معلمان رهبران فرهنگ

بسمه تعالی

معلمان رهبران فرهنگ

تعلیم یک امر ذاتی و فطری  در درون انسانهاست که از زمان حضرت ادم  اغاز شده است  . معلمی شغل و حرفه ای است   که حداقل در دوران نوجوانانی  به جهت ذاتی بودن مورد علاقه اکثریت نسل بشر  می باشد .  هر کدام از ما ادمهای قر ن بیستم حداقل یک بار در کلاس درس و  در عالم خیال معلمی را تجربه  کرده ایم .و خیلی  از ماها بدنبال ان رویاها شیرین دانش اموزی  شغل معلمی را انتخاب  و  امروز به کسوت معلمان در امده ایم .و تعلیم را اغاز کردهایم  تعلیمی که  نه در  عالم خیال ولحظات کوتاه بلکه سالهای سال  و در کلاس  درس تجربه کرده  و از اموزش دیگران لذت برده ایم . لذتی که توانسته تمام خستگی ها  به تن نشسته از نا ملایمات زندگی را از بین ببرد .  بارها  از درون به خود بالیده ایم که شغلی را انتخاب کرده ایم که صفت رسولان خدا بوده است و بی شک  براین اعتقاد هستیم  که اولین معلم ذات مقدس  احدیت میباشد .  که ادمی را حکمت اموخت  و حکمت ان امر به تعلیم بود .

امروز برای بهره وری بیشتر از توان ادمها مبحث رضامندی شغلی در جوامع پیشرفته مطرح میشود رضامندی شغلی در   هر فرد میتواند به دو شکل درونی و بیرونی ایجاد شود .  رضامندی بیرونی حاصل محیط است. عوامل مختلف تاریخی وفرهنگی و جغرافیای و از همه مهم تر تعامل بین انسانها  و ارزشگذاری یا تعیین  طبقه شغلی  عوامل محیطی  را میسازد  . رضامندی درونی حاصل  شناخت  است که از  عوامل محیطی و و انگیزهای درونی نشئت می گیرد  . در سالهای نه چندان دور معلمانی را به یاد داریم که آروزی تک تک ما به جای انها  بودن بود . معلمانی که مورد احترام تک تک اقشار مردم بودند . داری پایگاه اجتماعی بسیار بالا،  رفتار و منش انها سر مشقی بود برای محصلان و  حتی مردم عادی کوچه و بازار  . هنوز هم که هنوز است از سواد و سخت گیری انها  با حلاوت وشور خاص  صحبت می کنیم .شیک پوشی واقتدار انها  را به یاد میاوریم   راه رفتن با وقار  علم وعمل سخت گوشی و تلاش انها را همچنین به یاد داریم   . معلمانی را به یاد داریم  که نه تنها  اهل خانه خویش  و اقرابا  بلکه اهل  محله هم  به انها افتخار می کردند .حاصل این همه توجه رضامندی درونی معلمان را  بدنبال داشت . و انها از دل راضی بودن که شغل تعلیم وتربیت را برگزیده اند.

وقتی کسی به دلیل شغل خود  مورد احترام باشد  .  قطعا   از انتخاب شغل  خویش راضی  خواهد بود و در پی ارتقا کیفت کار خود بر خواهد امد و چون پشیبان خوبی به نام انگیزه  دارد  به طور قطع موفق  هم خواهد شد . این  موفقیت رضامندی درونی را بدنبال خواهد داشت  .

 سالها پیش  معلمان از انتخاب شغل خود راضی و از تدریس در کلاس احساس غرور و شادی میکردند . حاصل این رضامندی ها محصلانی بودند که افتخاراتی را برای این مملکت در عرصه های فرهنگی وهنری و حتی بیشتراز این در صحنه های شجاعت و غیرت و شهادت  آفریدند .

شهرها شلوغ تر شد جمعیت افزونتر . نیاز به تعلیم و تربیت بیشتر احساس شد . مدارس جدید بنا شد و استخدام معلمان رونق گرفت . دولتها به علل مختلف با تورم و کسری بودجه ومسائل مالی روبرو شدند . گزارشها حاکی از ان بود که چون تعداد معلمان زیاد است اگر در حقوق اینها دست ببریم رقم قابل ملاحضه ای را میتوانیم در کسری ها جبران کنیم . سال بعد به حقوق فرهنگیان افزوده نشد تاکسری ها ی مالی  جبران شود

عده ای ازروی   کوتاه بینی و شاید جبر زمانه  بهاین نتیجه رسیدند  که اصلا چرا به معلمی که سه ماه بیکار است(در اصطلاح خودشان ) حقوق کامل  بدهیم. طرح معلمان حق التدریس به میان امد.معلمان حقالتدریس جذب کار شدند اما مدتی نکذشت  که  معلمان حق التدریس  ونحوء پرداخت  حقوق انها معزلی شد برای کارشناسان وزارت اموزش وپرورش .   در کلاس درس  این معلمان علی رغم تلاش خوب  به دلیل نامشخص بودن اینده شغلی خود چندان نتوانستند موفق باشند .

سایر معلمان هم با پیشرفت جامعه صنعتی  احتتیاجاتی را حس کردند که نمی شد با حقوقی که به دلیل تعداد جمعیت معلمان همیشه خدا کم بود رفع نیاز کنند و معلمان به کار دوم فکر کردند .  معلمان اشفته وارد کلاس شدند .  و اشفته درس تحویل دادند .

 هر چند معلم  نمی خواست مشکلات خود را به کلاس بیاورد اما چشمان خسته را از تیز بینی شاگردان نمی شد مخفی کرد چند سئوال کافی بود که او همه چیز رابه دلیل خستگی روحی  بگوید و شب در خانه دانش اموزان حرف و حدیث معلمانی بود که برای معاش بیش از انداز توان خود کار میکردند .این حرف و حدیث ها نوع نگاه مردم را به معلم  عوض کرد .ارزش معلم بقدری پائین امد که اولیا دانش اموزان در روز معلم به جای شاخه گل  پول جمع کردند تا معلم ان پول را به زخم خود بزند  .  در بازار گفته شد  اگر معلم هستید یک  تخفیف ویژ ه برایتان میدهم ما که میدانیم حقوق شما کم است . حاصل این نوع نگاه فرار ازشغل  معلمی برای افرادی بود  که  دنبال رضامندی شغلی بودن  تلاش برای هیئت علمی شدن ولو در دانشگاه ناکجا اباد و شد انچه که نباید می شد   عدم رضایت از شغل به دنبالش بی رغبتی تعلیم  و نارضایتی درونی  از شغل را بدنبل داشت . با این اوضاع  عا شق شدن به شغل معلمی فراموش شد  . و سالها است که حتی در عالم خیال کسی معلم نمیشود .

 ودر یادشهای که در دفاتر  دانشسرای تبریز یافتم به یک اصطلاح  خوب  از یک فرد خارجی در مورد معلمان برخورد کردم. ایشان  معلمان را رهبران فرهنگی جامعه   نامیده بود .  رهبران فرهنگی  انصافا  تعریف  خوب ومعنی دار است برای معلمان،  پر نغز و با معنا  فرهنگ هر کشور شخصیت ان کشور را میسازد . ایرانیها مردمان فهیم هستند ایرانیها مردمان با دین و اعتقاد هستند  ایرانیان مهمان نواز هستند این نوع صفات  تیپ شخصیتی را ساخته اند که امروز    فرهنگ وتمدن ایرانی اسلامی نامیده میشود   .  فرهنگی که رهبران ان معلمان جامعه بوده و  هستند .برای ماندگاری ایتن نوع فرهنگ و  فرهنگ سازی باید هزینه کرد . هزینه های بسیار و بسیار  تا بتوان هویت یافت  هویتی که  بدنباش مقبولیت بین المللی را  در پی داشته باشیم   . و بالاتر از بتوانیم به قرب اللهی برسیم .

 ایا زمان ان نرسیده که با بررس مشکلات ومعزلات که خود در راه معلمان ایجاد کرده ایم و رفع انها رضامندی شغلی را به معلمان برگردانیم تا شاهد هویت سازی فرهنگی باشیم تا کجا باید اشتباه کنیم  اگر ما پالایشگاه نداشته باشتم اگر ما کارخانه نداشته باشتم اگر ما خودرو سازی نداشته باشیم با داشتن معلمان خوب میتوانیم انها را بدست متخصصان همان دانش اموزان  تعلیم یافته بدست بیاوریم اما اگر معلم خوب نداشته باشیم معلمی که خوب اندیشه کند خوب ببیند وخوب بگوید هویت فرهنگی خود را ازدست خواهیم داد و پالایشگاه جای هویت و فرهنگ را نمی تواند قطعا پر کند  . اگر سنگر فرهنگ را که سنگر بانان ان معلمان هستند تقویت نکنیم در مقابل تهاجم فرهنگی بی دفاع خواهیم شد . و اسیب فرهنگی خواهیم دید  که جبران ان غیر ممکن خواهد بود .

 

ای کاش کربه نبرده بودم سر کلاس

مصاحبه با یک معلم خبره

مصاحبه کننده سید رضا علوی مصاحبه شونده علوی سید رضا (ماغازا )

مصاحبه کننده: خیلی خوشحال هستیم که در استانه هفته نیکو داشت معلم در خدمت فخر عالم طنازی جناب ماغازا یکی از معلمان خطه معلم پرور آذربایجان  هستیم . بعنوان اولین سوال بفرماید که چطور شد شما شغل شریف معلمی را انتخاب کردید

 ماغازا : قرار نبود که سئوال کلیشه ای بپرسید سالها است که این را از ما می پرسند و بنده حقیر هم جواب میدهم که بنده گربه برده بودم سر کلاس ،معلم ادبیات دستش را بالا گرفت رو کرد به دانش آموزان  گفت من نفرین میکنم شما امین بگوید بعد فرمود خدایا انتقام گیر ،علوی را معلم بکن  خدایا رسوا کننده، علوی را طنز نویس بکن تا مسخره عالم شود بر اثر نفرین ان معلم بزرگوار بود که بنده هم معلم شدم  تا عذاب روحی و اقتصادی بکشم هم طنز پردازشدم تا مورد مسخره دیگران قرار بگیرم ای کاش کربه نبرده بودم سر کلاس

 مصاحبه کننده : کدام عامل یا عوامل باعث عدم رسیدگی به وضعیت معشیتی معلمان میباشد  

 ماغازا :دولت ها  در این مورد بخصوص  یک بهانه مشترک  دارند و ان این است که چون  تعداد جمعیت  معلمان زیاد است نمی توانیم خواسته های انها را بر اورد کنیم  .  اگر تعداد معلمان یک نفر بود هم حقوقش را  زیاد میکردیم هم  نمی گذاشتیم معوقه ای داشته باشد هم مسکنش تامین میشد و خلاصه برای یک نفر همه کار میتوانستیم  بکنیم . اما  جمعیت معلمان  از میلیون بیشتر است .  این همه زمین این همه حقوق افزایش حقوق از کجا بیاوریم مگر ما روی نفت نشسته ایم .

 مصاحبه کننده :چگونه این مشکل حل میشود . راه حل چیست

  ماغازا :دو راه بیشتر ندارد اول اینکه معلمان را دولت واگذار کند حال یا به بخش خصوصی یا به سایر ادارات دولتی مثلا ده تا بدهد به بیمه که            سر پرستی انها را به عهده بگیرد بیست تا بدهد به اداره برق چهل تا بدهد به پالایشگاه صد تا  بدهد شرکت نفت و دو سه تا هم بدهد ارشاد به بهزیستی ندهد که وضع انها ازمعلمان  هم بدتر است. یا  اینکه کل معلمان  را یک دفعه در بورس عرضه کند و خلاص  . مانند  عرضه سهام فولاد وکارخانه ماشین سازی و مس و امثالهم

راه دوم  که در حقیقت ا ریشه اصلی  مشکل هم در ان است  کم کردن  تعداد دانش اموزان است اصلا مشکل اصلی همینجا است که دانش اموز  تعداشان  زیاد است که به تبع ان معلم هم مورد نیازمیشود  . برای کم کردن دانش اموز چندین راه عملی وجود دارد  عده ای را میتوان به دریا ریخت عده ای را که هوش و فراست دارند میتوان  صادر کرد(قیمت برخی از ان مغزها از فرش صادرات بالاتر است ) که خیلی از کشورهای غربی مشتاق انها هستند و یا میتوان انها را هم واگذار کرد .  می فرماید  عیب است این حرف را نزنم  دانش اموز را  نمیشود واگذار کرد پس  این مدارس غیر انتفاعی چیست مگر  نه این است  که دانش اموزان  به بخش خصوصی واگذار شده اند  . یا میتوان از هر خانواده یک نفر را برای تحصیل قبول کرد . بقیه هم بروند صنعت یاد بگیرند

یک راه سومی هم است که کمی مشکل دارد اما میشود عملی کرد ان هم این است که هر دانش اموز همراه خودش  معلم هم با خود به مدرسه  بیاورد من یتدم است موقع امتحانات ناظم میگفت مدرسه کاغذ ندارد هر کس ورقه باخود بیاورد  یا مثل اوردن تغذیه و کیف وکتاب  

تبصره : در مورد معلمان در حقیقت مازاد وجود ندارد بلکه هنوز ما با استاندارد جهانی خیلی فاصله داریم مشکل مشکل  اسمی است میتوان مهندس استخدام کرد به صورت اسمی و به صورت رسمی فرستاد سر کلاس  درس بده انوقت تعداد معلمان کم و تعداد مهندسان زیاد میشود .

 مصاحبه کننده :لطفا در مورد معوقه معلمان که همیشه مورد بحث بوده  بفرماید که اصلا این ریشه اش چه هست . این معوقه خوردنی  است  اشامیدنی است

 ماغازا : ابتدا مجبور هستم معنی لغوی  معوقه رابرایتان باز کنم در لغت معوقه به معنی چیزی که مانده . چیز در این جا به معنی پول است پول هم همان حقوق است  حقوق هم مزدی است که در قبال کاری به ادمی پرداخت میکنند پس معوقه همان مزد کارهای فراوران از قبیل اموزشی و فرهنگی وهنری است که معلم در ماه ها وسالها و قرون (برخی هستند که یک ربع قرن از دولت معوقه دارند )قبل انجام داده ولی موفق به دریافت مزد  ان نشده است  . به این حق مسلم در اصطلاح بودجه ای گفته میشود معوقه

 یک معنی  دیگر معوقه اویزان کردن است .اویزان شدن یا اویزان ماندن  . شاهد قضیه معلم همیشه اویزان معوقه است و به هین دلیل  میگوید  اگر معوقه را بدهند فرش میخرم اگر معوقه را بدهندد برای پسرم دوچرخه میخرم اگر معوقه را بدهند جهیزیه  دخترم را تهیه میکنم همیشه خدا معلم وخانواده وی اویزان این پول هستند . معوقه عامال اویزان بودن معلم به زندگی است نقطه امید . نقطه ای که به داشتن فکر میکند  .

 یک معنی سیاسی هم دارد معنی که نه، رفتار سیاسی که از این معوقه استخراج میشود .   هر وقت رئیس جمهور بخواهد وزیری را عوض کند بهانه می گیرد که چرا معوقه معلمان رانداده اید مانند  وزیر سابق .اگر هم  بخواهند وزیر ی  رای بیاورد میگویند این وزیر معوقه بده است مانند همین وزیر   استیضاح های وزرای آموزش و پرورش هم تا کنون علتش همین معوقه بوده است پس در این مقال معنی ان دست اویز است

 یک معنی معنی که نه، یک باز خورد  اقتصادی هم دارد که با ندادن حق معلمان میتوان جلو تورم را گرفت (همه چیز را من نباید بگویم برو مطالعه کن ببین چطورندادن معوقه جلو تورم را می گیرد )  من اگر جای دولت بودم معوقه ها را زیاد می کردم

 مصاحبه کننده :با این حساب معوقه حق مسلم معلم است که پرداخت نشده اما چرا همه سر و صدا  این همه منت سر معلم که من همانم که معوقه تک ماهتان رت دادم  

 ماغازا :چه عرض کنم از بی حیائی

مصاحبه کننده :میگویند معلمان سه ماه بیکار هستند. به همین دلیل حقوقشان با اینکه کم است اما خوبه. در حققت  کل دریافتی سال را باید به   عددنه و حتی با احتساب سرما به  عددهشت  تقسم کرد .

ماغا زا : اولا ما هیچ تعطیلی  نداریم. تعطیلی به ان معنی است که یک بالش بگذاری زیر سرت و بخوابی   معلم در فصل تابستان جبران مافات میکند بنائی و نجاری کشاورزی و از همه بیشتر مسافر کشی که بتونند جای معوقه ها را پر کند . در حقیقت مشابه فرصت مطالعاتی است که در کشورها پیشرفته رایج است این سه ماهه فرصت تکمیلاتی برای جبران خرج خانه است  .

مصاحبه کننده :از انتخاب معلم نمونه راضی  هستیتد

ماغازا :  نه خیر بنده علوی هستم رازی کاشف الکل بود (مصاحبه کننده  منظور رضایت دارید  ) بله نه خیر رضایت نداریم  اولا چون تا این لحظه بنده انتخاب نشده ام در ثانی معیار غلط است  معلم نمونه معلمی است که خوب بتواند درس بدهد  این که یکی زیاد دوره دیده ا ست معلوم  است که رئیس بوده توانسته بدون دغدغه  در تمام کلاسهای ضمن خدمت شرکت کند و سمینار برود. قطعا شخصی بوده که مسافر کشی نمی کرده است .  یا نمیدانم یکی کلیه اهدا کند  به درد دانش اموز فقیر بخورد که  اینها کار انسانی کرده اند  و در روز انسانیت (اگر چنین روز نداریم پیشنهاد میکنم  داشته باشیم ) باید مورد تقدیر قرار بگیرد نه در روز معلم.معلم خوب معلمی است که بتواند خوب درس بدهد و استعدادهای نهفته دانش اموز را  پیدا و شکوفا بکند  خدا وکیلی اینها ی که در این سالهای اخیر نمونه شده اند  دو ساعت میتوانند در مدرسه که من دانش اموز ان باشم درس بگویند و نفرین نکنند .

اگر میتوانند پس خدا وکیلی نمونه هستند .

مصاحبه کننده : معیار انتخاب مدیران در اموزش و پرورش چیست

ماغازا : معیار خاصی ندارد مثل همه ادرات معلمی که نتواند درس بگوید میکنند مسئول ازمایشگاه و بعد هم اتنقدری میاید پیش مدیرمی نشیند که چشم مدیر را می کیرد  میشود معاون بعد هم  زیر ابی مدیر رامیزند  میشود مدیر البته همه اینطوری نتستند چهل درصد  یا کمتر بقیه که خدایش مدیر هستن ذاتا.  در مورد مدیریت منطقه و ناحیه هم که باید اشنای  نماینده داشته باشی  . یک چیزی هم که اخیرا مد شده فامیل پروری است مثلا اگر بامعاون وزیر پیوند خویشاندی (سببی) داشته باشی میشوی رئیس سازمان یا حتی بیشتر از ان  اگر فامیل  وزیر یا معاون اول یا خود رئیس  جمهوری شدی میشوی وزیر  البته خیال بد نکنید که چون اینها فامیل مقامات هستند میشوند مدیر نه بلکه چون بزرگان از اینها شناخت دارند و به غیر اینها کسی را نمی شناسند  اینها را میکنند مدیر . اصلا اقا مصاحبه گر  قرار نبود سئوال سیاسی بپرسی  حوزه ما اموزشی است از انها بپرس

مصاحبه کننده : چرا چند سال پیش معاونت اموزشی را دوشاخه کردند

ماغازا : برای بهبود  وضعیت اموزش

مصاحبه کننده : پس چرا چند سال بعد ادغام کردندو چند سال بعدش هم دوباره  دو شاخه کردنند  و حالا هم  دوبار میخواهند ادغام  کنند

ماغازا : اینها همش به خاطر بهبود کیفیت اموزشی بوده  نمیشود جلو کیفیت را به این بهانه که قبلا کیفیت داده اند گرفت

مصاحبه کننده : اگر یک بار دیگر فرصت انتخاب شغل را به شما بدهند باز هم حاضر به انتخاب  شغل معلمی هستید

ماغازا : ای دختر کابلی من یه ایرانی هستم (با اواز بخوانید )

بقیه مصاحبه با جناب خودمان به علت تمام شدن باطری ضبط وصوت مقدور نشد

یک مطلب جدی از یک طنزنویس

بیشترین  لذت زندگیم را از نوشتن می برم نوشتنی که آغاز ان با یک معلم بود  . معلمی که میدانست من شاید بتوانم بنویسم

اگر یک روز شما هم از خواندن نوشته های من لذت بردید و  شاد شدید بدانید  ان شادی را مدیون معلمی  هستید.به نام روانشاد

علی الفت دبیر  ادبیات

 

 

 

من اگر جای استاندار بودم میگفتم گریم بکنید .

 

من اگر جای استاندار بودم تحریک نمی شدم

برخی از افراد هستند که استانه تحریک پذیری انها بالا است  . خیلی زود عصبانی میشوند و به قول نسل جوان اتشی میشوند و جوش میاوردند و اغلب اوقات هم کار دست خودشان میدهند . برخی هم حساس هستند ولی واکنش نشان نمیدهند . این افراد در اصطلاح  روانشناسی  با نام درونگریان شناخته میشوند که بیشتر مواقع از عصبانیت (البته نه همه تیپ درونگرا ) به خود می پیچند و خیلی عامیانه بگویم  سر خودشان غر میزنند . افراد دیگری هم هستند که اصلا اینها تحریک نمیشوند مثل عالم را  اب ببرد علی را خواب می برد  برای این افراد مصداق  دارد  و به کار می رود . البته اگر قصدمان ارائه مقاله علمی در خصوص تیپ شخصیتی افراد از نظر استانه تحریک  بود وارد ریز قضیه می شدیم و بحث را بازتر میکردیم اما این یک مقدمه بود تا بگویم که افراد سیاسی هم از نظر تحریک پذیری متفاوت هستند . خیلی کم افرادی هستند که به کار  واگذار شده و اجرای درست ان  حساس  هستند و استانه تحریک انها بالا است . این تیپ افراد تا یک یا دو سال هم پیر میشوند و هم مدیریت را از دست میدهند و بهانه هم این میشود که مقابل ارباب رجوع سر کارمندی که داشت شطرنج بازی میکرد داد کشیده و روابط انسانی کار را زیر پا گذاشته است . یک عده هم هستند مثل خیلی ها به انتقعاد حساس هستند و نسبت به ان واکنش نشان میدهند مثلا در همین صنف خودمان معلمی که اگر یکی از این معلم ها  مورد انتقعاد اولیا قرار می گیرد زمین و اسمان را به هم میریزد که ثابت کند مردم در باره ان غلط فکر میکنند این افراد بیشتر فرافکن هستند . و دنبال یک نفر هستند که تقصیرات خود را سر او خراب کنند .

عدهای دیگری هم هستند که خیلی خونسرد و راحت و ریلکس هستند . این افراد عجله برای هیچ کار ندارند مثل اگر میخواهند برای خود مشاورفرهنگی انتخاب کنند سه سال طول میکشد هر وقت هم بگویند که چه شد میفرماید در حال مطالعه هستم هیچ نامه ای را بلافاصله امضاء نمی کند  هر صبح حمام میرود و امکان ندارد موهای خود را شانه نکند  از کلمات باشد بماند فکری میکنم  در اینده خواهم گفت ودنبال کار را میگیرم و امثالهم بیشتر استفاده میکند .  برخی از این مدیران بقدری  استانه تحریکشان بالا است که با زلزله هشت رشتری هم نمیتوان انها را به واکنش  وادر کرد . به مطبوعات روزنامه مجله و تلویزیون هم هیچ اهمیت نمیدهند .

واما برخی افراد غرض ورز هستند که میخواهنذد برخی مدیران دلسوز  ارام و متین و با وقار را که  راه رفتنشان به ده مدیر می ارزد را تحریک کنند . میایند در روزنامه مینویسند که سه سال است امده کاری نکرده و مدیرانی که انتخاب کرده کارائی لازم را ندارند و ال است وبل  است و فکر میکنند با این حرفهای بیهوده میتوانند این تیپ افراد را عصبانی کنند و اینها را وادار به واکنش کنند  و اینها  حرفی بزنند و مچ گیری کنند که فلان حرف نا مربوط   را زدی وتبلیغ  کنند که دیگر  جای او اینجا نیست غافل از اینکه اینها بیدی نیستند که به این باد بلرزند .. نمیدانم مصاحبه مطبوعات نمیکند و خودش را از مردم قائم کرده و دائم در حال سفر است و هنوز دلش کرم نیست خانواده خود را بیاورد   اگر قرار بود با این حرفها عصبانی بسشویم نمیشویم رستم

من اگرجای  استاندار بودم به مدیران توسعه میکردم که تحریک نپذیرند  و خودم  هم تحریک نمیشودم

در ذیل این مطلب عرض میکنم که برخی از مدیران هم متحرک هستند اول معنی ان این است که دائم در حال سفر هستند اما معنی اصلی ان این است که به درد هر وزارتخانه و اداره  میخورند مثلا یک نفر هم میتواند وزیر تعاون بشود رای نیاورد برود دانشگاه کار کند بعد اگر لازم شد وزیر معوقه (همان آموزش وپرزورش قدیم ) بشود لازم هم شد بیاید یک جا فرماندار یا بخشدار بشود .

من اگر استاندار بودم دستور میدادم ...

در همین روزنامه سرخاب که الهی خیر نبیند اورده بودند که  نود درصد تسهیلات همان وام خودمان به هفت نفر داده شده است  ( ادامی را یاد این هفت مرد خشن میاندازد )و نوشته بودنند  این را استاندارمحترم فرموده است.(که در اصل مسئولیت همه چیز با اوست )

 وام دارم عرض میکنم چقدر دنبال وثیقه بودی  نیازمندیها را بخوان  برای یک وام سه میلیون تومنی نیاز به یک نفر ضامن کارمند داریم . وام را بانک میدهد اما ضامن ندارم  چقدر این را شنیدهای . اگر ضامنم باشی نوکرت میشوم .  میبینید ترا خدا چقدر درد سر دارد تازه اگر بگیری قرار است که بدهی ان هم چند برابر  هر ادام عاقل این را می فهمد که گرفتن وام به نفع مستضعف نیست خیلی ها بودند سر همین وام گرفتن سکته کردند  بنابراین وام اخ است بهتر است بدهید به همان هفت نفر که بانک از انها وثیقه و ضامن نمیخواهد و اصلا من اگر جای استاندار بودم کل تسهیلات را دستور میدادم بدهند یک نفر  تا سر  ان شش نفر را هم اب بکند و خیال مردم را از وام  ازاد .

من اگر جای استاندار بودم میگفتم گریم بکنید .

روز جمعه انتخابات مرحله دوم  قرار است که برگزار بشود . ستادهای انتخاباتی ماشینهای دولتی . حال ماشین به جهنم  امکانات دولت به جهنم شخصیت شخصیت ها مهم هستند که نباید وارد مقوله های سیاس  در حد حضور در ستاد  انتخاباتی بشوند . کارمند ببیند رو باز میکند و پشت سرتان صفحه میگذارد که فلانی را فلانی اورده  مدیر کل کرده انوقت شخصیت هم به جهنم شایسته سالاری  زیر سئو ال میرود .

رندی  میگفت برای خوردن شیرین و چای به یکی از ستادها سر زدم اکثر مدیران (در حد مدیر کل را عرض میکرد ) انجا بودنندگمان کردم شورای اداری استان است خواستم بر گردم که تعارف کردنند وارد شدم . به چای وشیرینی عیش کردیم

من اگر جا ی استاندار بودم دستور میدادم که برای حفظ وجهه ادارات مدیران محترم  گریم کنند یا عینک دودی بزنند که شناخته نشوند بابا بد است به خدا  شایسته سالاری را زیر سئوال نبرید .

زن ساركوزي بد لباس مي پوشد

بسمه تعالي

ماغازا

زن ساركوزي بد لباس مي پوشد

در زمان رژيم طاغوت  در يك منطقه دو مرد متفاوت از نظر ديني زندگي ميكردند يكي اهل نماز و دين و معتمد مردم و ديگري اهل فسخ وفجور  با پيروزي انقلاب مرد دوم براي حفظ ظاهر به مسجد رفته بود در ان زمان جريانات سياسي در منطقه اوج گرفته  بود و دو دسته متخاصم  همديگر را محكوم به بي ديني ميكرند خطيب حاضر در ان جلسه  خطاب به طرفداران  يكي از مراجعكه دستهاي طرفدار او بودند  گفته بود كه هر كس مقلد فلاني بوده تا به حال هر نمازي خوانده و هر  روزه گرفته و هر  خمس داده و اعمال ديني به جا اورده همه باطلل است ؟؟؟؟

مردشماره دو داستان ما با شنيدن اين حرف از جا بر خواسته بود و گفته بود حاج عبداله البته با اين وضع  حاجي هم نميشود گفت چون كل اعمالت هيچ بوده عبداله  براچاخ هچ (تا اين جا هيج ) صفر صفر مساوي به نحو من از اين به بعد ببينيم چه ميكنيم .

در خبرها امده بود كه وزير نو (همان جديد) آموزش وپرورش اعلام فرمودند كه در ساختار اموزش و پرورش تحول اساسي ايجاد خواهد شد. حالا اين تحول اساسي در كدام قسمت خواهد بود عرض ميكنم خدمتتان

يكي از اساتيد بنده كه خدايش حفظ كند مي فرمود كه در سالهاي قبل از انقلاب در يكي از دانشگاههاي امريكا در رشته روانشناسي فراغ تحصيل شدم به تبريز بر گشتم مرا به دبيرستاني  فرستادنند كه  دانش اموزان ان از نظر معلم زني شهره بودند (به دليل اينكه برخي از مسئولين فراغ التحصيل  ان  مدرسه ميباتشند از ذكر نام مدرسه معذوريم ) ساعت اول قبل از رفتن به كلاس يكي از با سابقه ها گفت اگر ميخواهي سي سال راحت باشي همين كه وارد كلاس شدي يك بهانه جور كن يكي از دانش آموزان را بگير به باد كتك عرض كردم استاد انجا فرموده اند كه دانش اموز را نزنيد فرمود بي خود كرده اند  ما هم اين چيزها را خوانده ايم اما تجربه چيز ديگري را تائيد ميكند تا دم در كلاس هم با من امد و اخرين لحظه ورودم به كلاس ياد اوري كرد كه فراموش نكن يكي را بزن .  وارد شدم  دفتر را روي ميز گذاشتم لازم نبود دنبال بهانه باشم همه در حال خنده وشوخي بودند يكي نگاه گذرا كردم همه از من قد بلندتر و با هيكل بودند. الا يك نفر كه ساكت نشسته بود و محوتماشاي من شده بود برگشتم به او گفتم چرا مي خندي گفت اقا اجازه من نخنديدم اما شما هم اگر بخواهيد ميتوانيد مرا بزنيد معلمان ديگر هم مرا كتك زدنند . استاد ميگفت در طول عمرم دانش اموزي را كتك  نزدم .

در طول بيست سال اخير بيش از پنج بار معاونت هاي آموزش نظري و آموزش عمومي با هم ادغام واز هم جدا شده اند همچنين معاونت برنامه ريزي بارها در معاونت پشتيباني ادغام يا جدا شده است .  با ادغام اين معاونت ها كه همان تحول عظيم ناميده ميشود  تنها  تابلو راهنماي وزارت عوض ميشود و به جاي كلمه  كارشناس مسئول اموزش نظري و كارشناس مسئول  اموزش عمومي نوشته شده  كارشناس مسئو ل يك و دو آموزشي

البته صد هزار تومان هم در فصل يك فرق ميكند چرا كه معاون وزير صد هزار تومان از مشاوره وزير بيشتر مي گيرد .

بر گرديم به حكايت اول كه من نمي دانم چرا همه اين فكر را ميكنند كه قبلا هيچ كاري  در هيچ ادره اي انجام  نشده است و همه با اين تفكر ميايند كه برچاخ هچ اين همه تحول بس است كمي هم كار كنيد .

تازه خبر نداريد كه اقاي رضائي رئيس سازمان گفته كه ممناطق  نميدانم پنچاه گانه را به نوزده گانه ياكمتر وبيشتر تبديل ميكنند اين قضيه يك حسن دارد كه ادارت خالي ميشود ميتوانيم بدهيم كرايه  دو تا هم  عيب دارد مراكز تربيت معلم مجبور به جور كردن درس براي  مديران  اين مناطق خواهند شد  و رئيس سازمان مدتي زير فشار نمايندگان خواهد بود  كه ببين ادم مرا يك جاي رئيس كن

حقوق معوقه

تا از موضوع آموزش وپرورش جدا نشده ايداين مطلب را هم بخوانيد. دوستي ميگفت حقوق معلمان يك طرفه؛ معوقه ايشان  يك طرف ما شا ا.... شما چقدر از دولت طلب داريد وزير استيضاح ميشود علتش معوقه  معلمان است وزير راي مياورد علتش قول دادن پرداخت  معوقه معلمان  است هفته معلم ميايد موضوع معوقه است كسري بودجه پيش مي ايد علت معوقه معلمان است . عراق به ايران حمله ميكند    عدم پرداخت معوقه معلمان را بهانه ميكند والخ

شما چقدر طلب داريد  عرض كردم مرحوم ايراني از همكاران ما ميفرمود خوبه كه  دولت بدهكار ادمي باشد نه ميدهد نه ميگيرد ما زياد طلب نداريم همان هاي است كه سالهاست  نداده اند.

عجيب است كه از خانه ما در ميايد

رندي ميگفت من نمي دانم چرا در اين شهر هر كسي چيزي كم ميكند ميايد خانه ما را مي گردد و عجيب كه از خانه ما هم  پيدا ميكند .  در مورد وزارا هم انچه كه جناب الهام ميفرمايد دروغ سيزده است و وزيري تغير پيدا نخواهد كرد و اين همه فقط شايعه است و عجيب كه شايعه ها بعد ده روز درست از اب در ميايد  اگر در تغير اعضا كابينه با اين سرعت جلو برويم قطعا نام دولت ايران در كتاب جهاني ركوردها  به زودي ثبت ميشود.

بدون شرح

اخبار ساعت بيست ويك

لطفا با صداي اقاي بابان بخوانيد . به گزارش خبرگزاري رويتر اين روزها همسر  ساركوزي  رئيس جمهوري فرانسه به دليل نوع پوشش مورد انتقاد شبكه هاي جهاني و مردم فرانسه قرار گرفته است ايشان حيا نميكند و بلوز شلوار مي پوشند خبر گزاري تاس هم اعلام كرده حتي ايشان گاهي جوراب نپوشيده كفش مي پوشد عين دخترها خيابان ولي عصر تهران و حتي از رنكهاي شاد هم استفاده رو سري هم كه سر نمكند   تازه اين كه چيزي نيست قد او بلند تر از ساركوزي است و اين امر باعث شده او كفش پاشنه بلند نپوشد وcnnهم خبر داده كه زن ساركوزي ديروز به پيتزا فروشي رفته گفته است كه دو تا نيمچه پيتزا بدهيد ميخواهم ساركو را غافگير كنم البته خبر گزارهاي ديگر هم برخي حرفها را  از نوع پوشش و نوع رفتار زن ساركوزي گفته اند كه ما از ذكر ان معذوريم  ادامه اخبار ظهر امروز يك چيزي كه معلوم نبوده  چيه حسينيه شيراز را كمي تكان داد و دوازده نفر كشته و عدهاي مجروح شدند ادامه خبر