نما

یشگاه کتاب تبریز با  طعم ابگوشت

اقا دیده ای  برخی از خارج می ایند از میان ان همه پیتزا و پپرونی وژامبون  و میشل استرف (این یکی را خدایش من نمیدانم چه طعمی دارد )  انگار که فرار کرده باشند می چسبند فقط به دیزی و ابگوشت . حال ما بگویم این بد است که نمیشود اصلا سنت گرای  یک نوع اصول گرائی است گلیم وقتی میزنیم به دیوار خانه یعنی  ما یک چیزی می فهمیم . ما  در اکثر موارد بازگشت داریم همین مکاتب ادبی را ملاحظه بفرماید بازگشت  رئالیسم  نمی دانم در قرن فلان بعد سورئالیسم  اتفاق می افتد اصلا مکتب کلاسیسم  چرا ایجاد شد و معنای ان چیست  مگر اینها بد است که ما ایراد می گیریم نمایشگاه کتاب امسال یاد اور خاطرات  نمایشگاههای دهه اول انقلاب  است. بازگشتی است به گذشته  گذشتهای که یادش به خیر  با برزنت و  گونی غرفه میزدیم و داربست هم البته بود به  جای پارتشن بندی و اینجور قرتی بازیها و  نور هم یک لامپ دویست وات بود که از خانه اورده بودیم  همین.  کتاب هم که هر   کدام میرفتیم  خانه هر چه هر کتابی داشت میاورد یم  برای نمایش و ختم کلام . هنر میخواهد  در زمان بنر بازی با برزنت کاری کنی و غرفه بزنی و روی غرفه هم اعلان کنی  کتب اد بیا ت و هنر خانه ارائی مدرن و محل کار را چگونه تزئین کنیم .

خدایش این نمایشگاه بازگشت است به ان دوره و  طعم ابگوشت را زیر زبان  احساس کردند هم از نظر مکانی هم از نظر کتب که ارائه شده اکثرا  به ترشی هفته بیجار  می ماند که هفت سال  رویش خاک زمان خورده و زنگار زمان گرفته  یا به حراجی بوتیک   در اخر زمستان هر چه اورکت و پلیور است حراج کرده اند که نماند  تو انبار و فصل فصل  استین کوتاه است .

هر که بتواند صد جلد کتاب بتاریخ انتشار سال 87 را در این نمایشگاه  نگاهی به کذشته  پیدا کند من   قول میدهم در همین ستون وزین ماغازا او را به عنوان بزرگترین کتشف  قرن  معرفی کنم .

 واما بعد ا قا چرا گیر دادی  به محل  نمایشگاه میگوید ما نمایشگاه کتاب را بر داریم ببریم جائی که انجا نمایشگاه مد لباس بوده با ان ادم های اجق و وجق که  از ترکیه امده بودند و روم به دیوار به خانم های  ما روژ لب تعارف میکردند در شان کتاب است به جای برود که بوی  بی غیرتی از ان به مشام میرسد  ول کنید  ان محل بی دینی را  قداست کتاب کجا میرود.

 کتاب کهنه باشد یا نواگر اهل ذوق وهنر  باشی  ارزش دارد که بخری  اهل مطالعه هم نباشی ارزش دارد کتاب بخری یک روز به دردت میخورد   .کتاب تنها برای خواندن که نیست کاربردها فروانی دارد. که یکی را شما میدانید مقال زیر از کتاب فی بهور کتب اندر فوایدالمکرر نوشته حقیر   بر گزیده شده به مناسبت نمایشگاه کتاب کلاسیک  تبریز  و  وا داشتن مردم به خرید کتاب تقدیم میگردد .....

مقدمه

رجال مومن واقف اند به این مهم که زنبور را بهره تنها به عسل نیست. بل نیش زنبور هم برای ارتوروز درمان است یعنی کاربرد دارد .بال ان مهر مه رویان ژولیده کاذب(ژولیده کون در اصل ژولیده نیستند بلکه شبه به ان خود میسازند ) است از برای جلو گیری از امر نامیمون طلاق که ذم  ان بسیار است در پیش اهل معرفت و دانائی  .یک بهره اشکار است و ده بهره مسطتیر. در امر کتاب هم یک فایده ان خواندن است وانباشت ان در ذهن   اما فواید مسطتتر فراوان دارد  به شرح ذیل

اول : محل پز(اقا پز کدام است  دهان را غنچه کن و بعد بخوان ) است هر چه کتاب فروان باشد در باب المنزل نشانه است بر درایت صاحب خانه  دانشجویان اهم از ملی غیر انتفاعی و ازاد و در غل و زنجیر همه به اتفاق استاد را که کتاب فروان داشته باشد ولو سواد کم  قبول دارند . مایه فخر است اگر طاقچه خانه (دکور )صد جلد کتاب به رنگ ابی داشته باشی که  ترام  ان به نارنجی برسد و اگر سایه پلاک همسر  رویم به دیوار با ان دکور هم خوان باشد که احسنت و ایواله  ایضا در مصاحبه جام جم(تلویزیون ) بهتر است  در روبرور یا پشت سر مدیر کل ومسئول  چند جلد کتاب باشد که او را فاخر گرداند در نظر بینده صد البته که اگر به رسم الخط عرب باشد یا لاتین بهره ان وافر

 دوم : یک سرمایه است برا اهل علم که هنگام گرسنگی چند جلد انرا  با اشک و اه برساند به کتابفروشی های پشت مصلی و با ان چند قرص نان لواش خرند با یک حلوای شکری و شب به سحر کند که خدا کریم است که اهل کریمی پیدا شود و اهل فرهنگ را نجات دهد از  فوت به جهت تحلیل قوا و ضعف عمومی عارض از کم غذائی

سوم .خدا رحمت کند ادیسون را که لامپ را ساخت از نوشته های ابن خلدون(ان حرفها عادت است جدی نگیرید ) اما اگر کاری میکرد که لامپ به جای سقف مانند فرش پهن میشد  به کف لازم نبود برای تعویض لامپ چند جلد کتاب قطور مانند گلستان و شاهنامه و قصه هزار شب را روی هم انباشت کنی  که میخواهی لامپ عوض کنی

چهارم : با این اوضاع مصرف سوخت  و کمبود ان اگردر  زمستان گاز نبود و برق هم که  از حالا نیست و نفت هم که قرار نیست باشد اگر احتیاج شد به سوخت دیگر  که جان نجات بدهد  کتاب بهترن منبع است برای تولید انرزی گرمایی در بخاری سرخابی یا هیزم سوز   

پنجم یک گاو صنوق که لای ان از بنجوق ساختمان تا قبوض اب وبرق و مهم نوشته جات را توان غایب کردنند از دست اغیار و به هنگام جوانی یک صندوقچه است برای اسرار عاشقانه انچه نگا شته شده اما به دست نرسیده

ششم : کار لبو فروش سبزی فروش و باقلا فروش تخمه فروش  بی کتاب و روزنامه کلهم تعطیل است. در کتاب الطعم مجذوب فی لب لبوی  خوی  نوشته چغندر زاده اورده شده که برای شیرین بشتر لبو بهتر است ان را در لای کاغذی بیپیچیم  که مزین باشد به شعر حافظ یا روزنامه ای که در ان  ستونی باشد به نامه ماغازا که در مورد اخیر لبو شیرین تر از قند فریمان شودو از عسل سبلان  .