زنگ شیر و سخنرانی قرا
زنگ شیر و سخنرانی قرا
ما دو تا مشکل عمده در مدارس بخصوص ودر ادارات به طور عموم داریم . اول اینکه در سالهای اخیر مد شده برای هر چیزی یک زنگ داشته باشیم مثلا روز جهانی کفتر بازان زنگ کفتر بازی داریم زنگ زلزله زنگ آب معدنی زنگ کوفته تبریزی وامثالهم که شاید این اصلا عیب نباشدیک زنگی بزنند و تمام بشود و دانش آموز برود سر درس ومشق اما اینگونه نیست زنگ میزند ومشکل دوم از این جا بوجود میاید که حتما باید در این موضوع سخنرانی هم بشود. آن هم نه یوسط یک خطیب بلکه مسئول ان دستگاه که اغلب هم از استعداد خطیب بودن محرم هستند. بیچاره مسئوالین روابط عمومی که باید سخنرانی را پیاده و به چاپ برساند خر بیار باقلی بار کن واقعا سخت است من خودم خیلی مواقع متن سخنرانی را نه از نوار بلکه از دل خودم پیاده می کردم و می نوشتم وبه تائید مسئول میرساندم . برای اینکه بیشتر متوجه عرایض بنده بشود توجهتان را به مستند سخنرانی که در یکشنبه روز زنگ شیر اتفاق افتاده جلب میکنم .
یک مدرسه در تبریز زنگ توزیع شیر به صدا در میاید بچه های ابتدائی را در حیاط مدرسه زیر افتاب جمع کرده اند (اکثر مدارس ما سالن سخنرانی ندارند )
مسئول(این مسئول میتواند از مسئولین آموزش وپرورش باشد یا از مسئولین شهر مانند شهردار و فرماندار و استاندار و امثالهم ) که خواب مانده بود ان روز دیر کرده رئیس دفتر به مسئول تلفن میکند اقا قرار بود امروز بروید فلان مدرسه زنگ شیر را بزنید .ماشین مسئول دور میزندبه طرف مدرسه
مدیر مدرسه از امدن مسئول خیلی خوشحال میشود .مسئول پشت تریبون قرار میکیرد و سخنرانی میکند
بچه های عزیز سلام من امروز میخواهم در مورد یک مطلب بسیار مهم برایتان حرف بزنم ان هم در مورد وکیل الرعیا(از گفتن سلطان ابا دارد )جنگل شیر(بچه ها میخندند )شیر یک حیوان بسیار خوب و دوست داشتنی است که فایده فروان دارد از پوست ان چرم درست میکنند از شیر ان کره (اینکه مال گاوه) من به معاونین ام سپرده ام که چند تا شیر از (مدیر یک نامه روی تربیون میگذارد اما مسئول اعتنا نمیکند و ادامه میدهد )بله داشتم عرض میکردم سپردم چند تا شیر بخرند بیاورند از این شیرهای افریقائی اخر میداند شیر افریقائی به دلیل سیاه بودن با مزه تر هم است . ما خودمان هم شیر داشتیم البته الان هم داریم از نوع ادمی دیدید کشتی گیر ما مثل شیر امریکائی را سی ثانیه در پل نگه داشت.(ار الزامات سخنرانی تاخت به امریکا)
مدیر یک نامه دیگر میدهد و گوش مسئول هم چیزی میگوید مسئول نگاه به تکه کاغذ میکند و کمی سرخ میشود و ادامه میدهد مثل اینکه زنگ این شیر هفته بعدی است من یک کار گروه تشکیل دادم به پرورش شیر بپردازند که مطلبش امروز نیست و اما مسئله امروز شیر است ما چند نوع شیر داریم شیرگاوی که ازگاو به عمل میاید شیر بزی که از بز به عمل میاید شیر گوسفندی که از گوسفند به عمل میاید در گذشته شیر شتر هم داشتیم که از شتر به عمل میامداما امروز نداریم یک شیر هم داریم که شیر مرغ است که در عطاریها(بچه ها میخندند) مسئول با ناراحتی میگوید باور ندارید خود سید عطار به من گفت در عطاری او از جون ادمیزاد تا شیر مرغ پیدا میشود. یک شیر هم داریم پاستوریزه که از که از که از کارخانه به عمل میاید که خیلی هم خوش مزه است از شیر کره درست میکنند والخ
بخش سئوالات مسئول میگوید یکی پرسیده که شیرهای مدرسه (برمیگردد از مدیر می پرسد مگر شما توی مدسه شیر دارید مدیر یواشکی میگوید منظورشان شیر آب است ) بله شیر آب مدرسه خراب است خوب مدیر محترم در این مورد یک کار گروه(مد سخنرانی ) تشکیل بدهید مسئله را بررسی کنید مدیر باز یواشکی دم گوش مسئول میگوید لاستیک میخواهند قربان بله لاستیک میخواهد برخی از شیرها لاستیک میخواهند. این سخنرانی ما هم به قول داستان سعدی شد شیر تو شیر مدیر در دلش میگوید ان مال مولوی است. بچه ها صلوت میفرستند و به کلاس میروند
معلم سر کلاس غر میزند که ان از رمضان که یک ساعت کم داشتیم این هم از دم به دم زنگ فلان و بهمان کلی عقب ماندیم به خدا
دوم:عروسک های مستحجن
حاجی از مذهبی دو اتشه است و از مشتریها ماغازا وارد میشود و سلام میکند
عرض میکنم علیک چه شده می فرماید این همه سال تو شاهد بودی نگذاشتم سی دی و ویدئو و ماهواره وارد خانه ام بشود اما چه فایده که ندانسته معصیت کردم برای این دخترک چند تا از این عروسک های ب ب (این را بعدا توضیح میدهم )خریدم .از کودکی ان کوبیده به دیوار اتاقش. نگو که این حرام بوده . من نمی دانستم عرض کردم عروسک حرام است فرمود دیشب یک برنامه در مورد عروسک ایرانی و خارجی نشان میداد صورت این عروسک های ب-ب را مشبک کرده بود. مشبک کردن دلیل بر حرمت ان چیز است مگر نه ؟عرض کردم بنده هم ان گزارش را دیدم اینگونه کارهای عجیب و غریب از صدا وسیما بعید نیست خیلی از چیزها است که به نظر این سازمان خود مخنتار محترم برای ایرانیان داخل حرام است اما توی شبکه سحر وپارس و ..ازاد عروسک که حرمت ندارد حاج اقا بعد هم کلی توضیح در مورد سیاست های غلط سیما تا اینکهرخسار حاجی به حال خود برگشت. عرض کردم این جریان ب-ب چیست فرمود این مفسدین اقتصادی را هم مشبک نشان میدهند و بعد هم میگویند اقای م- نون گفتم این هم مثل انهاست به جای عروسک باربی گفتم ب-ب
رمضان اگر شصت روز بود
این را پرسید و من هم خیلی دری وری گفتم که ال میشود و بل گفت نه اگر شصت روز بود کارگردانهای سریال های تلویزیونی بد بخت میشدند مجبور بودند یک موضوع پنج قسمت را به جای سی قسمت شصت قسمت کش بدهند. بعد هم گفت ای کاش سال بعد رمضان هر شبکه دو تا سریال داشته باشد سریال اول تا میلاد امام حسن(ع) تمام بشود بعد هم سریال دوم بعد از ایام شهادت پخش شود حسن این کار این است که کار گردانان آن وقت مجبور نمی شوند بدون دلیل در ایام شهادت حتما یک تصادف ولو ساختکی و یک نفر ضربه مغزی و یک نفر در کما داشته باشند ؟