من سالها است که فقط می شنوم
من سالها است که فقط می شنوم
آن سالهای دور عراق به ایران حمله کرده بود . من شانزده سال داشتم . برای دفاع از دین و وطن به جبهه ها رفتم . در یک عملیات نارنجک دشمن درست مقابل چشم هایم منفجر شد . مرا به بیمارستان اعزام کردنند . در بیمارستان پزشکان بالای سرم جمع شدنند . نیتجه تخلیه هر دو چشم . از ان روز دیگر من نمی بینم و فقط می شنوم . ان روزها به غیر از پدرو مادر وفامیل و دوستان کسی به سراغم نیامد اخر جنگ بود و شاید سر مسئولین شلوغ .
من صورت فاطمه دخترم را میگویم ندیده ام .صدایش زیباست مادر ش میگوید که خودش هم زیباست . من صورت مادر فاطمه را هم ندیده ام .
من دوست داشتم که تلویزیون ببینم . اما نمی بینم من دوست داشتم بروم استادیوم و بازی فوتبال را ببینم اما نمی توانم من دوست داشتم مثل قدیم فوتبال بازی کنم .من طر فدار تیم پرسپولیس هستم دوست داشتم بازی این تیم را با سپاهان ببینم اما من فقط می شنیدم .
من شنیدم که در ان بازی یک نفر ترقه انداخته وهر دو چشم یک سرباز را گرفته من انروز برای ان سر باز خیلی نارحت شدم. اخر میدانید دیدن خیلی زیباست دیدن مثل هیچ چیز نیست . ادم تا زمانی که می بیند قدر دیدن را نمی داند سالها است که من منتطر دوباره دیدن هستم من دوست دارم فقط یک بار ان هم چند دقیقه یک بار دیگر ببینم تا بتوانم صورت برخی ها را در ذهن داشته باشم ام.
شنیدم همه برای ان سرباز ناراحت شدن خدا را شکر گفتم . شنیدم خبرنگاران به سراغ او رفته اند خدارا شکر گفتم . میدانید در این چند سال هیچ خبرنگاری سراغ من نیامده است . شنیدم که مسئول تیم های پیروزی وسیاهان از او دلجوئی کرده اند خوشحال شده ام میدانید در این سالها کسی برای دلجوئی سراغ من نیامده است . دلجوئی خیلی خوب است امام سجاد هم منتظر بود کسی از او دلجوئی کند . من روزهای محرم برای ان سرباز دعا کردم .
شنیدم که برای ان سرباز دیه تعین شده شنیدم برای ان سرباز کار میخواهد جور شود خوشحال شدم اخر بیکاری خیلی بد است من سالها بی کار بودم تا خدا لطف کرد مشغول شدم .
دیروز از تلویزیون شنیدم که رئیس جمهور هم برای ملاقات ان سرباز رفته است من رئیس جمهور را ندیده ام مادر فاطمه او را برای تعریف میکند ومیگوید که او کاپشن میپوشد میگوید که او به سراغ محله های فقیر نشین میرود . من هم به مادر فاطمه میگویم خدا را چه دیدی شاید یک روز به محله ما هم بیاید. خیلی خوب است که رئیس جمهور بیاید سراغ ادم .استاندار هم بیاید خوب است فرماندار بخشدار من بخشدار شهرم را نمی شناسم یعنی از نزدیک صدای او را نشینده ام من بخشدارهای قبلی را هم ندیدهام من اصلا درخانه بخشداری ندیده ام . من به مادر فاطمه میگویم خوب است که رئیس جمهور به سراغ ادم بیاید . من به او میگویم که خوشحال شدم شنیدم رئیس جمهور به دیدن یک سربازمجروح رفته است. اخر من هم سربازمجروح وطنم