشرفت می کند .

مریدی پرسید : میخواهم  برنامه ساز  رادیو شویم چه بیاموزم

فرمودیم سلام دادن گفت از برای چه ؟ فرمودیم برنامه را با سلام  به تک تک اهالی استانها شروع می کنی سلام بر آذربایجان شرقی و غربی و ارومیه و تهران و.. این می شود نیم ساعت  مابقی را با اسم شهرها پر میکنی و پولت را می گیری  رمز برنامه سازی سلام است و لا غیر

مریدی پرسید: سبب چیست که شهرداری تبریز تمام مهران رود را ساماندهی کرده  اما چند صد متری  در روبروی پل آبرسان را به حال  خود رها کرده  است ؟آن جا که از همه بیشتر به چشم است

فرمودیم از برای نمونه کار که اگر فردا از شهرداری سوال کردن که چه کردی واو جواب  داد ساماندهی و مقرضی گفت که مهران رود  از اول این چنین بوده نمونه باقی را نشان  دهد و بگوید  که مدعی  دروغگو است .

مریدی پرسید ممکن است که آدمی تخم مرغ با پوست خورد

فرمودیم حیوان و انسان عموم  والخصوص من الوچه هستند سوسمار میتواند چنین کند   پس آدمی هم میتواند البته باید  خوی سوسمار داشته باشد .این که چیزی نیست آدمی میتواند زمین بخورد ،آهن بخوردتن تن  ؛حق بخورد خروار خروار  و این همه هزم کند به یک   نوشابه  ما که نیستم یک کاسه آش بخوریم ده روز معده درد بگیریم

مریدی پرسید سبب چییست  مبلغ یارانه ،قیمت بنزین  امثالهم شفاف اعلام نمی شود.

فرمودیم این عملیات ایزائی است تا مشغول این مقال شویم و از افزایش کالاها  و خدمات نگران نباشیم  که نگرانی موجب هراس است و ترس. وترس اضطراب به دنبال آورد و اضطراب سکته و سکته مرگ واین همه برای سلامت جامعه مخفی میشود و لا غیر

مریدی پرسید فرق  اینکه آدمی بی پول باشد  با آدمی که در حساب پول داشته باشد اما حق بر داشت نداشته باشد در چیست

فرمودیم هیچ در سیاست یارانه  اینکه نداری و یا نمیتوانی  فرقی ندارد  مانند فرشته ای که گنه (گناه ) نمی تواند با کودکی که فعلا نمیتواند او را نیز فرشته خوانند. مریضی که نمیتواد بخورد با درویشی که ندارد  

 مریدی گفت میخواهم یک شب ره صد ساله بروم چه طریقت میفرماید .

فرمودیم رخت دامادی یکی از مسئولین یا نمایندگان را باید به ه حیلتی  بر تن کنی  و لا غیر

مریدی گفت میخواهم از  راز مدیریت باخبر شوم

فریاد  زدیم خاموش  اسرار  هویدا نمی کنیم

مریدی پرسیدخداوند دانشجویان تربیت معلم را برای چه آفرید.

فرمودیم آن شیخ اکبر بابای  که به حج رفته و حاج بابائی شده  همان وزیر مکرمآموزش وپرورش در این باب جواب فرموده که برای بی کار نماندن اساتید.

 سوال کرد بهره برای دانشحویان چیست  .

فرمودیم همین که ابزار معاش باشند باید خداوند را شاکر باشند که به مصیبتی دچار آمده اند نه به معصیت

مریدی گفت راز اتحاد در چه باشد 

فرمودیم در بده بستان های شبانه

مریدی گفت ای شیخ مارا نصیحت کن  فرمودیم نصیحت نا اهل را چون گردگان بر گنبد است

مریدی پرسید: شیخ ترین شخص را چه کسی میدانید  فرمودیم فلان گفت سبب فرمودیم عارفی یک بار طی الارض کرد نامش هفت قرن است گفته میشود این مراد با مدرک دیپلم مردودی تکیه بر مسند دکترا دارد  .

مریدی گفت مرا دعای کن فرمودیم خدایا جانش بستان که او پول و پارتی ندارد اگر زنده بماند در معشیت به مصیبت  افتد و شاید به معصیت

مریدی گفت راز طنازی  در چیست خواستیم جواب گویم که ماموری با پای  آتشین بر پهلوی همایونی کوبید و گفت باز هم که هزیان میگوئی .