رازهای مخوف سرزمین من

هر کسی درسینه  خود رازی دارد . هر خانواده هم برای خود رازی دارد و هر گروه هم ایضا و کاها در دل یک شهر رازهای نهفته است که  ان شهر را مرموز میکند و شاید ان را جذب و دیدنی شهر من تبریز شهر هزار راز است . این کهن شهر در دل خود رازهای دارد که هرگز کسی بر سر  ان  واقف نشده است برخی از رازهای این شهر  مخوف تر و مرموزتر از رازهای اهرام ثلاثه مصر است .  و هنوز کسی قادر به حل معما های پیچده ان نشده (هنگامی که تنها هستید یا سن شما کمتر از چهارده سال است این متن را نخوانید )

راز اول موجودی خبیث که سالی دو بار نفس می کشد  :شهرک مدرن باغمیشه روبروی اتش نشانی  ایستگاه اتوبوس  هشت سال است که هر سال  سالی دو بار انجا توسط نمی دانم شهرداری  یا اداره  اب یا یک گروه فوق سری حفاری میشود و پس از چند روز بدون اینکه کاری  صورت بکیرد  روی انجا را پوشاند و اسفالت می کنند . من نمی دانم انجا چه رازی نهفته شده که هرسال  سالی دو بارانجا کنده میشود.شاید انجا  موجودی زندگی میکند که سالانه دو بارنیاز  به هوای بیرون  داشته باشد  و اگر این هوا به او نرسد او  از  زمین بیرون بیاید   

 راز دوم  کد اطلاعاتی  :  راز سیاسی من نمی دانم چه حکمتی در این سخن است که تمام استانداران استان در اولین مصاحبه مطبوعاتی  خود اعلام میکنند که وابسته به هیچ حزب و گروهی نیستند  و وام دار هیچ کسی نمی باشند . ولی عجیب است افرادی که دور انها جمع میشوند فقط از یک حزب و گروه میباشند. دکتر سبحان اللهی ، مهندس معمار زاده و دکتر بیکی  این حرف را  در اولین مصاحبه فرمودند  شاید این حرف یک نوع کد امنتتی باشد برای شروع کار که باید به مرکز ارسال شود شاید اگر نکویند حکمشان لغو شود    

راز سوم  کارگرانی از جنس مردان نامرئی : سالهاست که ارک را داربست زده اند وبه ظاهر  کارگاهی است برای مرمت  اما هرکزدر محوطه  کارگری دیده نمیشود . همچنان پل معرف سعد اباد در کیلومتر 30 جاده تبریز تهران که سالی ده ماه بسته میشود به بهانه تعمیر   شاید پیمانگار این پرو ژه ها از کرات دیگر باشند که به چشم ما نمی ایند  و شاید از اجنه

راز چهارم ساختمان زیر ساختمان  : من نمیدانم چه رازی است در اتمام پروژه مجتمع سنمائی یکی میگفت  ان زمان که کلنک زنی میکردند من ازداوج نکرده بودم اما امروز عروس پسرم است .

شاید مجتمع سینمائی که ساخته میشود زیر ساختمان  بیرونی  باشد  ا و کارکران انجا مشغول هستند(این مجتمع هر سال بودجه جذب میکند) ویک هو از  زیر زمین در خواهد امد   

 

راز پنجم   تخم قوقنوس : بازار بزرک چرم تبریز که هر سال ماه رمضان اتش میگیرد  شاید ققنوس انجا تخم میگذارد (درمورد راز بازار چرم تبریز من مفطل نوشتم به وبلاک مراجعه کنید )

رازششم لوله های محکم کننده اسفالت  : من نم دانم چه رازی در این کار است که بعد اسفالت خیابان دو روز بعد انرا را می کنند و لوله گذاری میکنند شاید اینکار برای دوام اسفالت باشد  وشاید به این دلیل است که اسفالتهای ما چهل تکه باشند  تا کسی نظر نزند

راز هفتم  بشکه انفجاری   : من نمی دانم چه رازی در بشکه وسط خیابان ایدلی است که  چهار ماه است که کس به ان دست نمی زند نه شهرداری نه مردم شاید ان بشکه یک بشکه انفجاری باشد شاید

راز ششم تبلیغات برای نا یافتنی ها (راز ملی ):شیر کمبود است چه رازی برای تبلیغ ان در صدا وسیا است

واما یک راز ملی وفرا استانی مهم  من نمی دانم چه رازی در  رای  اعتماد به وزرای آقای  احمدی نژاد نهفته است که بعد دو ماه همان کسانی که  رای اعتماد داده اند وزیر را استیضاح میکنند مانند وزیر اموزش و پرورش و ماجرای  وزیر کشور  شاید هنگام دادن رای اعتماد  یک نیروی خارق العاده نمایندگان را مسخ میکند که چشم بر روی حقایق  می بنند ند و بعد از اتمام اثر بخش  این نیرو به خود امده و میبیند که کار از کار گذشته است  شاید .

راستی نمیشود برای این وزیر محترم از دانشگاه ازاد یک مدرک دکترا جور کرد  وزراتخانه حاضر است بهایش را بپردازد

به علت ذیق وقت برخی از رازها را برایتان تیتر میکنم  راز نیامدن رئیس جمهور و تمدید ماه به ماه ان  راز افتتاح نکردن اتوبان  پیامبر اعظم،  راز  مردانی که همیشه مدیر هستند، راز  نردهای خیابان  راز  اتوبوسهای فرسود راز تیم تراکتور سازی  راز خرس که در دانشکاه ازاد مردان مرد اما حاضر به پرداخت شهریه نشد .راز پل عظیم جثه روبروی دانشگاه  راز صدور برق به  نخجوان  راز نقاط کور شهر تبریز برای دریافت  تصویر تلوثزیون در عصر ارتباطاعات  راز ساخته شدن سریالهای که کسی تا به حال مفهوم انر  را درک نکرده راز سهام داران شرکت طوبی و هزاران راز دیگر

 لباس فرم دانشجوئی

رئیس دانشگاه تهران افاضه فرمودند که طرح داده اند مامان  کل  نبات و ان این است که لباس فرم برای دانشجویان  تهیه شود و الزام شوند دانشجویان  به پوشیدن ان   حالا داشته باشید مخلفتهای که با این طرح خواهد شد. اما ماغازا معتقد است به چند دلیل این طرح خوبی است

یکم :اگر دانشجوی در اتوبوس شلو غی کرد و حرف بی ربط زد میتوان از روی  رنک یونیفرم  دانشگاه او را شناسی کرد و به معاون دانشجوئی دانشگاه شکایت او را  کرد

دویم : سربازو بقال و راننده و پزشک ومهندس  غیره  نمی توانند سرشان را پائین انداخته  بروند داخل دانشگاه

سه یم :هیچ کس دیگر قادر به این نخواهد بود که دروغگی بگوید من فارغ التحیصل مثلا دانشگاه امیر کبیر هستم برای اثبا ت باید یونیفرم دوران دانشجوئی را رو کند  این موضوع سیاس نیست در مورد ازدواج هم صادق است 

چهارم :با پوشیدن این لباس  دانشجو احساس دانشجوبودن میکند و  دنبال کتاب و درس و مدرسه(همان دانشگاه ) خواهد بود نه دنبال پارتی و بنک و کراک (همه را نمی گویم یک درصد دانشجونما را عرض میکنم که انشا ..اصلاح شوند با این طرح )

پنجم و اخری : از همه مهم تر دیگر لباس شخصی در دانشگاه نداریم تا در جریانات معمول دانشجوئی  قاطی دانشجویان شده  و جریان معمول را به یک معزل اجتماعی تبدیل کنند

این یکی هم هست : با پوشیدن لباس فرم  معاونین دانشگاها  خواهند فهمید که این فرد  دانشجو  است نباید به بهانه  ترساندن از شورای انظباطی  او را وادار به .....( شرمند نمیشود نوشت.)..  کرد که دانشجو حرمت دارد.  اصلا هم قصد بنده جریان دانشگاهی در  زنجان نبوده ونیست

تازه پدر مادرها هم اولین روز دانشگاه دست  دانشجویان را می گیرند میاورند تحویل رئیس دانشگاه میدهند. به دانشجویان شیررایگان هم میدهند