پیر زنی که از راهپیمائی بر می گشت
روزی جهانی قدس انصافا همه آمده بودند از تمام جناح ها و طیف های سیاسی گرفته تا اقشار مختلف مردم از بازاری و فرهنگی و کارمندان دولت و خانم های خانه دار و کودکانی که به همراه پدر یا مادر خوددر راهپیمائی حضور داشتند .
راهپیمائی تمام شده است من و مهدی فرزند نه سالم به طرف ماشین پارک شده خودمان در خیابان ششگلان می رویم .پله برقی پل عابر پیاده ما بین خیابان فارابی (چای کنار ) و ششگلان خاموش است. جوان های که امروز با دهان روزه از مسافت های دور آمده اند با دیدن خاموش بودن پله برقی غر می زند و با عصبانیت از پله ها بالا می روند .اما افراد پیرتر نگاه مایوسانه به پله ها انداخته و عده ای منصرف میشوند و عدهای دیگر یا علی می گویند از کنار پله ها گرفته بالا می روند .
پیر زنی پائین پله ایستاده است و نگاه مایوسش به پله ها حکایت از عمق درد مفاصیل پایش را دارد . سلام می کنم جوابم را میدهد .میگویم که یواش یواش بروید میتوانید . میگوید: دیگر نا ندارم " پله لرید اوجاد(پله هایش هم ارتفا دارد ) نگاهی به خیابان می اندازدم نردها بین خیابان به حدی بلند است که پیر زن نمیتواند از آنها عبور کند . می گویم کمی پائین تر میتوانید از عرض خیابان رد بشوید . میگوید "بالا نفسیم چغمر گده بیلمرم" (نفسم بالا نمی آید نمی توانم بروم ). می گویم پس چرا آمدی راهپیمائی می گوید "او بالا بیر وضیفدیر "( پسرم اون یک وظیفه است ) .ناگهان چیزی به ذهنم میرسد با خوشحالی به
پیر زن میگویم که ماشینم را در خیابان ششگلان پارک کرده ام . شما بیاید اینجا لب پیاده رو بنشیند من بروم ماشینم را بیاورم شما را تا انطرف پل برسانم . می گوید "بالا چارم یوخدور بردا اوتورم" (چارهای ندارم اینجا می نشینم )
پله ها را تندی بالا میرویم . جوابی برای سئوالهای پی در پی مهدی ندارم که از من علت کار نکردن پله برقی را میپرسد .آخرش کلافه می شوم و می گویم شاید مسئولش فکر کرده امروز تردد از این پله زیاد خواهد شد و برق مصرفیش بالا میرود .
پیر زن هنوز اونجا نشسته .پیاده می شوم و صدایش می کنم . سوار ماشینش می شود .مسیر را از ش می پرسم . می گوید آن ور پل نرسیده به سید حمزه . تو راه کوتاهی که با هم داریم فقط دعا میکند .
سر کوچه نکه می دارم پیر زن پیاده میشود و میرود کمی بالاتر دور میزنم و بر میگردم نگاهی به کوچه میاندازم نام شهیدی زینت بخش کوچه است .
این سئوال در ذهنم می پیچد آیا پیر زن مادر شهید بود . این تنها سئوالی نیست که در ذهنم می چرخد . به این فکر میکنم در مقابل این همه فهیم بودن مردم و حضور کسترده آنها در راهپیمائی آیا انصاف است که برق پله برقی را قطع کنیم .آیا مسئولین در مقابل این همه احساس مسئولیت مردم حس مسئولیت دارند ؟