ماغازا

کالبدشکافی تحصیل آقازاده‌ها در انگلیس

چرا آقازاده‌ها برای تحصیل به انگلیس می‌روند؟ شاید این تیتر را در همین چند روز اخیر در برخی از روزنامه‌ها دیده باشید. هر کس از دید خود به تحلیل این موضوع پرداخته است. این افراد به دلایل مختلف در لفافه سخن گفته‌اند و دلیل انتخاب خارج از کشور و بخصوص  کشور انگلستان را نگفته و همیشه با دید تردید به این موضوع نگاه کرده‌اند. از آنجایی‌که ما همیشه‌ی خدا بی‌طرف هستیم و رفتن و نرفتن آقازاده‌ها به خارج، فرقی به حال ما ندارد و ما پول یارانه را خواهیم گرفت، لذا  از یک منظر  دیگر به موضوع پرداخته و دلایلی را ذکر کردیم از باب انصاف...

دلیل اول: تقویت مدیریت

شما فرض بفرمایید «سه‌سی‌قولی» (سه‌سی به معنی قناس است و «سه‌سی‌قولی» به افراد ندار و بی‌چیز اطلاق می‌گردد که رفتار متفاوت دارند) با پسر آقای فلان‌الدوله که از ارکان مدیریتی کشور است بر حسب حروف الفبا و حرف اول نام فامیلی در یک کلاس درس هم‌نیمکت شوند.

 فرض اول این است که آقازاده‌ی درس‌خوان [این درسخوان با عضو محترم شورای شهر تبریز هیچ نسبتی ندارد] باشد. چه کسی باور خواهد کرد که او درس‌خوان است و همه‌ی نمراتش را خود کسب کرده است؟ همه خواهند گفت چون پسر فلانی است نمره به او داده‌اند و این یعنی ضربه‌ی روحی به یک مدیر بالقوه که پتانسیل  لازم را ـ از جمله حامی سیاسی ـ برای احراز مدیریت در آینده دارد. با این احساس حقارتٰ فردا او مدیری خواهد شد که سعی در انتقام‌گیری از جامعه‌ی تهمت‌زن دارد و مردم را باور نخواهد کرد و آنها را دروغ‌گو خواهد پنداشت و...

فرض دوم اینکه پسر فلان‌الدوله درس‌نخوان [این هم با درسخوان نسبتی ندارد] است. چه کسی جرات می‌کند که به او نمره ندهد و قبول اعلام نکند. این‌جاست که «سه‌سی‌قولی» عقده‌ای می‌شود از این باب که درس را ما می‌خوانیم نمره را به او می‌دهند!! و فردا به عنوان کارمند جزء، مقابل رئیسش (همان فلان‌الدوله) قد علم می‌کند و می‌شود اغتشاشگر و اداره و شرکت را به آشوب می‌کشاند. مدیر هم به دنبال خنثی کردن کارهای وی از کار اداره می‌ماند و مدیریت وی به زوال می‌رود.

دلیل دوم: فرصت مطالعاتی

می‌دانید که در کشور انگلستان هر روز خدا باران می‌بارد. چه کشوری بهتر از آن! باران که بیاید معابر و کوچه و بازار را آب می‌گیرد (قیاس طوطی) و جوان مجبور می‌شود در منزل بماند. وقتی در منزل بماند بعد از رایانه و فیلم و غیره حوصله‌اش سر می‌رود و لاجرم کتابی برمی‌دارد و کمی مطالعه می‌کند. این مطالعه باعث می‌شود او باسوادتر شود.

دلیل سوم: سربازان وطن

آقا مگر نه اینکه انگلستان روباه پیر است و در سیاست، از قهرمانان کلیله و دمنه هم بیشتر می‌داند و ما هر چه مصیبت در این قرن معاصر داشتیم از حیله‌ی آنها بوده؟ مسئولین محترم با افق و چشم‌اندازه وسیعی که دارند با ایثار و از خودگذشتگی فرزندان عزیز خود را البته بیشتر به شکل گمنام، راهی غربت می‌کنند تا مثل یک سرباز در خاک دشمن به شناخت و کسب اطلاعات بپردازند و با سیاست آنها آشنا شوند تا فردا که وزیر شدند از انگلیسی‌جماعت رودست نخورند. همین نوه‌ی پسری جومونگ مگر این کار را نمی‌کند؟!

دلیل چهارم:...

زبان بیگانه‌ای که در ایران تدریس می‌شود انگلیسی است و ایضاً کلاس‌های خصوصی بیرون هم انگلیسی است. آقازاده‌ها انگلیسی را بهتر از زبان ماداگاسکاری و بورکینوفاسویی و فرانسوی و اسپانیایی بلد هستند. عقل سلیم حکم می‌کند که کشوری را انتخاب کنند که بتوانند مایحتاج اولیه خود را حداقل بیان کنند.

دلیل پنجم: ذخیره‌ی ارزی

همین دیروز بود که اعلام شد دولت برای تحصیل یک نفر از اول ابتدایی تا دکترا، کرور کرور پول خرج می‌کند. با رفتن آقازاده‌ها و تحصیل در خارج، ذخیره‌ی ارزی بیشتر می‌شود./

واما بعد

از قدیم وندیم گفتند که "دولتدیدنن ادام ضرر کلمز " همین آقازاده که الهی خدایش حفظ فرماید  . به ما  هم سود رسندند  وما هم به نوائی رسیدیم خدایا با  ازدیاد تعداد زوجات مسئولین تعداد اولاد انها را بیافزا  تا خیرشان همه گیر شود