شادی با کمترین هزینه

در قصه های که مادر بزرگ برایمان تعریف می کرد . دختر پادشاه  روزی از خواب بیدار می شد و دیگر نمی خندید . این مشکل بزرگی بود و پادشاه حاضر بود برای بر گرداندن خنده به لبان دختر هر کاری بکند و حتی حاضر بود دختر خود را به کسی بدهد که او را بخنداند .

برخی مواقع از تلویزیون اخباری را می بینم که حقیقت امر باعث حسودی و غبطه  من  به خارجی ها می شود . در برخی از کشور ها جشنواره های برگزار می شود که با کمترین امکانات و هزینه ها برای ملت  شادی فراهم می کنند .نمی دانم جشنواره خنده کسی که بهتر بخندد.جشنواره خوردن یک غذای محلی جشنواره لجن مال کردن خود جشنواره بالشو امثالهم  که باعث تفریح وشادی و در نهایت نشاط جامعه  می شود .

امروزه بر کسی پوشیده نیست که جامعه با نشاط و شاد جامعه ای پویا است و در مقابل آن جامعه افسرده و کاهل جامعه ایستا می باشد . خنده در علم روانشناسی جای مخصوصی به خود دارد و در درمان بیماریها امروزه  فروان به کار می رود .

شور و شوق گروههای سنی با هم متفاوت است .شاد ترین گروه سنی دوران آخر ابتدائی و راهنمائی یا همان سنین نوجوانی  می باشد  .با یک بررسی سطحی  به آسانی می توان به علت این شورو نشاط و شادی پی برد. این گروه سنی برای خود در دوران گروه های اجتماعی داری تشکیلاتی هستند که برای جامعه خود  ایجاد تفریح و شادی  بنا به خواسته گروه می کنند .

گروه های بزرگتر که در نهایت جامعه یک کشور را تشکیل میدهند و به نام ملت  خوانده می شوند مطالباتی را دارند  که یکی از آنها  تفریحات سالم و نشاط آور است .موضوعی که در سالهای  اخیر  به آن کمتر پرداخت شده است . بهانه های مختلف از جمله عدم تخصیص بودجه و سایر موارد که جای بحث آن در این مقال نیست موجب این امر بوده و ما در سالهای گذشته از این موضوع غافل بوده ایم .

برای اختتامیه جشنواره تخم مرغ های رنگین از طرف سازمان فرهنگی هنری دعوت شده بودم . از درب حیاط شهرداری که وارد شدم . خانواده های را دیدم که کل اعضای خانواده  با یک شور و نشاط خاصی که ما کمتر آن را میبینیم به طرف سالن برگزاری می رفتند . با این ذهنیت که این اختتامیه هم مانند سایر اختتامیه های به اندازه کافی صندلی برای نشستن خواهد داشت هیچ عجله ای برای  زود رسیدن نداشتم . سالن طبقه همکف مملو از  افرادی بود که برای باز دید از نمایشگاه آمده بودند . در سالن برگزاری مراسم قبل از شروع تقریبا تمام صندلی ها پر بود .

وقتی مراسم شروع شد  دیگر جای برای نشستن نبود . مردم دور تا دور سالن سر پا ایستاده بودند . وانبوه جماعت پس از ربع ساعت  کریدورمنتهی به سالن برگزاری را پر کرده بود .

مردم سر پا بودند اما عصبانی نبودند شور و نشاط خاصی بخصوص در قشر جوان و افرادی که آثاری را ارائه داده بودند مشاهده می شد . خنده بر لبان آنها جاری بود . خنده ای که با کمترین هزینه و با تکیه بر یک سنت دیرین و البته ابتکار مجریان برنامه  به وجود آمده بود . خندهای که بعد از مراسم افراد حاضر آن را به سوی  جامعه هدیه می برند . هدیه ای که  از سوی مسئولین و کارکنان سازمان فرهنگی وهنری شهرداری  گرفته بودند .

آیا دد  آینده نمیتوانیم به مردم  خنده ی بیشتری هدیه بدهیم ؟َ