قنقوس در تبریز
دوستان عــیب کـنندم کـه چرا دل به تو دادم بایــد اول به تو گفتن که چـنین خوب چـرایی
دو ستان به ما عیب میکنند که گاهی؛ توجه داشته باشید که گاهی مطالبمان تکراری است. به پیر، به پیغمبر ما بیگناهیم، ما که پیلهای نیستیم. یک مورد پیدا کنیم ول کن معامله نباشیم. نه عزیز وقتی یک معزل اجتماعی حل نمیشود انتقاد باید مثل واکسن هی تکرار شود. در مبحث فلسفه داریم که یک اتفاق دو بار تکرار نمیشود چرا که زمان قابل تکرار نیست. همین تورم که روزانه بالامی رود وظاهرا غیر قابل مهار است، اجبارا ما نویسندگان هم هر هفته ظاهرا باید از تورم بنالیم وبنویسیم. اصلا تورم امروز همان دیروزی نیست چون ادعا میشود آن مهار شده این جدید است. اصلا آقا ول کنید این مقدمه را. ما سه سال پیش یک بار، دو سال پیش دو باره و امسال برای بار سوم مینویسیم که ققنوس افسانهای در بازار چرم تبریز لانه کرده است و هر سال بر اساس اصول و قاعده ققنوسی بعد از تخم گذاری خودش را آتش میزند. غافل از اینکه بازار چرم وسایل مشتعل دارد. به همین خاطره بازار چرم هر سال آتش میگیرد. اهالی محترم بازار بگردید (بگردید، بگردید در این خانه بگردید در این خانه غریبید، غریبانهبگردید یکی مرغ چمن بود که جفت دل من بود) پی یک تخم نامتعارف از تخم مرغ بزرگتر و خیلی با ارزشتر از تخم مرغ سیصد تومانی، که این تخم همان تخم ققنوس است و اگر پیدا نکنید سال بعد هم همین موقع باز همهمین بلا به سرتان خواهد آمد و بازارتان آتش خواهد گرفت.!!!!
راستی حالا که حرف تخم و تخم مرغ به میان آمد عارضم خدمتتون که مرغی را در روستای قیمت کردم. خاله مرغدار گفت: «صد هزار تومان» گفتم: مگر نوبر ش را آوردهای گفت: «خاله این مرغ ما تخم دو زرده میذاره آن هم روزی یک جفت به عبارتی میشود ششصد تومان برای خود تخم مرغ، سیصد هم از بابت دو زرده بودنش اضافه کن و بعلاوه ارزش افزوده دویست تومان به عبارتی میشودهزار وصد تومان ضربدار سی ویک روز میشود سی وچهار هزار تومان و صد ریال تقریبا معادل یارانه دولت!. حالا شما بگو صد هزار تومان برای این تولید کننده که نه وام میلیاردی میخواهد نه هزینه بیمه دارد گران است» گفتم: چه بگم وا...!!!!!
دوم: تبلیغات تنها بنر نیست
زمان قدیم میگفتند به «جان دویس راکفلر» میلیونر امریکائی گفته بودند «که اگر روزی همه دارایی خود را از دست بدهی وبعد از مدتی صد دلار بدست بیاوری با آنچه میکنی» گفته بود «یک دلار آن را کالا میخرم ونو د ونه دلارآن را برای تبلیغ همان کالا هزینه میکنم»
درست بر عکس آن کاری که ما میکنیم هزاران دلار خرج و هزینه میکنیم یک دلار دلمان نمیآید تبلیغات بکنیم. چون بلد نیستیم میگویم ریا میشود. نمایشگاه دست آوردهای دولت نهم و دهم یعنی محل تبلیغات کارهای انجام شده دولت مصداق موضوع ماست. ظاهرا روابط عمومیها که نقش تبلیغات «کارکرد» اداره خود را نیز به عهده دارند به غیر از بنر و گزارش کتبی منگنه شده تبلیغات دیگری را یاد نگرفته اندو بلد نیستند.
خدا لعنت کند اولین کسی را که بنر را آورد به ایران وتبلیغات را محدود کرد به این سهلترین وسیله تبلیغاتی و خلاقیت را از دست ما گرفت.
ترا خدا یک سر به این نمایشگاه دست آوردها بزنید. بنر بارانی است که بیا و ببین.
واما بعد راستی من نمیدانستم که مدیر کل اداره هم از دست آوردهای دولت است! در برخی از غرفهها ادارت بنر عکس مدیر کل را نصب کردن برای دست آورد اداره!
پی نوشت یک :قنقوس اصلی در هر صد سال یک تخم میگذارد و خودش را آتش میزند اما ققنوس های امروزی که چینی هستند بدلیل از دست ندادن بازار هر سال تخم میگذارند و خودشان را آتش می زنند
+ نوشته شده در سه شنبه دهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 12:48 توسط سید رضاعلوی
|