ولیمهٔ حاجی با ویدئو کنفرانس

ولیمهٔ حاجی با ویدئو کنفرانس

همین پارسال بود که تاخیر‌های دو، سه ساعتی هواپیمائی سعودی مسئولین امر را به این فکر واداشت که یک درس حسابی به هواپیمائی سعودی بدهند و پروازهای حجاج خودمان را خودمان انجام بدهیم. اصلا این سعودی‌ها بلد نیستند تاخیر بیاندازند پرواز هواپیما‌ها را دو سه ساعت هم شد تاخیر!!! این مدت تاخیر را که ما در‌‌ همان پروازهای داخلی خودمان هر روز داریم. 

القصه سکان را دست خود گرفتیم و معنی تاخیر را به عربستانی‌ها نا‌تاخیر‌دان فهماندیم. 

 دینگ دینگ: پرواز ۲۰۴۰ با سی ساعت تاخیر از مدینه منوره در فرودگاه مهر آباد تهران به زمین نشست. 

دینگ دینگ: پرواز ۲۰۴۲ از شهر مدینه به مقصد فرودگاه بین اللملی تبریز تنها با بیست و سه ساعت تاخیر انجام خواهد گرفت. 

بیچاره حاجی که نمی‌دانست روی خیلی از چیز‌ها نباید حساب باز کند از زرنگی، از یک سال پیش تقویم و نقشه و جدول مدت زمان پرواز‌ها را گذاشته بود جلوش و حساب کرده بود که چه روزی می‌رود و چه ساعتی برمیگردد!!! لذا حسنی را فرستاد بود سراغ بهترین سالن شهر که برای حاجی سالن را با تمام محتوی موجود اهم از زنده مانند ادمیزاده و غیر زنده میز و غذا رزور کند تا امروز را که آمد یک روز استراحت کوتاه بکند و تا معنویات سفر حج از بین نرفته و به قول ما «اوزن کناه توزی قنمامش) خالیق را به حضور بپذیرد برای اخذ تبریکات صمیمانه به جهت سر بلند آمدن از این سفر معنوی 

اما غافل از اینکه همه چیزکه دست آدم نیست. توی مملکت ما معمولا وقتی آدمی روی یک چیزی حساب باز می‌کند مطمئنا یک جور دیگر از آب در می‌اید. مثلا ما روی دوستی‌ها یمان حساب باز می‌کنیم اما اگر صد تومان از دوستمان توانستیم قرض بگیریم مردیم. 

بگذریم صاحب رستوران هم که آدم دنیا دیده‌ای بوده است‌‌ همان اول شرط کرده که سالن اجاره داده شده به هیچ وجه پس گرفته نمی‌شود و کل مبلغ چند میلیون تومان هم قبلا اخذ شده است. 

حالا بیا و درستش کن حاجی چهل ساعتی تاخیر دارد و این یعنی بر باد رفتن هزینه مهمانی و ولیمه. لغو هم که نمی‌توان کرد چون تمام پول را قبلا گرفته‌اند. چاره کار تنها روش ولیمه غیابی است. عین ازدواج غیابی 

عکس بزرگ حاجی روی میز تزئین شده قرار می‌گیرد و حضار نیابتا به جای صورت ماه حاجی از روی عکس ماهش می‌بوسند و اینجا یک مشکل دیگر هم حل می‌شود که افراد نامحرم که دوست دارند از این سفر معنوی بهره‌ای ببرند می‌تونند عکس حاجی را ببوسند. هنگام میل غذا توسط مهمانان ناگهان بلند گوی سالن تپ تپی می‌کند و فرزند حاجی از حضار می‌خواهد که به پیام حاجی که به صورت موبایل کنفرانس از فرودگاه مدینه پخش می‌شود گوش فرا دهند. 

حاج: سلام علیکم بما صبرتم از تاخیری که به وجود آمده ازدوستان عذر می‌خواهم واخر این انصاف نیست شما آنجا بخورید من این اینجا وحاجی شروع می‌کند به گریه کردن 

زن حاجی بالای سر حاجی است و او را از خواب بیدار می‌کند و می‌گوید بلند شو مرد چرا گریه می‌کنی الان است که مهمانان برسند.سال بود که تاخیر‌های دو، سه ساعتی هواپیمائی سعودی مسئولین امر را به این فکر واداشت که یک درس حسابی به هواپیمائی سعودی بدهند و پروازهای حجاج خودمان را خودمان انجام بدهیم. اصلا این سعودی‌ها بلد نیستند تاخیر بیاندازند پرواز هواپیما‌ها را دو سه ساعت هم شد تاخیر!!! این مدت تاخیر را که ما در‌‌ همان پروازهای داخلی خودمان هر روز داریم. 

القصه سکان را دست خود گرفتیم و معنی تاخیر را به عربستانی‌ها نا‌تاخیر‌دان فهماندیم. 

 دینگ دینگ: پرواز ۲۰۴۰ با سی ساعت تاخیر از مدینه منوره در فرودگاه مهر آباد تهران به زمین نشست. 

دینگ دینگ: پرواز ۲۰۴۲ از شهر مدینه به مقصد فرودگاه بین اللملی تبریز تنها با بیست و سه ساعت تاخیر انجام خواهد گرفت. 

بیچاره حاجی که نمی‌دانست روی خیلی از چیز‌ها نباید حساب باز کند از زرنگی، از یک سال پیش تقویم و نقشه و جدول مدت زمان پرواز‌ها را گذاشته بود جلوش و حساب کرده بود که چه روزی می‌رود و چه ساعتی برمیگردد!!! لذا حسنی را فرستاد بود سراغ بهترین سالن شهر که برای حاجی سالن را با تمام محتوی موجود اهم از زنده مانند ادمیزاده و غیر زنده میز و غذا رزور کند تا امروز را که آمد یک روز استراحت کوتاه بکند و تا معنویات سفر حج از بین نرفته و به قول ما «اوزن کناه توزی قنمامش) خالیق را به حضور بپذیرد برای اخذ تبریکات صمیمانه به جهت سر بلند آمدن از این سفر معنوی 

اما غافل از اینکه همه چیزکه دست آدم نیست. توی مملکت ما معمولا وقتی آدمی روی یک چیزی حساب باز می‌کند مطمئنا یک جور دیگر از آب در می‌اید. مثلا ما روی دوستی‌ها یمان حساب باز می‌کنیم اما اگر صد تومان از دوستمان توانستیم قرض بگیریم مردیم. 

بگذریم صاحب رستوران هم که آدم دنیا دیده‌ای بوده است‌‌ همان اول شرط کرده که سالن اجاره داده شده به هیچ وجه پس گرفته نمی‌شود و کل مبلغ چند میلیون تومان هم قبلا اخذ شده است. 

حالا بیا و درستش کن حاجی چهل ساعتی تاخیر دارد و این یعنی بر باد رفتن هزینه مهمانی و ولیمه. لغو هم که نمی‌توان کرد چون تمام پول را قبلا گرفته‌اند. چاره کار تنها روش ولیمه غیابی است. عین ازدواج غیابی 

عکس بزرگ حاجی روی میز تزئین شده قرار می‌گیرد و حضار نیابتا به جای صورت ماه حاجی از روی عکس ماهش می‌بوسند و اینجا یک مشکل دیگر هم حل می‌شود که افراد نامحرم که دوست دارند از این سفر معنوی بهره‌ای ببرند می‌تونند عکس حاجی را ببوسند. هنگام میل غذا توسط مهمانان ناگهان بلند گوی سالن تپ تپی می‌کند و فرزند حاجی از حضار می‌خواهد که به پیام حاجی که به صورت موبایل کنفرانس از فرودگاه مدینه پخش می‌شود گوش فرا دهند. 

حاج: سلام علیکم بما صبرتم از تاخیری که به وجود آمده ازدوستان عذر می‌خواهم .آخر این انصاف نیست شما آنجا کباب برک بخورید من این اینجا ساندویچ مرغ سرد  وحاجی شروع می‌کند به گریه کردن 

زن حاجی بالای سر حاجی است و او را از خواب بیدار می‌کند و می‌گوید بلند شو مرد چرا گریه می‌کنی الان است که مهمانان برسند.