ناصرالدین شاه و مرغ
ناصرالدین شاه و مرغ
در جهنم جلوس فرموده بودیم .که ناگهان به کله مبارکمان خطور کرد که برای ناهار ران مرغی را به دندان بکشیم. زنگ زدیم یکی از چاکران خدمت رسید دستور فرمودیم که به آشپز خانه جهنم برود و سفارش یک مرغ درسته را بدهد به جناب اشپز باشی .
رفت برگشت به عرضمان رسانید که جناب آشپز باشی فرمودند به عرض برسانم قبله عالم از قیمت مرغ خبر ندارند با این بودجه کمی که مسئولین اقتصادی جهنم در اختیار ما گذاشته نمیشود جوجه هم خرید . امر کردیم به چاکر که بگوید قیمت یک دانه مرغ به چند قران است عرض کرد اولا قران زمان شما رایج بوده الان تومان است ودر ثانی قمت به کیلو است نه دانه و هر کیلو مرغ بیش از سه هزار تومان می باشد . تعجب فرمودیم سه هزار تومان، خرج یک ساله مملکت در دوران ما یانصد تومان هم نمی شد . فرمودیم گفتیدقیمت مرغ به کیلو است در زمان ما به عدد میفروختند عرض کرد ما که سالهاست مرغ تناول نکرده ایم اما روی خط فقریها می گویند کیلوئی حساب میکنند . فرمودم از طرف ما امر کنید یک مرغ و یا خروس یاسخ گو و مسئول مرغ مملکت را بیاوردند ببینم این چه وضعش است . یک دانه مرغ هفت هزار تومان کارمند بیچاره چه بخورد .
ساعتی طول کشید که چاکر امد . و گفت چند نفری را اورده ایم فرمودیم طول کشید عرض کرد مسئول پاسخ گو پیدا نمی کردیم فرمودیم اینهای که ا مدند مسئولیت دارند عرض کرد بله فرمودیم اجازه دخول بدهید شرفیاب شوند .
داخل شدند یک مرغ امده بود سفید پر فرمودیم شما مرغ هستید یا فرشته مرغ. عرض کرد من مرغم فرمودیم پس چرا سفید هستید مانند فرشتگان فرمود نژاد ما اینگونه است فرمودیم زمان ما مرغها خوشرنگ تر بودند . بعد هم چهره عبوس کردیم که که تو چه هستی که قیمتت را این همه بالا می بری خجالت نمی کشی طلا هستی یا فیروزه. عرض کرد قبله عالم به سلامت ما که کاریی نیستیم ما محصول هستیم . این مسئولین هستند که روی ما قیمت میگذارند اتحادیه، جهاد سازندگی، وزیر بازرگانی. فرمودیم تو این همه صاحب داری معلوم است که قیمتت روز به روز بالا میرود .
سپس اشاره کردیم یکی از انها که با مرغ آمده بودند حرف بزند خودش را سخنگوی جهاد معرفی کرد و بلافاصله به عرضمان رسانید که فدایتان افزایش قیمت مرغ در این چند روزاخیر مسئله روانی است و الا قیمت حقیقی مرغ همان دو هزار هفتصد تومان است که ما با ارائه مرغ منجمد توسط مابازار به حال عادی باز میگردد . فرمودیم اولا مرغ منجمد چه صیغه ای است آن را هم میشود خورد . در ثانی شما فکر میکنید دو هزار هفتصد تومان قیمت مناسبی است چاکر ما روی خط فقر جهنم است یک سالی میشود که مرغ نخورده است .ثالثا روانی بودن یعنی چه مردم با دیدن مرغ دیوان می شوند میزند قفسه مرغ را می شکنند و مرغ فرار می کند که قیمتش بالا میرود .با دیدن مرغ شیدا و واله میشوند و هوش از سر می برند .
یکی نایلون دستش بود یک چیز در آورد نشانم داد گفت این مرغ منجمد است دیدم یک مرغ است لخت و عریان بدون پر فرمودیم بگذارید درون نایلون بماند الان ماموران جهنم گیر میدهند که ناصرالدین شاه به مرغ مستهجن نگاه کرد یا انرا دست مالی کرد. عکسمان میرود روی سایت رسوای جهان میشوم .عرض کرد حساسیت به خرج ندهید همه مرغهای مغازه ها پر کنده هستند . چه اشکال دارد؟ فرمودیم همین شکلی هستند. با اشاره بله را رساند فرمودیم ما که پیر مرد هستیم با دیدن این مرغ عریان یک جورمان شد جوان چه کند حال هم که هیچ تفریح ندارد. عرض کرد این مرغ که ملاحظه کردید با این کیفت ما در تعاونی ها میدهیم سه هزار تومان کمی کمتر مردم به دلیل ماه مبارک رمضان است که هول کرده اند والا ما مرغ ذخیره فروان داریم . فرمودیم رمضان چه ربطی دارد به مصرف مرغ دارد . مرغ بیچاره عرض کرد ماه رمضان مردم بیشتر مرغ میخورند و مهمانی میدهند با مرغ، ماه رمضان قتل عام می شویم قبله عالم به داد ما برس . فرمودیم زما ن ما رمضان مصرف خوراکی کم می شد مردم روزه بودند چیزی نمی خوردند اما انگاری مدل عوض شده ماه رمضان بخور بخور است مرغ بیچاره گفت چند ساعتی روزه هستند عوضش بعد افطاری ده برابر روزهای معمول میخورند. فرمودیم اینکه نمیشود روزه گرفتن ،بعد هم از موضوع رمضان خارج شدیم فرمودیم شما مسئولین میدانید که هرساله ماه شعبان تقاضای مرغ افزایش پیدا میکند چرا یک ماه مانده عرضه را زیاد نمی کنید مسئول فرمود این را از اتحادیه بپرسید که میگوید آنوقت ضرر میکنیم فرمودیم این آقای اتحادیه آمده است گفتند که اتحادیه نام یک نفر نیست نام چندین نفر است فرمودیم یکی توضیح بدهد یکی آمد تعظیم کرد خودش را نماینده اتحادیه معرفی کرد و صغرا کبری کرد که دانه گران است و نمیدانم وضع مرغداری این است وشله وشوربا آخر سر هم گفت اگر قبله عالم بخواهند میتوانند برای خرید مرغ با ما قرار داد ببنند. فرمودیم ضرر میکنید مرغداریها را تعطیل کنید شما به فکر مردم هستید یا مرغ. مسئول بازرگانی گفت نمیشود ان وقت با بحران مرغ روبرو می شویم . رو کردیم به مرغ گفتیم تو نمیتوانی تولید را ببری بالا ماهی چهل و ینجاه تا جوجه ،من شما خانمها را میشناسم اگر بخواهید میتوانید. عرض کرد من گوشتی هستم مجاز به تخم گذاری نیستم . فرمودیم یعنی شما تخم نمی گذارید پس معنی مادر شدن را چگونه می فهمید . همهمه ای شد نطرها دادند .از میان نطرها فهمیدیم که مشکل کجاست مرغیکه باید تخم کند نمی کند
در حال کوش کردن به بحث جدل بودیم که چاکری آمد گوشمان گفت اتحادیه برایمان مرغ فرستاده آشپز هم انرا آماده کرده آب دهانمان را قورت دادیم فرمودم بروید . برای تنظیم بازار مرغ طرح بیاورید. ما هم کارهای مهم مملکتی داریم .