ناصر الدين شاه و دانشگاه ازاد اسلامي

براي تماشاي حوريان بهشت  از پشت شيشه جهنم سوي مرز شيشه اي  رفته بوديم . كه روح يكي از نوادگان به حضورمان شرفياب شد بسيار نارحت بود . فرموديم به عرضمان برساند كه چه  مركش است . اهي كشيد و گفت قبله عالم به سلامت  درسخوان الدوله از دانشگاه ازاد اسلامي قبول شده است فرموديم قبول شدن كه خوب است در همه امورات به عرض رسانيد كه اين نوع قبول شدن پدر ادم را در مياورد. بعد هم زد زير كريه كه من از كجا شهريه درسخوان الدوله را بدهم . گفتيم شما با ان همه حشم وخدم و باغ و باغات و ملك و دارائي كه از ما  به شما ارث رسيده نمنيتواند از عهده پرداخت شهريه بر ايد. اي خاك بر سرت مگر شهريه دانشگاه ازاد چقدر است . به عرضمان رسانيد شما كه شاه بابا بوديد  هم اگر دو نفر دانشجو در دانشگاه ازاد داشتيد مقروض دولت روسيه ميشد چون خزانه شما كفاف نميداد . خيلي از كارخانه داران خيلي از ملكان به همين جهت ورشكست شدند و در حال حاضر به شغل فاخر سائلي مشغول هستند و حتي از نظر سياسي وقتي بخواهند كسي را از گردون حذف كنند كاري ميكنند كه فرزندش در دانشگاه ازاد قبول شود نتواند شهريه بپردازد و برود از ابروي سياسي خود مايه بگذارد براي تخفيف شهريه و وام دار سياسيون  دانشگاه ازاد بشود .

فرموديم مگر شهريه اين دانشگاه چند تومان است عرض كرد نتيجه حضرتعالي فني قبول شده اند ترمي دو ونيم ميليون تومان . نفسم بند امد فرموديم چه خبر است  ما با صد هزار تومان يكسال امورات مملكت را رفع ميگرديم . بخواهند انشتين هم بسازند اين مبلغ نميشود . به عرضمان رسانيد كه تورم است با دو نيم نميشود يك اپارتمان هم اجاره كرد چه برسد به اينكه بتوان مملكت را اداره كرد فرموديم اين طرح اقتصادي رئيس جمهورتان به كجا انجاميد هنوز متحول نشده ايد اگر متحول بشويد شايد شهريه هم پائين بيايد . به عرضمان رسانيد كه متحول شدن ماند براي شش ماه دوم تازه دانشگاه ازاد كه وابسته به دولت نيست . سه سال است كه رئيس جمهور نتوانسته دو ريال از اين دانشگاه براي دانشجويان تخفييف بگيرد . فرموديم پس چكونه اداره ميشود به عرضمان رسانيد هيت امنا دارد كه هر كدام  براي خودشان شاه هستند. فرموديم  وزير ندارد به عرضمان رسانيد خير گفتيم عين حكومت وايتكان در داخل ايتاليا يا حكومت خود گردون فلسطين است  به عرض رسانيد قدرتش از اينها بيشتر است .خوشمان امد كه رئيس اين دانشگاه را ببينيم نوه به عرضمان رسانيد كه رئيس را نميتوان ديد وقت نميدهد گفتم اينقدر مهم است گفت بله گفتيم اين قدرت از كجا حاصل شده عرض كرد از پول همين مردم كه نصف بيشتر مردم نصف بيشتر در امد خود را به دانشگاه ازاد تقديم ميكنند . فرموديم نگران نباش برايت تخفيف مي گيريم حال اين نتيجه پدر سوخته ما كجا قبول شده است به عرضمان رسانيد واحد تبريز فرموديم به به احسنت  تبريز شهر خودمان  به عرضمان رساند شما هم هزار چهره را ديده ايد اخم كرديم به خودش امد كه نبايد با شاه شوخي كرد . بعد هم فرموديم برورد نگران نباشد .

امديم اين دنيا سراغ واحد تبريز را گرفتيم ادرس دادند در پشت كوهي اداره دارد به نوكر فرموديم اينكه ميگويند يارو از پشت گوه امده بد است اينها چرا رفتند پشت كوه نوكر كه ليسانسه دانشكاه ازاد دارد به عرضمان رسانيد براي استتار طبيعي كه اگر اقدام نظامي بشود عليه دانشكاه ازاد  از خود دفاع كند . فرموديم حمله نظامي براي چه به عرضمان رسانيد كه تنها احتمالي كه داده ميشود به دانشگاه ازاد نفوذ كرد حمله نظامي يا كودتاي نظامي است و تازه كوه ها قيمتي ندارد اينها را مفت از دولت كرفته اند.بعد از طي مسيري رسيديم به پشت كوه  ساختمانها رفيع داشت از نگهبان سراغ رئيس دانشگاه را كرفتيم . نشان داد بعد هم پرسيد كه از گروه هاي نمايشي هستيم فهميدم به خاطر لباس است فرموديم توريست هستيم عرض كرد از كدام كشور فرموديم از برزخ اندنيا با خودش تكرر كرد برزخ اندونيا حتما اين هم از كشورهاي است كه متكي مانند كينه بوسو تازه كشف كرده .

به دفتر رئيس رسيديم . يكي عين ني قلم انجا بود و دائم در حال حركت فرموديم رئيس هست به عرضمان رسانيد وقت قبلي داريد فرموديم وقت براي چه عرض كرد براي ديدار بايد وقت بگيريد فرموديم كه مگر اينجا گرمابه كلابي است كه وقت بگيريم و صدايمان را بلندتر كرديم و فرموديم هست يا نه به عرضمان رسانيد ببخشيد شما فرموديم ناصر الدين شاه .به عرضمان رسانيد كه بفرمايد جلوس كنيد تا به اطلاع ايشان برسانيم . ورد اتاق شد در نيم باز بود گفت يك نفر ادم انش (معادل فارسي ندارد ) امده ميگويد با شما كار دارد گفت اسمش چيست گفت ميگويد ناصر الدين شاه گفت عجب فاميلي مسخرهاي دارد بفرست بيايد داخل ببينم چه ميخواهد

وارد شديم مردي بود نمكين  دوزلي كمي چاق و كوتاه قدتر از ما ياد ناپلئون افتاديم  زير چشمي نگاه كرد متوجه ما شد و انتظار داشت ما سلام كنيم صرفه كرديم نيمه خيز شد و يا ا... گفت و تعارف كرد جلوس كرديم به عرضمان رسانيد فرمايش امرتان . ديديم رعيت خوبي است اينكار ميداند كه ما شاهيم كه عرض ميكند  امر فرموديم امرمان اين است نيتجه همايوني شما را مفخر كرده است كه در دانشگاه شما تحصيل نمايد علوم فني را از قدر مالي مشكل دارد . خواستيم شهريه را به  ما ببخشيد يا تخفيف كلي بدهيد .سرش را بلند كرد و عرض نمود شما فرموديم رسم اين است كه اول رعيت خود را معرفي ميكند بعد بزرك قوم اسم و فاميل و اهليت  اول خواست طفره برود  دست گذاشتيم روي شمشير ناصري  زبان باز كرد كه عزيز جوان پور هستم از اهالي تبريز فرموديم پس چرا لهجه داريد . گفت از بستان اباديم فرموديم از رعيت هاي كامران ميرزا گفت بله(حالت تعجب ) گفتم هيچ گفت حضرتعالي فرموديم ناصرالدين شاه قاجار . عرض كرد ناصرالدين شاه قاجار فرموديم بله  عرض كرد قبله عالم به سلامت شما الان بايد جهنم باشيد اينجا چكار ميكنيد فرموديم همان كه امر كرديم براي تخفيف  امديم .يواشگي پرسيد واقعا شما ناصر الدين شاه هستيد فرموديم شاه يكبار يك حرف را ميزند . تخفيف چه شد به عرضمان رسانيد كه تخفيف ميدهيم ما براي  فرزندان و وابستگان رده بالاي مملكت يك رديفي داريم از انجا يك كاري ميكنيم . فرموديم مطمئن باشم عرض كرد بله  فرموديم مرخصي ما تمام ميشود برويم برزخ عرض كرد خدا نكه دارتان خارج شديم به نوكر فرموديم دوزله اوغلاندر هر كه ميگويد دانشگاه ازاد حساب كتاب ندارد بدهيد من بعد فلك كنند و ميبينيد كه انها جايگاه همه را خوب ميدانند .

                                                                      امضا .ناصر الدين شاه