من اگر جای استاندار بودم تحریک نمی شدم

برخی از افراد هستند که استانه تحریک پذیری انها بالا است  . خیلی زود عصبانی میشوند و به قول نسل جوان اتشی میشوند و جوش میاوردند و اغلب اوقات هم کار دست خودشان میدهند . برخی هم حساس هستند ولی واکنش نشان نمیدهند . این افراد در اصطلاح  روانشناسی  با نام درونگریان شناخته میشوند که بیشتر مواقع از عصبانیت (البته نه همه تیپ درونگرا ) به خود می پیچند و خیلی عامیانه بگویم  سر خودشان غر میزنند . افراد دیگری هم هستند که اصلا اینها تحریک نمیشوند مثل عالم را  اب ببرد علی را خواب می برد  برای این افراد مصداق  دارد  و به کار می رود . البته اگر قصدمان ارائه مقاله علمی در خصوص تیپ شخصیتی افراد از نظر استانه تحریک  بود وارد ریز قضیه می شدیم و بحث را بازتر میکردیم اما این یک مقدمه بود تا بگویم که افراد سیاسی هم از نظر تحریک پذیری متفاوت هستند . خیلی کم افرادی هستند که به کار  واگذار شده و اجرای درست ان  حساس  هستند و استانه تحریک انها بالا است . این تیپ افراد تا یک یا دو سال هم پیر میشوند و هم مدیریت را از دست میدهند و بهانه هم این میشود که مقابل ارباب رجوع سر کارمندی که داشت شطرنج بازی میکرد داد کشیده و روابط انسانی کار را زیر پا گذاشته است . یک عده هم هستند مثل خیلی ها به انتقعاد حساس هستند و نسبت به ان واکنش نشان میدهند مثلا در همین صنف خودمان معلمی که اگر یکی از این معلم ها  مورد انتقعاد اولیا قرار می گیرد زمین و اسمان را به هم میریزد که ثابت کند مردم در باره ان غلط فکر میکنند این افراد بیشتر فرافکن هستند . و دنبال یک نفر هستند که تقصیرات خود را سر او خراب کنند .

عدهای دیگری هم هستند که خیلی خونسرد و راحت و ریلکس هستند . این افراد عجله برای هیچ کار ندارند مثل اگر میخواهند برای خود مشاورفرهنگی انتخاب کنند سه سال طول میکشد هر وقت هم بگویند که چه شد میفرماید در حال مطالعه هستم هیچ نامه ای را بلافاصله امضاء نمی کند  هر صبح حمام میرود و امکان ندارد موهای خود را شانه نکند  از کلمات باشد بماند فکری میکنم  در اینده خواهم گفت ودنبال کار را میگیرم و امثالهم بیشتر استفاده میکند .  برخی از این مدیران بقدری  استانه تحریکشان بالا است که با زلزله هشت رشتری هم نمیتوان انها را به واکنش  وادر کرد . به مطبوعات روزنامه مجله و تلویزیون هم هیچ اهمیت نمیدهند .

واما برخی افراد غرض ورز هستند که میخواهنذد برخی مدیران دلسوز  ارام و متین و با وقار را که  راه رفتنشان به ده مدیر می ارزد را تحریک کنند . میایند در روزنامه مینویسند که سه سال است امده کاری نکرده و مدیرانی که انتخاب کرده کارائی لازم را ندارند و ال است وبل  است و فکر میکنند با این حرفهای بیهوده میتوانند این تیپ افراد را عصبانی کنند و اینها را وادار به واکنش کنند  و اینها  حرفی بزنند و مچ گیری کنند که فلان حرف نا مربوط   را زدی وتبلیغ  کنند که دیگر  جای او اینجا نیست غافل از اینکه اینها بیدی نیستند که به این باد بلرزند .. نمیدانم مصاحبه مطبوعات نمیکند و خودش را از مردم قائم کرده و دائم در حال سفر است و هنوز دلش کرم نیست خانواده خود را بیاورد   اگر قرار بود با این حرفها عصبانی بسشویم نمیشویم رستم

من اگرجای  استاندار بودم به مدیران توسعه میکردم که تحریک نپذیرند  و خودم  هم تحریک نمیشودم

در ذیل این مطلب عرض میکنم که برخی از مدیران هم متحرک هستند اول معنی ان این است که دائم در حال سفر هستند اما معنی اصلی ان این است که به درد هر وزارتخانه و اداره  میخورند مثلا یک نفر هم میتواند وزیر تعاون بشود رای نیاورد برود دانشگاه کار کند بعد اگر لازم شد وزیر معوقه (همان آموزش وپرزورش قدیم ) بشود لازم هم شد بیاید یک جا فرماندار یا بخشدار بشود .

من اگر استاندار بودم دستور میدادم ...

در همین روزنامه سرخاب که الهی خیر نبیند اورده بودند که  نود درصد تسهیلات همان وام خودمان به هفت نفر داده شده است  ( ادامی را یاد این هفت مرد خشن میاندازد )و نوشته بودنند  این را استاندارمحترم فرموده است.(که در اصل مسئولیت همه چیز با اوست )

 وام دارم عرض میکنم چقدر دنبال وثیقه بودی  نیازمندیها را بخوان  برای یک وام سه میلیون تومنی نیاز به یک نفر ضامن کارمند داریم . وام را بانک میدهد اما ضامن ندارم  چقدر این را شنیدهای . اگر ضامنم باشی نوکرت میشوم .  میبینید ترا خدا چقدر درد سر دارد تازه اگر بگیری قرار است که بدهی ان هم چند برابر  هر ادام عاقل این را می فهمد که گرفتن وام به نفع مستضعف نیست خیلی ها بودند سر همین وام گرفتن سکته کردند  بنابراین وام اخ است بهتر است بدهید به همان هفت نفر که بانک از انها وثیقه و ضامن نمیخواهد و اصلا من اگر جای استاندار بودم کل تسهیلات را دستور میدادم بدهند یک نفر  تا سر  ان شش نفر را هم اب بکند و خیال مردم را از وام  ازاد .

من اگر جای استاندار بودم میگفتم گریم بکنید .

روز جمعه انتخابات مرحله دوم  قرار است که برگزار بشود . ستادهای انتخاباتی ماشینهای دولتی . حال ماشین به جهنم  امکانات دولت به جهنم شخصیت شخصیت ها مهم هستند که نباید وارد مقوله های سیاس  در حد حضور در ستاد  انتخاباتی بشوند . کارمند ببیند رو باز میکند و پشت سرتان صفحه میگذارد که فلانی را فلانی اورده  مدیر کل کرده انوقت شخصیت هم به جهنم شایسته سالاری  زیر سئو ال میرود .

رندی  میگفت برای خوردن شیرین و چای به یکی از ستادها سر زدم اکثر مدیران (در حد مدیر کل را عرض میکرد ) انجا بودنندگمان کردم شورای اداری استان است خواستم بر گردم که تعارف کردنند وارد شدم . به چای وشیرینی عیش کردیم

من اگر جا ی استاندار بودم دستور میدادم که برای حفظ وجهه ادارات مدیران محترم  گریم کنند یا عینک دودی بزنند که شناخته نشوند بابا بد است به خدا  شایسته سالاری را زیر سئوال نبرید .