واي به روزي كه بگندد نمك
جعفر فرشباف لامع
خيلي ازمردم بعد از انقلاب 57 با واژه ي مقدس"تعاون" آشنا شده وبا آن انس گرفتند. معني لغوي اين لفظ ياري كردن همديگر در تحقق امري ميباشد
از طرفي نياز قشر عظيم جامعه به ياري شدن كه از اساسي ترين اهداف وشعارهاي انقلاب اسلامي بود منجر به پيدايش نهادي بنام وزارت تعاون ــــ
گرديد تا(يك گره از صد گره بسته ي خلق وا كنند) .گروهاي مختلف مردم به جهت نياز وشايد با نيات خيرخواهانه ويا آينده نگريبدون اطلاع ازقوانين
مربوط به بخش تعاون وتنها درسايه ي اعتماد به نظارت مسئولين وتقدس عمل همياري به عضويت شركت هاي تعاوني درآمدند غافل از به كمين ـــ
نشستن فرصت طلبان كه منافع شخصي را ترجيح ميداده وميدهند .
ابتداي امر وبه جهت نظارت مسئولين خيلي از مردم متنعم از اين بخش بوده اما در گذر زمان به نظر ميرسد با تغيير هدف قسمت اعظم منافع حاصل
از قانون تعاون نصيب سودجويان از خدا بي خبر گشته وبجاي ياري مردم مشغول چپاول سرمايه هاي اعضاء خود ميباشند واگراعتراضي از طرف
اعضائ در خصوص عملكرد شركت هاي تعاوني صورت پذيرد " ازطلابودن خود پشيمان مي شوند" چراكه با توجه به قانون بخش تعاون محكوم به
خصوصي بودن مي باشند .حال دراين ميان نقش به دستگاه هاي نظارتي كه مردم به اعتبار آنها به عضويت اين گونه شركتها در مي آيند چيست خدا
مي داند. چراكه اين نظارت ها عمدا" يا سهوا"(متاسفانه) فراموش گرديده وفرصت را براي چپاولگران فراهم مي كند كه با سرمايه هاي مردم آن كار
ديگر بكنند. نمونه بارزوشاهد ادعاي حقير وضيعت سالهاي اخير وحال حاضر تعاوني هاي مصرف ومسكن و... استان علي الخصوص شهر تبريز
مي باشد كه بعد از اين همه بي توجهي ها وفضاحت هاي بوجود آمده مسئولين محترم كميسيوني تشكيل مي دهند به جهت حل معضلات تعاوني مسكن
كه معلوم نيست چرا تا بحال نظارتي برآنها اعمال نشده ويكدفعه آن هم بعد از گله وشكايتهاي مردم ازاين بخش جالب تراينكه رياست كميسيون مذكور
با كساني است كه خواسته ونا خواسته فرصت را براي سودجويان فراهم آورده اند واگر انشا الله جريانات سياسي وانحرافي دخيل در موضوع نباشد ـ
حتما "عدم نظارت وبي كفايتي فرض بر موضوع مي باشد ودر اين صورت بايد فاتحه ي اينگونه كميسيون ها را خواندومردم بمنظور احقاق حقوق
پايمال شده ي خود بايد تا عصر ظهور منتظر باشند چون اگر بخواهند خود اعتراض يا اقدام كنند در جامعه هرج ومرج ايجاد شده وپاي كشورهاي
بيگانه بميان مي آيد تا درشيپورهاي خود دميدن آغاز كنند.واگر طبق پيشنهادمسئولين از راه قانوني اقدام كنند عمر نوح مي طلبدوصبـر ايوب تا به ــ
قانون گذاران عملكردهاي غير قانوني شركت ها را تفهيم كرد.
اعضا محترم تعامني مسكن فرهنگيان ناحيه 1 تبريز ازاين قاعده مستثني نبوده وبا توجه به تغييرات بعمل آمده درصدر هيئت مديره موروثي ( كه
شركت مذكوررا حق مسلم خود مي دانندوبعد از وترد شدن از طرف اعضا كار شكني نموده وحاضر به ارائه ي اسناد ومدارك؟ مربوط به شركــت
نمي باشند) واحتمال قريب به يقين بجهت وجود دستهاي پنهان وچتر حمايتي هر روز برمشكلاتشان افزوده وعلي رغم مكاتبات ديدارهاِي حضوري
ودر خواست هاي مكرر از مسئولين بخش تعاون استانداري مسئولين امنيتي ووزارت تعاون ودفاتر مشاورين ومعاونين رياست محترم جمهوري ـــ
تنها به صدور حواله اكتفا كرده ومجاري قانوني را پيشنهاد مي نمايند ويا گزارشي از اقدامات انجام يافته را درقبال شكايات مي طلبند ونتيجه راخدا
مي داند. در كنار اين ها وقتي به سراغ قانون مي روي تازه متوجه تنگناهاي قانونگ رايي خود و راه هاي بيشمار قانون گريزي متهمان مي شويد
بطوريكه دستورموكد دادستاني محترم هم در پيگيري سريع پرونده مربوطه بي اثر مانده واعضاي پروژه هاي مختلف اين شركت نگران ومستاصل
آينده و سرمايه هاي خود هستند .
خوانندگان عزيز فكر بد به دلتان راه ندهيد اما بهتر است از خود بپرسيم تاخير در رسيدگي به پرونده مذكور و بعضا عدم پي گيري مسايل مربوط به
به اين شركت و سايرشركتهاي مشابه به نفع چه كساني مي باشد دستهاي پنهان چه كساني مانع حل مشكلات تعاوني ها و جريان پرونده ها درمحاكم قضائي است و چرا برخي نمي خواهند اسناد و مدارك 13 ساله اين شركت رو شود شايد هم بخاطر نحوست لفظ 13 در بين مردم باشد .
چرا مسئولين محترم گزارش حسابرسان را وقعي ننهاده اند مردم گله وشكايت خود را به كجا ببرند و به چه كساني اعتماد كنند و چقدر در برابر توطئه هاي پشت پرده مقاومت كنند .
آنچه بديهي است اينكه قريب 700 خانواده فرهنگي هر روز متضررتر مي شوند وبايد دير كرد بانك ها وجريمه هاي تاخير در پرداخت بدهي هاي
بيادگارمانده شركت را بردوش بكشند و در كنار اينها كاركنان و پيمانكاران شركت نگران مطالبات خود باشند .
اگر همه اينها رابه حساب طي راه قانوني اقدامات بگذاريم و براين راه قانوني گريه كنيم بيراهه نرفته ايم شايد كه آه مظلومي گره از مشكلات قشر
زحمتكش فرهنگي باز كند.
از ما گفتن و از مسئولين نشنيدن در پايان اميد داريم كه عنايت خداوندي و درايت مسئولين محترم دادستاني گره گشاي معضل اعضاي محترم اين
شركت هاي مشابه بوده و مردم عزيز به حقوق از دست رفته خود نائل شوند.