در وزارت کشور علم بهتر بود یا ثروت بهتر است ؟
لمیده بودیم و به اخبار بیست وسی نگاه میفرمودیم . که ناگه موبایل همایونی به صدا در امد .گوشی را برداشتیم ان ور خط نوه همایونی پدر سوخته بود . عرض کرد در مدرسه به ایشان تکلیف کردند که در مورد موضوع "در وزارت کشور علم بهتر است یا ثروت" انشائ بنویسید اگر امکان دارد شما مرقوم فرماید . فرمودیم اولا ان کدام مدرسه است که جسارت نموده و به نوه همایونی تکلیف می کند. که فلان چیز را بنویس. عرض کرد غیر انتفاعی زید ( این همان است که عمر را میزند )فرمودیم غیر انتفاعی باشد هر کار میتواند بکند انها را باکی نیست. در ثانی تکلیف برای شماست من بنویسم. مودبانه عرض کرد در کل فامیل قجر قلم بدستی چون شما خلق نشده و نخواهد شد اگر سایه شاهی شما برنویسندگی شما غالب نمی امد اینک به جای تولوستوی ،ویکتور هوگو؛ چوخف و احمد محود ، جلال ال احمد؛ بزرگ علوی و حتی سید رضا علوی نام شما بر زبانها بود ای شاه بابای نویسنده بنویس که نوشته شما باعث فخر من ÷یش همکلاسی ها خواهد شد . با اینها حرف ما خام شدیم و فرمودیم نوه همایونی از حالا بگویم که این موضوع سیاسی است ها (های تاکید ترکی ) عرض کرد می دانم شما مرقوم فرماید . وامابعد قلم همایونی را بر داشته مرقوم فرمودیم
علم بهتر است یا ثروت ان هم در وزارت کشور
برهمگان مبرهن است فضیلت علم بر ثروت . چرا که علم سرمایه ای است که دزدان بر ان مستولی نشوند و هیچ زوالی بر ان متصور نیست. چون حکیم حکمت یافت د یگر از بین نرود . اما راستش این که درست نیست چرا که ما از اخبار شنیدیم که به عرض همایونی رساندند که یک نفر دکتر در عرض سه ساعت تا حد فوق دیپلم پائین امد و دیگر کسی او را دکتر صدا نمی کند . پس علم امروزی را با این مدرک ها زوال باشد . ورق را پاره فرمودیم واز اول نگاشتیم
برهمگان مبرهن است که جای فاضل و دانشمند در صدر مجلس است اما ثروتمند را چنین جایگاهی شایسته نیست.در قدیم خواجه رشیدالدین طوسی که فاضل بود وزارت در بار را برعهده داشت و امروز چنانچه دیدم برمستند قدرت در وزارت کشور یک نفر بی پول اما دکتر نشست . ای بابا این هم که نشد استیضاح شد . ورق را پاره کردیم و دوباره مرقوم فرمودیم
بر همگان مبرهن است که دانشمندان را مرتبتی است که سایر اقشار به ان حسادت کنند .چنانچه اگر فرزانه ای از خانه خارج شود . مردم به قدری او را تکریم کنند . که خود خجل شود من خود شاهد بودم که مردم دور یک نفر فو تبالیست جمع شده بو دند و .. ای بابا این هم که نشد ان که او را تکریم می کردند فو تبالیست پولدار بود نه دانشمند بی پول . ورق را پاره کردیم حرصمان(عصبانی شدن ترکی )در امد . از مواضع قبلی عدول کردیم مرقوم فرمودیم
بر همگان مبرهن است که در حال ثروتمند را موقعیتی است که دانشمند را ان نباشد. غنی چون به کوی برزن شود مردمان پیش او دولا و راست شوند و اگر بساز بفروش باشد او را اقای مهندس خوانند و اگر غیر این دکتر نامند . در کارهای اداری شخص ثروتمند اگر هم کارمند باشد چشم به مال دولت ندارد و از این حیث نفسش پاک است . و چشم داشتی از دولت ندارد .ثروتمند کار افرینی میکند و این برای کشور خوب است .ثروتمند اگر مرد باشد حداقل زوجه او بیش از چهار و پنج برسد که این امار ازدواج را بالا میبرد .
حالا مسئله این است کسی که خودش خود جوش بعد از فراغت از کار دولتی با عرق جبین و نه لطف یاران ثروتی بدست اورد ه حلال تر از شیر مادر خمس پر داخته و ذکات داده چه اشکالی است که بر کرسی وزارت کشور تکیه زند. که اشکال ندارد هیچ حسن هم دارد. که حسن ان فروان باشد . اول انکه از دولت حقوق مطالبه نکند و یکی دو میلیون تومان (همان واحد بی صفر ) دولت از این جهت ماهانه صرفه جوئی کند دوم حسن این باشد که اعضای کابینه را اگر سختی افتاد انشا..برای خیر اگر سفری داشت یا عروسی بود از وزیر کشور دست قرض ستاند که وزرا را شایسته این نباشد که از معاونین و زیر دستان خود طلب قرض نمایند .سوم حسن این باشد که وزیر را چشم طمع به مال دولت نباشد . چهارم حسن ان باشد که اگر کسی خواست با ثروت بازی سیاسی راه بیاندازد با ثروت وزیر کشور با او مقابله کرد و اخر حسن که احسن الحسنین است انکه نمیشود با پول ارای مردم را از وزیر کشور خرید که ان پولها پیش وزیر پول خرد باشد .
پس بر همه کس مبرهن است در هر حال ثروت بهتر است از علم است ولا غیر
ای کاش این محصولی که خوب حاصلی هم دارد وزیر کشور ما بود انوقت لازم نبود ما برای سفر فرنگ به این بی دین ها رو بیاندزیم که اهای تزار داری به ما یک کرور بدهی بچه ها حواس کردند پاریس را ببینند .



