کتاب خواندن به ضرب چوب

کتاب خواندن به ضرب چوب

اریکسون از جمله دانشمندان  علوم تربیتی(پیروان نطریه شناختی ) است که علل رفتارهای اخلاقی درون  کودکی و نوجوانی و جوانی را در مراحل مختلف توضیح میدهد. که از ابتدائی ترین  انگیزها مانند دریافت پاداش و ترس از منبع قدرت(پدر  ومادر) شروع میشود ودر مراحل  پیشرفته تر   رعایت اخلاقیات به علل توجه و اعتقاد  به هنجارها و قوانین اجتماعی در هر فرهنگ   و درونی شدن (وجدان) و در اخرین مرحله جهانی شدن رفتار را  مطرح میکند که نوع رفتار به علل کرامت به نوع انسان میباشد.  در سوی دیگر دانشمندان علوم تربیتی که به محیط گرایان شهرت دارند علت رفتارها را پاسخ به محرک دانسته اما این گروه هم بر درونی شدن رفتار اعتقاد دارند .

امروزه در محمل های علمی و کنفرانس ها اجتماعی و امثالهم و حتی در مباحث خانوادگی  انچه که مطرح است عدم فرهنگ موجود برای استفاده از ابزارها و شیوه های زندگی  مانند استفاده صحیح از موبایال و ماشین و یا عدم فرهنگ  کافی برای کتابخانی و مطالعه مطرح است . و شاید خوانندگان این مقال روزی چندین مرتبه  این جمله را شنیده اند که فرهنگ فلان کار را ما ایرانیها نمیدانیم  و یا نداریم . فرهنگ چیزی نیست که بتوان ان را از خارج وارد کرد هر کشور باید بر اساس اعتقادات و باورها فرهنگ سازی کند .

 برای فرهنگ سازی  می باید از زیر بنای ترین بنیاد اجتماعی یعنی خانواده شروع گردو  در مرحله دوم مدرسه جایگاه ویژه ای دارد .موضوع مهمتر اینکه متولیان امر فرهنگ سازی خود باید به یقین و باور رسیده باشند بارها این  سیره حضرت رسول اکرام  نقل شده که رطب خورده گی منع رطب کند که برجریان موضوع  ان اگاه میباشد . متاسفانه این امر  در بین متولیان امر  فرهنگ سازی مصداق ندارد  حتی از زمان بسیار دور مثل ها ومتل ها شنیده ام که این موضوع را مطرح میکند که این گفته و عمل  برای دیگران است نهخود  ما  به عنوان فرض مثال وقتی یک فرد مسئولیت اجرای بستن کمر بند ایمنی را بر عهده میگیرد  در رسانه بر این امر تاکید می نماید  اما خود بر این باور نیست و از بستن کمر بند امتناع می ورزد . و این اعتقاد بخشنامه ای است که  مانع فرهنگ سازی میشود. که در این مورد به هزاران نمونه میتوان اشاره کرد. در بحث فرهنگ سازی شاید منفر ترین کار اجبار بر امری باشد . که حالت دستوری داشته باشد به همین علت است که رانندگان ما با دیدن مامور قانون به جای بستن کمر بند ایمنی با دست کمر بند را تا رد شدن از دید مامور نگه داشته و این امر بارها به دلیل عدم استفاده از دو دست برای کنترل فرمتن  حادثه افریده است .

در گذشته کار بسیار عجیبی از سوی آموزش وپرورش برای اجرای بخشنام های فرهنگ سازی کتابخوانی صورت گرفته است که میتواند مصداق عینی مبحث مذکور باشد به مدارس  کتابهای فرستده شده و به مدیران گفته شد که می باید کتب  فرستاده شده را  برای کتابخانه خریداری نمایند . شاید تا اینجای کار عمل زیاد قبیح هم نباشد اما لیست کتابهای فرستاده شده برای مدارس بسیار  جالب است برای مدارس راهنمائی پسران به فرض متال کتاب احکام بانوانان و یا چگونه با دوران یائسگی برخورد نمایم را ارسال و اجبار به خرید نموده اند. قطعا کتابهای فرستاده شده در گنجه های کتابخانه جا خوش خواهند کرد و برای سالهای متمادی خاک خواهند خورد .

برای توسعه کتابخوانی به چند انگیزه بسیار قوی مانند جاذبه کافی یک کتاب برای نوجوان

و جوایزه متعدد برای افراد کتابخوان و تکریم از کتابخوانها و تکریم کتاب نیاز داریم  .در سالهای اخیر متاسفانه نوع جوایز در مدارس و مراکز علمی کشور تغیر پیدا کرده است و از کتاب به ماشین حساب تا رادیو دوموج و کاسه وبشقاب و سکه تغیر یافته است واین یعنی عدم  تکریم کتاب  . حتی در مسابقات کتابخوانی هم نوع جایزه کتاب نمی باشد .

در برخی موارد  رفتارهای غلط و پزهای  اجتماعی باعث شده است که فرهنگ کتابخوانی به فرهنگ کتابخری  تبدیل شده است افراد بسیار هستند که دارای کتابخانه های خوشبختانه بسیار فاخر میباشند که متاسفاته حتی برای نمونه یک جلد از آن را نخوانده اند. وهزار بار تاسف از اینکه افرادی هستند که دنبال نوع رنگ وجلد کتاب برای جور کردن دکور میباشند و مهم نیست که این کتاب آبی رنگ با قطع وزیری  آشپزی مادم فلانی باشد یا مثنوی معنوی جلال الدین  .

برای فرهنگ سازی باید از خانواده شروع کرد اگر کودکان ما عادت به شنیدن قصه و خوابیدن بانوای قصه های که پدر و مادر از کتاب میخواند  عادت کند و اگر کودکان با معلمان و مدیرانی روبرو شوند که هرهفته نام یک کتاب جدید را به بهانه ای باز گو میکند و اگر نوجوانان ما در اجتماع کتابخانه مجهزبه انواع کتاب دلخواه داشته باشند و متوالیان امر کتاب و مطبوعات خود اهل مطالعه باشند وارزشمند ترین هدیه های زندگی ما کتاب باشد  و هر هفته هفت کتاب باشد نیاز به اجبار وبخشنامه فرهنگ کتابخوانی نخواهیم داشت .  

يك  روز بعد از هفته بسيج

يك  روز بعد از هفته بسيج

دانمشندان علوم تربيتي به اتفاق بر اين باور هستند. كه يكي از عوامل مهم تاثير گذار بر رشد وتربيت عوامل محيطي ميباشد .خانواده‘ مدرسه‘ اجتماع‘ شرايط زماني و مكاني همه در كستره محيط تعريف ميشوند  . وبنا به عقايد فلاسفه امكان تگرر يك پديده ناممكن است و وانچه كه  تكرر حس ميشود در حقيقت  تشابه است نه عينيت در سالهاي نه چندان دور  به اقتضاي شرايط زماني و محيطي پديده بسيار مبارك به نام بسيج متولد شد كه در داير  وجودي ان مردان و زناني  قرار گرفتند. كه همگان را در تعجب و بهت قرار دادند. مرداني از جنس علي و زناني از جنس فاطمه  كه بيشترين نمود خود را در جبهه هاي جنك و مسائل پيرامون ان  نشان دادند . مرداني و زناني كه هر تك تك انها ميتواند. يك الگوي بسيار خوب براي تفكر بسيجي باشند. چه در عرصه جهاد و شهادت و ايثار و چه در عرصه سازندگي و علم وعمل  كه ميتوان به هزاران نمونه از انها اشاره كرد . شهيد مهدي باكري يكي از هزاران شهيدي است كه هم رزمنده خوبي بود هم شجاع و ايثار گر بود هم داري فكر نو در عرصه طراحي جنك وهم يك شهردار خوب براي مردم  و بايد قبول كنيم كه ديگر مردان چون او را نخواهيم دا شت . جوانان ما به دنبال سمبل و نشانه هستند تا خود را با او تطبيق كنند بي شك شهيدان الگوي بسيار خوب و مناسب ميباشند.  اما صد حيف كه از وجود انها بي بهره هستيم ليك بودند افرادي  كه عطر نفس شهدارا  استنشاق كردند و در حال حاضر در بين ما وبا ما زندگي ميكنند . 

ميگويد كه چند نوع بسيجي داريم عرض ميكنم فعال است و نيمه فعال و عادي    ميخواهي چكار  ميگويد يكي را يادت رفت عرض ميكنم. نه همين هاست ميفريد اضافه كن بر انها بسيجي فراموش شده را  بعد هم بغض سالهاي فراموشي را مي تراكاند و لب به سخن مي گشايد كه سالها در كنار مردان بزرگ  زندگي كرده ام  هفته بسيج كه ميشود احساس ميكنم كسي سراغم خواهد  امد. نه به اين خاطر كه پتو هديه بياورد و تبريك بگويد. نه بلكه اروزيم اين است كسي بيايد و بكويد از شهدا برايمان حرف بزن از زندگي با انها بگو از خاطرات دوران دفاع مقدس از پايگاهاي پشتيباني از خيبر از بدر از مجنون از فاو برايمان بگو.  اما در همه اين سالها كسي سراغ ما نيامده روزها بوده كه دلم براي خودم خاطره تعريف كرده و دو تائي نشسته و براي  روزهاي مردانگي كريه كرديم . نمي دانم با عكس و پوستر و چند حلقه فيلم بي روح چگونه ميتوان لحظه هاي مردنگي را نشان داد.

چگونه صحنه هاي را كه دوربين اجازه ضبط ان را نداشت را بيان كرد. ايا بعد  از مرك ما كسي خواهد بود كه حديث عشق را بيان كند .

در گفته هايش عميق ميشوم  دور نيست  كه مردان چون او را هم از دست بدهيم  او كه برود خاطرات او هم خواهد رفت نه خاطرات خودش بلكه خاطرات هزاران زن ومردي كه به عنوان اولين بسيجي ها  حماسه افريدند  و تاريخ ساختند تاريخي كه اين بار نه مثل گذشته هاي  كه دوست داشتم سريع از ان عبور كنيم تركمنچاي كلستان و نبرد با عثماني افغانيها  مغول هاو ..... نه اينبار دوست داشتيم تاريخ خرمشهر را نه در يك جلسه بلكه در يك ترم بخوانيم تاريخ هويزه تاريخ بستان  نبرد ابادان‘ بيت المقد س ‘رمضان‘  فتح المبين ‘ نصر‘ فتح و نبرد مردان مرد  را . او كه برود ديگر كسي  نخواهد بود كه برايمان از نمازهاي جماعت دو نفري  از وضوهاي شبانه از  نيازهاي دل شب از شبهاي غريبي  از ناله عاشقان از پاره صورتهاي خاكي از دستان بريده شده از سرها شگافته از يك سينه پر از سنجاقهاي فولادي بگويد .حديث او حديث كربلا است

راستي چرا ما در هفته هاي مثل بسيج سراغ انها نمي رويم . چرا انها را بيكانه از وجود بسيج مي انگاريم مگر انتظار داريم كه او هم مثل نوجوانان بسيجي هر روز بايد به پايگاه سر بزند نگويم كه بسيج خانه انهاست . باور كنيم كه ما به وجود انها نياز داريم  باور كنيم كه انها از من تو و او خيلي بسيجي تر هستند  شايد اگر من بودم  واگر تو و او  هرگز دوام نمي اورديم اين همه بي مهري      . ميدانيد او را كجاها ميبنم روزهاي كه واقعا احساس ميكنذد كه به وجودش نياز است.   انجائي كه بايد  باشد او هست .ميداني يك چيزي او دارد كه من تو نميتوانيم داشته باشيم چون زمان تگرار پذير نيست او عطررا دارد .

 

 

اندر احوالات کاندیدا(نامزد) شدن برای مجلس  

اندر احوالات کاندیدا(نامزد) شدن برای مجلس  1

از انجائی که چند ماه بیشتر به انتخابات مجلس نمانده ماغازا قصد پرداخت به این موضوع را دارد. تا نامزدها مجلس را بدون هیچ چشم داشت مثل برخی از دعا نویسان (که اگر بعدا خوب شدی یا به مردات رسیدی یک میلون تومان میدهی ) راهنمائی کند.اگر هم زد و انتخاب شد ی یادت  باشد که در مکتب ما  تلمذ کردی.

باب اول:انگیزش

   واما بعد برای هر کار انگیزه میخواهد  یک کاندیدای خوب باید انگیزه خوبی هم داشته باشد انواع انگیزهای  که میتواند شما را وادار کند که ثروت اندوخته چندین ساله را  به پای انتخابات بریزی میتواند موارد ذیل باشد با مطالعه نمونه های زیر سعی کمن در خود ایجاد انگیزه کنی

اول :خود انگیزگی

یک روز صبح از خواب بیدار میشوی  روم به دیوار برای رفع حاجت به دبیل یوسی مراجعه میفرمائی و بعد از  انجام کارهای ضروری آبی به صورت میزنی حواله را برمیداری و در همین حین نگاهت به اینه است که متوجه خودت میشوی قطرات اب از صورت مبارک پائین می ریزد . عجب چه صورت ملیحی داری  صورت نمایندگان فعلی در ذهن مبارکت مرور میشود خدائی هیچ یک به قشنگی تو نیستند  من که به این قشنگی هستم  چرا نامزد نشوم * انوقت خودت از خودت خوشت میاید چه انگیزه ای از این بالاتر همین فکر را به یک دوست میگوئی  ان هم در جواب میگوید چهره تو انک چهره مرحوم مغفور شاد روان خلد اشیان فردین میباشد فتو ژنیک انتیک جون میدهد برای تبلیغ  ان وقت که دیگر مطمئن میشوی خدا ترا برای کاندیداتوری مجلس آفریده. قصد میکنی که قربه الی ا..  بشوی نماینده مجلس برای خدمت خلق

*اصلا ریشه نامزد شدن و نامزد کردن احساس همین قشنگی است که مادر را میفرستی دختر حاج ارضا را برایت نامزد کند

دوم :دیگران انگیزگی

همین مطلب بالا را داشته باش به جای خودت مادرت را بگذار بالام  شاهلقا یارانب  این یک انگیزه یکی هم در یک اداره سه چهار نفری رئیس هستی چند تا از این کارمندان موزی  دور برت را میگیرند و حاج اقا حاج اقا میکنند . وکلی ازت اضافه کاری طا لب  میشوند  یک روز نزدیکی انتخابات یکی از انها حرف انتخابات را وسط می کشد و بعد از کلی صغری وکبری کردن یک دفعه میگوید حاج آقا شما چرا کاندید نمیشود کل  بچه ها اداره در خدمت شما هستند  .

بدتر از این توی کلاس درس ادبیات داری برای دانشجویان سبک خراسانی را میگوی قافیه به تنگ امده و مجبور هستی بروی سراغ مسائل سیاسی  به همه بد و بیراه میگوئی و انتقاد پشت انتقاد  یکی وسط حرفت می پرد و میگوید استاد وقت کلاس تمام شده  با بی میلی میگوئی  بفرماید و مشغول جمع کردن وسایل میشوی که یک دختر بچه بیست ساله  زبل که احتمالا در درس تو نمره کم خواهد گرفت جلو میزت سبز میشود و میگوید استاد شما با این شم سیاسی قوی چرا کاندیدای مجلس نمی شوی تمام بچه ها دانشگده هم به شما رای میدهند  به فکر فرو میروی و انوقت قربه الی ا...    میشوی کاندیدا .

سوم : هل دادن

ان دو مقوله بالا یک جوری خود انگیزیگی را همراه داشت  اما یک زمانی هم هست که دیگران  تشکیلات و سازمانها و جمع های سیاسی دنبال یک فرد هستند که ابرویش را ببرند میایند سراغ تو که  ای شیر سر  و روباه دم تو شایسته وبایسته هستی برای  مجلس و انقدر میگویند و میگویندکه تو باورت میشود که انتخاب شدی برای ایکار  انوقت قربه ال ا... میشوی کاندیدای مجلس

چهارم : انگیزه ذاتی

این انگیزه که از قویترین انگیزها  است و علمای اهل روانشناسی  انرا سائق نامند که  ذاتی در برخی انسانها است مانند نوع گرسنگی که در تمام نوع بشر است در برخی از نوع انسان ذاتا نه عارضا کاندیدا شدن  برای مجلس  است  این افراد در مدرسه انتظامات یا مبصر در تیم کاپیتان یا داروزبان در سربازخانه ارشد یا دژبان میباشند.

واما بعد   تو هم که دلت میخواهد نماینده بشوی باید یک انگیزه قوی  داشته باشی حال خود انگیزگی یا دیگر انگیزگی اما مواطب باش که هل ات ندهند. ذاتی هم باشد چه بهتر

باب دوم : تهیه مقدمات

واما بعد وقتی که به این نتیجه رسیدی که نمایندگی مجلس در شان شماست باید چند عادت بد را کنار گذاشته به چند عادت خوب خوی کنی  اگر تا حال مسواک نمیزدی  هر روز باید صبح زود مسواک زده و عطر بر خود بپاشی و لباس خوب که اهم ان کت وشلوار سرمه ای رنگ برای  اقایان و مانتو استخوانی برای  خانم ها است                          این مطلب ا دامه دارد

معلم موتوری

چقدر این پیک موتوری کارها راآسان  کرده یک زنگ میزنی میاید دم در پول میدهی میرود برایت خرید میکند. چقدر آروزو کردی که خیلی از چیزهای دیگر هم موتوری میشد ..بلاخره به آروزیت رسیدی این بار معلم موتوری  در مدرسه مدیری یا در خانه مادر  لازم نیست نگران باشی .برای کلاس معلم کم اوردی یا برای تدریس خصوصی معلم میخواهی کافی است یک تلفن بکنی سایز واندازه های معلم را  بگوئی بلند یا کوتاه  زشت یا زیبا  خانم یا اقا  نیم ساعت بعد در خدمت شما است . دروغم کجا بود یک شرکت بر وزن گنج اوران تاسیس شده که کارش همین است میگویند  اعضای موسس و صاحب امتیاز از بزرگان اموزش و پرورش است ماکه نمی گویم میگویند.. یک شرکت زدند میگویند بخشنامه داشته که معمولا این گونه بخشنامه ها   دور از چشم همه است وکارش همین تامین معلم است و چنین خدماتی را ارائه مینمایند.ایجاد واسطه بین معلم و اولیا پولدار . حالا که دولت نمیخواهد(این اصلا به نمیتواند ربطی ندارد ) حق الزحمه مدیران را  بدهد بستر را برای  در امد  اقتصادی ایجاد میکند. معلم موتوری یکی از این طرحها است . همان کرامت معلم بودن و گفتن  اینکه که حقوقتان کم است عیب ندارد پیش خدا و مردم ارزش دارید و همان که با ایجاد شرکت خصوصی و پیک موتوری به هم میریزد حرمتش همان معلم  . اصلا من جای دولت باشم این همه خرج تحصیل و تدریس این حرفها نمی کنم اصل مدرک است که مدرک تلفنی باز میکنم  هر که خواست از خانه زنگ میزند که اقا ما یک مدرک دیپلم میخواهیم یا لسانس یا دکترا و .. با مدرک موتوری می فرستیم دم در خانه اش انوقت مشکل ترافیک و معلم حق التریس و  سهام عدالت و مردم محوری هم حل میشود.