در هفته های اخیر دو تا خبر متفاوت شنیدیم که البته علاوه بر تفاوت مشهود  وجه اشتراک محسوس هم داشت.  در  این مقال به وجه اشتراک  این دو خبر می پردازیم.

خبر اول : اختلاس 3000 میلیارد دلاری آقای "الف" "میم" که  خدایش لعنت کند . اسم  درست و حسابی هم ندارد. " الف" هم شد نام، معلوم است پدر و مادر بی خیالی داشته که چنین اسم نا مانوسی را برای  فرزند خود انتخاب کرده است . با این انتخاب نام  مشخص  است که چگونه تربیت شده است که سر همه کلاه گذاشته .

خبر دوم :اعطای وام غذا برای دانشجویان بی بضاعت از سوی وزارت  علوم

این خبر را ظاهرا معاونت دانشجوئی وزارت علوم یا مسئول صندوق رفاه  دانشجویان  اعلام کرده است و متذکر شده دانشجویان که نمیتوانند  ژتون غذا تهیه کنند  میتواند از  این وام  استفاده نمایند .

تحلیل خبر : اولا چندی پیش یکی  که ظاهرا وزیر هم بود(وزیر رفاه) اعلام کرد که ایران تنها کشوری است که کسی سر گرسنه به بالین نمی گذارد  .

ثانیا پول ژتون دانشجوئی بیش از  چهار صد تومان(بین 295تا485 ریال متغیر )نمی باشد .ثالثا پول یک عدد ساندویچ فوق معمولی حداقل هزار تومان است . نتیجه اینکه کسی که هزار تومان دارد ساندویچ بخرد تا گرسنه سر به بالین نگذارد  می تواند یک وعده ناهار دانشجوئی بگیرد که نصف آن  را ناهار و نصف دیگرآن  را شام بخورد .پس یکی ازدو وزارت دارند بلوف میزند . که در این مقال قصد پرداخت به بلوف را نداریم .

 واما بعد حالا که قرار شده  است برای دانشجویان وام تغذیه بدهند  یک نفر دانشجو شال و کلاه می کند که برود از بانک وام تغذیه  بگیرد از آن طرف هم آقای "الف" می خواهد بانک بزند. (منظور نویسنده سرقت نیست )  یک کمی ،مثلا 1000میلیارد دلار پول ناقص دارد  او هم از این طرف شال و کلاه می کند تا به بانک برود .  هر دو در یک زمان به بانک میرسند . مسئولین بانک با دیدن آنها(البته که او ) همه از جا بلند می شوند و آقای الف را به پشت پیشخوان پیش رئیس شعبه  راهنمائی می کنند و نسکافه سفارش میدهند  . یکی هم به سوال یک نفر دانشجو در خواست کننده وام  پاسخ میدهد .

پاسخ دهند ه: دو نفر ضامن معتبر کارمند دولت یا کاسب توزیع کننده مواد غذائی باید پیدا کنی.دانشجو می پرسد حال چرا توزیع کننده مواد غذائی در جواب می شنود برای اینکه وام وام غذائی است واگر شما نتوانید وام را پس بدهید  بانک از ضامن شما مواد غذائی را که با پول  بانک خریداری کرده ای را بتواند از ضامن  بستاند . در ضمن یک رضایت نامه میدهی که اگر خودت و یا ضامن هایت نتواند پول بانک را پس بدهند بانک این حق را دارد که یکی از کلیه هایت را  بفروشد و پول خود را اخذ نماید  . دانشجو  می پرسد:  حال چرا کلیه ، میشنود که غذائی که خوردی خون و گوشت و پوست شده برایت پولش را هم که ما دادیم اگر پول ما را ندهی خوب ما هم مواد که بهت دادیم را که الان گوشت وخون شده  پس می گیریم. نمی توانی که پول ما را که  خون و گوشت برایت شده را قی کنی باید کلیه یا قلب و کبد بدهی  . این دو تا ضامن را پیدا کن همراه عکس سونوگرافی کلیه بیار تا بذاریم تو نوبت.  دانشجو میپرسد: ببخشید مبلغ وام چقدر است در جواب میشنود که پانصد هزار که 360هزار تومان ناهار است و بقیه شام باید تضمین بدهی که با این پول کتاب و دفتر نخری این پانصد  تومان با سودش میشود یک میلیون که باید به بانک پس بدهی  برو به امان خدا

دانشجو برمیگردد تا از بانک خارج شود که می شنود رئیس بانک یکی را صدا می کند رئیس بانک :آهای پسر بیا این صد میلیار دلار را بذار تو ماشین آقا

 واما وجه اشتراک این موضوع  رفتن به بانک بود .