استانداری که می اید
استانداری که میاید
اول: استانداری که رفت
گفت اگر به من بگویند از عملکرد من راضی نیستند می روم . گفتند که از عملکرد تو راضی نیستیم رفت .
حاشیه: خیلی وقت بود که مردم استان از عملکرد او راضی نبودند اما نمی رفت
دوم : استانداری که می اید
بر اساس مفروضات موجود در علم امار و احتمالات ، احتمال به قدرت رسیدن دوباره دولت آقای احمدی نژاد در پرتاب یک سکه پنجاه درصد میباشد (مگر اینکه سکه یک رو بیشتر نداشته باشد ). با قبول این فرض مردی که برای استانداری آذربایجان شرقی میاید (چرا نمی نویسم زن چون در بحث استانداری سکه یک روبشتر ندارد ) میداند که احتمالا شش ماه فرصت دارد که در خدمت خلق ا... آذری باشد . بنابراین مردی که میاید باید داری ویژگی های فراوان باشد از جمله
جمله اول : ترک باشد اصلا نمیشود در عرض شش ماه ترکی یاد گرفت
جمله دوم :اهل ریسک باشد نباید مانند استاندارهای قبلی اهل مسامحه و محافظه کاری باشد شش ماه برای محافظه کار بودن وقت کمی است . باید اهل ریسک و خطر باشد و عابروی سیاسی و موقعثت اجتماعی خود را به خاطر شش ماه به خطر اندازد .جگر داشته باشد تا در این فرصت کم استان را متحول کند
جمله سوم :نه چپ باشد نه راست اگر راست باشد که احتمالا شش ماه حکومت خواهد کرد اگر هم چپ باشد احتمالا اصلا حکومت نکند مردی که میاید باید ذولالجنحین باشد هم این ور قبول کند هم ان ور اگر همچنین شخصی پیدا شد که ادم و عالم قبولش دارند پس مرد با خدای باید باشد مردان خدا به ماه و سال کاری ندارند رضایت حق را شرط میدانند
جمله چهارم : سریع و فرض باشد مانند هفت تیر کش های فیلم های دهه پنجاه ، مرد کند به درد شش ماه نمیخورد . در شش ماه با سرعت مطمئنه که استانداران قبلی حرکت می کردنند میشد یک کیلومتر از اتو بان تبریز زنجان را ساخت ( بر اساس تقسیم اتوبان بر کیلومتر هر شش ماه یک کیلومتر کار شده است ) برای یک کیلومتر هم نباید کسی چنین مسئولیت سنگینی را قبول کند . مردی که میاید علاوه بر اینکه قهرمان دو مارتن باید باشد در دو سرعت هم باید رکورد دار باشد (نباید اهل کنیا باشد )
جمله پنجم : اهل تبریک پذیری نباشد که اگر قرار باشد بنشیند مدیران فوج فوج جهت تهنیت خدمت برسند شش ماه تمام میشود و کاری اغاز نمیشود
جمله ششم :از اول بلد باشد که با مردم راحت حرف بزند و همچنین با مطبوعات که اگر بخواهد تازه یاد بگیرد شش ماه تمام میشود و باید حرف نگفته برود
جمله هفتم : جوان باشد اما با تجربه، پیران زود خسته میشوند و بی تجربگان راه به بی راهه میروند
1) اگر چنین فردی را سراغ دارید به مجمع نمایندگان آذربایجان معرفی کنید
2)برای اینکه مطالب را بهتر بخوانید اول هر کدام از جمله ها از اضافه کنید
نرده ا ا ی نردها
نرده های دور اطراف پارک ها را جمع کردند یک جای گذاشتند دیدن جا می گیرد گفتند بیاوریم وسط خیابان را نرده کشی کنیم امده اند نرده کشی کردند نردها بلند بودند و مردم نمیتوانستند از رویشان بپرند. چرا می پریدند نه برای المپیک اماده نمیشدند مجبور بوند بپرند هیچ راه پیش یوله(راه گربه راه قاچاق) برای عبور نبود که مردم عرض خیابان را طی کنند .نردها را کوتاه کردند (اگر دلیل منطقی برای این کار بوده روابط عمومی شهرداری جواب بدهد ) تا مردم راحت تر از روی ان بپرند
نردها را کشیدند یک عده مغازه و پمپ بنزین ماند انور نردها حال باید چکار کرد (روابط عمومی پاسخ بدهد ) مسیرها را تغییر دادند تا پمپ بنزین ازاد بشود
مردم میگویند نردها فاصله طبقاتی را از هم جدا کرده اند این ور نرده قشر اسیب پذیر(اتوبوس سواران ) انور نرده مرفعین
مردم میگویند ای کاش برای نرده کشی مطالعه بیشتری میشد همین کوتاه و بلند کردنها دلیل بر عدم مزالعه نیست مردم میگویند طرح خوبی است اما ای کاش انور خط پارک سوار بود تا می شد خود رو را پارک کرد و از اتوبوس برای بقیه مسافت استفاده کرد مردم خیلی حرف دارند که نردها مانع هستند که بتوانند بیایند سمت شهرداری و حرفشان را بزنند اخر من پیر مرد مگر دونده اوگاندای هستم که بتوانم از روز مانع بپرم
یکی به من گفت چرا برای نردها طنز نمی نویس گفتم خود نرده زدن وسط خیابان طنز است دیگر مگر نه