مصاحبه با یک معلم خبره

مصاحبه کننده سید رضا علوی مصاحبه شونده علوی سید رضا (ماغازا )

مصاحبه کننده: خیلی خوشحال هستیم که در استانه هفته نیکو داشت معلم در خدمت فخر عالم طنازی جناب ماغازا یکی از معلمان خطه معلم پرور آذربایجان  هستیم . بعنوان اولین سوال بفرماید که چطور شد شما شغل شریف معلمی را انتخاب کردید

 ماغازا : قرار نبود که سئوال کلیشه ای بپرسید سالها است که این را از ما می پرسند و بنده حقیر هم جواب میدهم که بنده گربه برده بودم سر کلاس ،معلم ادبیات دستش را بالا گرفت رو کرد به دانش آموزان  گفت من نفرین میکنم شما امین بگوید بعد فرمود خدایا انتقام گیر ،علوی را معلم بکن  خدایا رسوا کننده، علوی را طنز نویس بکن تا مسخره عالم شود بر اثر نفرین ان معلم بزرگوار بود که بنده هم معلم شدم  تا عذاب روحی و اقتصادی بکشم هم طنز پردازشدم تا مورد مسخره دیگران قرار بگیرم ای کاش کربه نبرده بودم سر کلاس

 مصاحبه کننده : کدام عامل یا عوامل باعث عدم رسیدگی به وضعیت معشیتی معلمان میباشد  

 ماغازا :دولت ها  در این مورد بخصوص  یک بهانه مشترک  دارند و ان این است که چون  تعداد جمعیت  معلمان زیاد است نمی توانیم خواسته های انها را بر اورد کنیم  .  اگر تعداد معلمان یک نفر بود هم حقوقش را  زیاد میکردیم هم  نمی گذاشتیم معوقه ای داشته باشد هم مسکنش تامین میشد و خلاصه برای یک نفر همه کار میتوانستیم  بکنیم . اما  جمعیت معلمان  از میلیون بیشتر است .  این همه زمین این همه حقوق افزایش حقوق از کجا بیاوریم مگر ما روی نفت نشسته ایم .

 مصاحبه کننده :چگونه این مشکل حل میشود . راه حل چیست

  ماغازا :دو راه بیشتر ندارد اول اینکه معلمان را دولت واگذار کند حال یا به بخش خصوصی یا به سایر ادارات دولتی مثلا ده تا بدهد به بیمه که            سر پرستی انها را به عهده بگیرد بیست تا بدهد به اداره برق چهل تا بدهد به پالایشگاه صد تا  بدهد شرکت نفت و دو سه تا هم بدهد ارشاد به بهزیستی ندهد که وضع انها ازمعلمان  هم بدتر است. یا  اینکه کل معلمان  را یک دفعه در بورس عرضه کند و خلاص  . مانند  عرضه سهام فولاد وکارخانه ماشین سازی و مس و امثالهم

راه دوم  که در حقیقت ا ریشه اصلی  مشکل هم در ان است  کم کردن  تعداد دانش اموزان است اصلا مشکل اصلی همینجا است که دانش اموز  تعداشان  زیاد است که به تبع ان معلم هم مورد نیازمیشود  . برای کم کردن دانش اموز چندین راه عملی وجود دارد  عده ای را میتوان به دریا ریخت عده ای را که هوش و فراست دارند میتوان  صادر کرد(قیمت برخی از ان مغزها از فرش صادرات بالاتر است ) که خیلی از کشورهای غربی مشتاق انها هستند و یا میتوان انها را هم واگذار کرد .  می فرماید  عیب است این حرف را نزنم  دانش اموز را  نمیشود واگذار کرد پس  این مدارس غیر انتفاعی چیست مگر  نه این است  که دانش اموزان  به بخش خصوصی واگذار شده اند  . یا میتوان از هر خانواده یک نفر را برای تحصیل قبول کرد . بقیه هم بروند صنعت یاد بگیرند

یک راه سومی هم است که کمی مشکل دارد اما میشود عملی کرد ان هم این است که هر دانش اموز همراه خودش  معلم هم با خود به مدرسه  بیاورد من یتدم است موقع امتحانات ناظم میگفت مدرسه کاغذ ندارد هر کس ورقه باخود بیاورد  یا مثل اوردن تغذیه و کیف وکتاب  

تبصره : در مورد معلمان در حقیقت مازاد وجود ندارد بلکه هنوز ما با استاندارد جهانی خیلی فاصله داریم مشکل مشکل  اسمی است میتوان مهندس استخدام کرد به صورت اسمی و به صورت رسمی فرستاد سر کلاس  درس بده انوقت تعداد معلمان کم و تعداد مهندسان زیاد میشود .

 مصاحبه کننده :لطفا در مورد معوقه معلمان که همیشه مورد بحث بوده  بفرماید که اصلا این ریشه اش چه هست . این معوقه خوردنی  است  اشامیدنی است

 ماغازا : ابتدا مجبور هستم معنی لغوی  معوقه رابرایتان باز کنم در لغت معوقه به معنی چیزی که مانده . چیز در این جا به معنی پول است پول هم همان حقوق است  حقوق هم مزدی است که در قبال کاری به ادمی پرداخت میکنند پس معوقه همان مزد کارهای فراوران از قبیل اموزشی و فرهنگی وهنری است که معلم در ماه ها وسالها و قرون (برخی هستند که یک ربع قرن از دولت معوقه دارند )قبل انجام داده ولی موفق به دریافت مزد  ان نشده است  . به این حق مسلم در اصطلاح بودجه ای گفته میشود معوقه

 یک معنی  دیگر معوقه اویزان کردن است .اویزان شدن یا اویزان ماندن  . شاهد قضیه معلم همیشه اویزان معوقه است و به هین دلیل  میگوید  اگر معوقه را بدهند فرش میخرم اگر معوقه را بدهندد برای پسرم دوچرخه میخرم اگر معوقه را بدهند جهیزیه  دخترم را تهیه میکنم همیشه خدا معلم وخانواده وی اویزان این پول هستند . معوقه عامال اویزان بودن معلم به زندگی است نقطه امید . نقطه ای که به داشتن فکر میکند  .

 یک معنی سیاسی هم دارد معنی که نه، رفتار سیاسی که از این معوقه استخراج میشود .   هر وقت رئیس جمهور بخواهد وزیری را عوض کند بهانه می گیرد که چرا معوقه معلمان رانداده اید مانند  وزیر سابق .اگر هم  بخواهند وزیر ی  رای بیاورد میگویند این وزیر معوقه بده است مانند همین وزیر   استیضاح های وزرای آموزش و پرورش هم تا کنون علتش همین معوقه بوده است پس در این مقال معنی ان دست اویز است

 یک معنی معنی که نه، یک باز خورد  اقتصادی هم دارد که با ندادن حق معلمان میتوان جلو تورم را گرفت (همه چیز را من نباید بگویم برو مطالعه کن ببین چطورندادن معوقه جلو تورم را می گیرد )  من اگر جای دولت بودم معوقه ها را زیاد می کردم

 مصاحبه کننده :با این حساب معوقه حق مسلم معلم است که پرداخت نشده اما چرا همه سر و صدا  این همه منت سر معلم که من همانم که معوقه تک ماهتان رت دادم  

 ماغازا :چه عرض کنم از بی حیائی

مصاحبه کننده :میگویند معلمان سه ماه بیکار هستند. به همین دلیل حقوقشان با اینکه کم است اما خوبه. در حققت  کل دریافتی سال را باید به   عددنه و حتی با احتساب سرما به  عددهشت  تقسم کرد .

ماغا زا : اولا ما هیچ تعطیلی  نداریم. تعطیلی به ان معنی است که یک بالش بگذاری زیر سرت و بخوابی   معلم در فصل تابستان جبران مافات میکند بنائی و نجاری کشاورزی و از همه بیشتر مسافر کشی که بتونند جای معوقه ها را پر کند . در حقیقت مشابه فرصت مطالعاتی است که در کشورها پیشرفته رایج است این سه ماهه فرصت تکمیلاتی برای جبران خرج خانه است  .

مصاحبه کننده :از انتخاب معلم نمونه راضی  هستیتد

ماغازا :  نه خیر بنده علوی هستم رازی کاشف الکل بود (مصاحبه کننده  منظور رضایت دارید  ) بله نه خیر رضایت نداریم  اولا چون تا این لحظه بنده انتخاب نشده ام در ثانی معیار غلط است  معلم نمونه معلمی است که خوب بتواند درس بدهد  این که یکی زیاد دوره دیده ا ست معلوم  است که رئیس بوده توانسته بدون دغدغه  در تمام کلاسهای ضمن خدمت شرکت کند و سمینار برود. قطعا شخصی بوده که مسافر کشی نمی کرده است .  یا نمیدانم یکی کلیه اهدا کند  به درد دانش اموز فقیر بخورد که  اینها کار انسانی کرده اند  و در روز انسانیت (اگر چنین روز نداریم پیشنهاد میکنم  داشته باشیم ) باید مورد تقدیر قرار بگیرد نه در روز معلم.معلم خوب معلمی است که بتواند خوب درس بدهد و استعدادهای نهفته دانش اموز را  پیدا و شکوفا بکند  خدا وکیلی اینها ی که در این سالهای اخیر نمونه شده اند  دو ساعت میتوانند در مدرسه که من دانش اموز ان باشم درس بگویند و نفرین نکنند .

اگر میتوانند پس خدا وکیلی نمونه هستند .

مصاحبه کننده : معیار انتخاب مدیران در اموزش و پرورش چیست

ماغازا : معیار خاصی ندارد مثل همه ادرات معلمی که نتواند درس بگوید میکنند مسئول ازمایشگاه و بعد هم اتنقدری میاید پیش مدیرمی نشیند که چشم مدیر را می کیرد  میشود معاون بعد هم  زیر ابی مدیر رامیزند  میشود مدیر البته همه اینطوری نتستند چهل درصد  یا کمتر بقیه که خدایش مدیر هستن ذاتا.  در مورد مدیریت منطقه و ناحیه هم که باید اشنای  نماینده داشته باشی  . یک چیزی هم که اخیرا مد شده فامیل پروری است مثلا اگر بامعاون وزیر پیوند خویشاندی (سببی) داشته باشی میشوی رئیس سازمان یا حتی بیشتر از ان  اگر فامیل  وزیر یا معاون اول یا خود رئیس  جمهوری شدی میشوی وزیر  البته خیال بد نکنید که چون اینها فامیل مقامات هستند میشوند مدیر نه بلکه چون بزرگان از اینها شناخت دارند و به غیر اینها کسی را نمی شناسند  اینها را میکنند مدیر . اصلا اقا مصاحبه گر  قرار نبود سئوال سیاسی بپرسی  حوزه ما اموزشی است از انها بپرس

مصاحبه کننده : چرا چند سال پیش معاونت اموزشی را دوشاخه کردند

ماغازا : برای بهبود  وضعیت اموزش

مصاحبه کننده : پس چرا چند سال بعد ادغام کردندو چند سال بعدش هم دوباره  دو شاخه کردنند  و حالا هم  دوبار میخواهند ادغام  کنند

ماغازا : اینها همش به خاطر بهبود کیفیت اموزشی بوده  نمیشود جلو کیفیت را به این بهانه که قبلا کیفیت داده اند گرفت

مصاحبه کننده : اگر یک بار دیگر فرصت انتخاب شغل را به شما بدهند باز هم حاضر به انتخاب  شغل معلمی هستید

ماغازا : ای دختر کابلی من یه ایرانی هستم (با اواز بخوانید )

بقیه مصاحبه با جناب خودمان به علت تمام شدن باطری ضبط وصوت مقدور نشد

یک مطلب جدی از یک طنزنویس

بیشترین  لذت زندگیم را از نوشتن می برم نوشتنی که آغاز ان با یک معلم بود  . معلمی که میدانست من شاید بتوانم بنویسم

اگر یک روز شما هم از خواندن نوشته های من لذت بردید و  شاد شدید بدانید  ان شادی را مدیون معلمی  هستید.به نام روانشاد

علی الفت دبیر  ادبیات