نمی دانم چرا برخی از مسئولین فکر می کنند ، آنها همه فن حریف هستند اما ما مردم عادی چیزی بلد نیستیم  دلیل این استنباط هم سخنرانی آنها در مراسم مختلف اهم از روز درخت کاری گرفته تا  روز جهانی بینی کج می باشد

.دهه فجر فرصتی بود تا هر کس (منظور هر مسئولی )هر کاری را انجام داده بود یا در آینده می تواند انجام بدهد یا فکر اولیه و خامی برای آینده به ذهنش خطور کرده بود  را  گزارش بدهد .

 در طول هفته گذشته(ایام مبارک دهه فجر ) به سه مراسم فرهنگی متفاوت دعوت شده بودم . متفاوت اما مشترک ، هر سه مراسم حداقل یک نفر سخنران مشترک داشت که از نظر تقسیم بندی  فلسفی عموم وخصوص من الوجه را تشکیل میدادند . این مسئول مشترک محترم  در هر سه برنامه که فکر می کنم پنجاه درصد از مدعوین آن در هر سه برنامه مشترک بودند . یک سخنرانی مشترک را ایراد کرد که یک وجه مشترک دیگری هم داشت و آن اینکه هیچ ربطی به  این سه مقوله فرهنگی نداشت . حالا چرا این مسئول این چنین  سخنرانی فرمودند  عرض می کنم  

احتمالات

اول اینکه این مسئول تنها آن سخنرانی را بلد بوده و من بعد هم همان را خواهد کرد . چنان که در گذشته هم همان ر ا ایراد کرذه  بوده است  به مصداق مثل "حرف مرد یکی است"  

دوم اینکه  این مسئول  فکر نمی کرده که یک نفر هم  می تواند شاعر و ادیب باشد هم روزنامه نگار وهم نویسنده  وبالطبع میتواند در مراسم قبل و بعد هم حضور داشته باشد وشنونده متکلم الوحده باشد  .واما بعد

 در یکی از این برنامه قرار بود از دو بزرگوار شاعر تجلیل شود که انصافا از همه چیز گفتند الا  آن بزرگواران  در مراسم تجلیل رسم بر این است که برنامه حول محور تجلیل شوند می چرخد که در آن مراسم حاشیه قضیه مثل فوتبا ل از خود قضیه بیشتر بود وما برای اولین بار حاشیه تحلیلی را دیدیم  . والبته این برنامه  مثل سایر برنامه های  فرهنگی پر بود از سخنران  که خدایشان حفظ کند . این سخنرانان نعمتی برای  اجرا کنندگان همایش ها و سمینارهاوالبته برنامه های فرهنگی هستند چرا که خلاء انها مساوی با عدم برنامه است. چون به غیر از سخنرانی در این  نوع برنامه ها چیزی دیگری  نداریم و از هنرهای مانند  موسیقی ،شعر،نمایش و امثالهم  غافل هستیم و شاید انها را هنر نمی دانیم و هنر هشتم که همان سخنرانی(تازه ثبت شده ) می باشد و ما ایرانیان معرف آن بودم  را ارجح میدانیم . واما بعد

حالا نوبت رسیده به اهدا جوایز در ویژه برنامه رسانه برتر که  مبنای داوری و معیار های  آن در یک لوح محفوظ در یک نکته دور افتاده به دور از چشم  روزنامه نگاران  توسط یک لشکر زرهی ناشناخته محافظت می شود .و هیچکس نمی داند که مبنای انتخاب چیست. تنها بر اساس حدسیات می توان دریافت که  برنده باید  به کسی وصل باشد .

مجری از تمام مدیران کل حاضر و معاونین و مسئولین درجه دو و سه دعوت میکند که روی صحنه برای اهدا جایز مشرف شوند در عرض چند دقیفه یک دسته دوازده نفری  ایجاد می شود و مجری از باقی مسئولین به علت نبودن جا جهت حضور در مراسم اهدا عذر خواهی میکند .

یک لحظه چشم هایم را بسته به مراسم اسکار می اندیشم .که جایزه برندگان توسط هنرمندان اعطا می شود و بلافاصله این سئوالات در ذهنم شکل می گیرد

آیا روزی خواهد رسید که سخنران مراسم فرهنگی و هنری یک شخص هنرمند باشد

آیا یک روز  ی خواهد رسید که اگر جایزه ای دریافت می کنم  از دست هنرمندی که دوست دارم  باشد نه از مسئولی که  نه من او را می شناسم نه او من را ونه من از  هدیه ای که  از دست او می گیرم لذت  میبرم

آیا روزی خواهد رسید که یک نفر مرد از بین مسئولین پیدا شود و این سنت غیر حسنه را بشکند و   سخنرانی نکند و روی سن نرود .

دوستی دستش را روی شانه ام می گذارد و می گوید خواب دیدی خیر باشد "مراسم گورتلدی دور گدک " مراسم تمام شد پاشو بریم